ضرب المثل شکم راپهنش کنی دشت است جمعش کنی مشت است

ضرب المثل شکم راپهنش کنی دشت است جمعش کنی مشت است

ضرب المثل ها پر از داشتان های آموزنده هستند. وقتی ضرب المثلی را در جای خود به کار می برید در واقع آن داستان را بیان می کنید. گرچه خیلی از این داستان ها به فراموشی سپرده شده اند ولی با کمی مطالعه می شود آنها را به یاد آورد.

امروز هم تصمیم داریم داستان یک ضرب المثل قدیمی را برایتان بازگو کنیم. ضرب المثل شکم را پهنش کنی دشت است جمعش کنی مشت است درباره قناعت  و ارزش آن است در واقع جایی کاربرد دارد که طرف نباید برای یک لقمه غذا اصرار بیهوده کرد و گاهی قناعت هم لازم است.

 ضرب المثل شکم را پهنش کنی دشت است

روزی بود.روزگاری بود. روزگار اسکندر بود. کار لشگر کشی و جنگ اسکندر پیش رفت و پیش رفت تا به چین رسید.
امابر خلاف انتظار او نه لشگری در برابرش مقاومت کرد و نه سپاه و فرمانده ای به جنگش آمد.
خاقان چین که فرمانده بزرگ مردم چین بود،دستور داد اسکندر ولشگریانش را با احترام به پایتخت
چین ببرند. اسکندر و سربازانش خوشحال بودند که بدون جنگ وخونریزی چین را هم فتح کرده اند،
اما نمی دانستند که در پشت پرده حکایت هایی است… وقتی اسکندر به پایتخت چین رسید
،خاقان چین به استقبالش رفت واو را با عزت واحترام وارد قصر کرد.

 ضرب المثل شکم را پهنش کنی دشت است

داستان ضرب المثل شکم را پهنش کنی دشت است

شب خاقان چین مهمانی بزرگی راه انداخت وهمه ی بزرگان چین را به آن مهمانی دعوت کرد.
از اسکندر و فرماندهان سپاه او هم خواست که در آن مهمانی شرکت کنند.مهمانان که آمدند
وجمع شدند،بساط شام چیده شد.جلوی هرکدام از مهمانان ظرف سرپوشیده ای بودکه غذای خوشمزه ای
در ان گذاشته بودند.وقت خوردن شام شد.همه ی مهمانان سرپوش های غذا را برداشتند و مشغول خوردن
غذا شدند.اسکندر وفرماندهان او هم سرپوش های ظرف خود را برداشتند،اما در ظرف آنها غذا نبود تعجب کردند.

همچنین بخوانید :  ضرب المثل دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید

داستان  ضرب المثل شکم را پهنش کنی دشت است

در ظرف غذای آنها به جای غذا،طلا وجواهرات گران قیمت گذاشته بودند.اسکندر با دیدن طلاها و
جواهرات شگفت زده شد و روکرد به خاقان چین و با خنده گفت:متشکرم که به من و فرماندهانم
احترام گذاشتید و این جواهرات گران بها را به ما هدیه دادید اما من انتظار داشتم که مثل
بقیه برای ما هم شام بیاورند،دلیل این کارتان چیست؟

خاقان چین با آرامش جواب اسکندر را داد و گفت:من فکر می کردم که اسکندر وفرماندهانش
به جای غذا طلا وجواهرات می خوردند،به همین دلیل  برای شما چنین چیز هایی را به عنوان
شام گذاشته ام. اسکندر کمی ناراحت شد و گفت: این چه حرفی است که می زنی.
تا حالا چه کسی به جای غذا طلا وجاهرات خورده است؟

 ضرب المثل شکم را پهنش کنی دشت است

ماجرای ضرب المثل شکم را پهنش کنی دشت است

خاقان چین گفت:اگر طلا وجواهرات نمی خورید،این همه کشور گشایی وجنگ وخونریزی برای چیست؟
اگر پادشاه یک کشور کوچک هم باشید،بهترین غذاها را می توانید بخورید. شکم را پهن کنی از
دشت هم بزرگتر است وجمعش کنی اندازه ی یک مشت است.

از آن به بعد برای این که بگویند برای یک لقمه غذا نباید به درو دیوار زد و با قناعت هم میشود
زندگی کرد،این مثل را به زبان می اورند.

فرزند من

مناسب ترین کفش برای دویدن و پیاده روی + عکس
آگهی استخدام همکار در سایت های نیک صالحی و پرشین وی
2018-08-04
امتیاز بدهید
امتیاز : 4 تعداد رای : 5
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
بازار سهسامسونگکفش پاشنه مخفیتور استانبول
دکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پرواز
داستان ضرب المثل نه نرِ نرِ است، نه مادهِ ماده
داستان ضرب المثل نه نرِ نرِ است، نه مادهِ ماده
تست هوش جالب ماهی شماره ۲ در چندمین دور خورده می شود؟
تست هوش جالب ماهی شماره ۲ در چندمین دور خورده می شود؟
ضرب المثل شکم راپهنش کنی دشت است جمعش کنی مشت است
ضرب المثل شکم راپهنش کنی دشت است جمعش کنی مشت است
ریشه تاریخی ضرب المثل عاقبت گرگ زاده گرگ شود
ریشه تاریخی ضرب المثل عاقبت گرگ زاده گرگ شود
داستان ضرب المثل دشمن دانا به از نادان دوست
داستان ضرب المثل دشمن دانا به از نادان دوست
معمای ریاضی مصافحه در جلسه!
معمای ریاضی مصافحه در جلسه!
داستان ﺿﺮﺏﺍﻟﻤﺜﻞ گل پشت و رو ندارد
داستان ﺿﺮﺏﺍﻟﻤﺜﻞ گل پشت و رو ندارد
تست هوش جالب چند نفر به سه زبان حرف می‌زنند؟
تست هوش جالب چند نفر به سه زبان حرف می‌زنند؟
بازار سهسامسونگکفش پاشنه مخفیتور استانبولدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پرواز