داستان کوتاه «شمع قرمز»

داستان کوتاه «شمع قرمز» داستان

شمع قرمز چراکه در مسلک ما گفته شده مرد متاهل هنگام گذر از دروازه بهشت باید سوگند بخورد که تمام عمر کنار زنی والا زندگی کرده است.در کشوی میز من شمعی قرمز هست، این شمع متبرک است و آن را از کشیشی گرفته‌ام و برای همین ارزشی بسیار دارد.سوگند بخور تا زمانی که این شمع […]

شمع قرمز

چراکه در مسلک ما گفته شده مرد متاهل هنگام گذر از دروازه بهشت باید سوگند بخورد
که تمام عمر کنار زنی والا زندگی کرده است.در کشوی میز من شمعی قرمز هست، این شمع متبرک است
و آن را از کشیشی گرفته‌ام و برای همین ارزشی بسیار دارد.سوگند بخور تا زمانی که این شمع وجود
دارد دوباره ازدواج نکنی.»

زن سوگند خورد و مرد مُرد.در مراسم تشییع جنازه مرد، زن بالای قبر ایستاده بود
و پذیرای تسلیت اقوام بود و شمع قرمز روشنی در دست داشت و تا تمام شدن آن بالای سر قبر
ایستاد!

عصرایران

همچنین بخوانید :  داستان ﺿﻤﺎﻧﺖ ﻗﺎﺗﻞ توسط فرمانده
تاریخ بروزرسانی : 2016-09-24 / گردآوری :
/
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
اخبار مرتبط :
logo-samandehi