حکایت جالب:عالم فروتن

حکایت جالب:عالم فروتن

عالم فروتن گویند که زمانی در شهری دو عالم می زیستند.روزی یکی از دو عالم که بسیار پرمدعا بود ? کاسه گندمی بدست گرفت و بر جمعی وارد شد و گفت :این کاسه گندم من هستم ! ( از نظر علم و…) و سپس دانه گندمی از آن برداشت و گفت : و این دانه […]

عالم فروتن

گویند که زمانی در شهری دو عالم می زیستند.
روزی یکی از دو عالم که بسیار پرمدعا بود ? کاسه گندمی بدست گرفت و بر جمعی وارد شد
و گفت :این کاسه گندم من هستم ! ( از نظر علم و…
) و سپس دانه گندمی از آن برداشت و گفت : و این دانه گندم هم فلان عالم است
!

و شروع کرد به تعریف از خود.
خبر به گوش آن عالم فرزانه رسید.
فرمود به او بگوئید :آن یک دانه گندم هم خودش است ? من هیچ نیستم…

داستانک

همچنین بخوانید :  حکایت خواندنی زن زیبا و شوهر بد اخلاقش!
بهترین و سریعترین روش مهاجرت به استرالیا
آگهی استخدام همکار در سایت های نیک صالحی و پرشین وی
تاریخ بروزرسانی : 2015-10-03 / گردآوری :
/
امتیاز : 1 تعداد رای :1
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
یونیک ویزاسامسونگکفش پاشنه مخفیدکتر تاجبخش
دکتر بتول طاهری
نظر خود را بنویسید-نظرات کاربران (۰)
داستان جالب عجیب ترین رفتار انسان ها
داستان جالب عجیب ترین رفتار انسان ها
داستان جالب شکار مرغابی وحشی
داستان جالب شکار مرغابی وحشی
داستان آموزنده چوپان و مار
داستان آموزنده چوپان و مار
داستان جالب پسرک واکسی
داستان جالب پسرک واکسی
داستان جالب اردوی مدرسه با اتوبوس
داستان جالب اردوی مدرسه با اتوبوس
داستان خواندنی فامیل خدا
داستان خواندنی فامیل خدا
داستان آموزنده کشیش در هواپیمای طوفان زده
داستان آموزنده کشیش در هواپیمای طوفان زده
داستان آموزنده عابد و شیطان
داستان آموزنده عابد و شیطان
یونیک ویزاسامسونگکفش پاشنه مخفیدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهری