داستان ضرب المثل کف دست مو ندارد ، جالب و خواندنی!

داستان ضرب المثل کف دست مو ندارد ، جالب و خواندنی! ضرب المثل و معما

داستان ضرب المثل کف دست مو ندارد

داستان ضرب المثل کف دست مو ندارد

وقتی کسی مورد تهدید قرار بگیرد و بخواهد جواب تهدید کننده و مأیوس کننده بدهد کف دستش را نشان می دهد و  می گوید کف دست مو ندارد . داستان ضرب المثل کف دست مو ندارد را در ادامه ببینید:    

داستان ضرب المثل کف دست مو ندارد

داستان ضرب المثل کف دست مو ندارد

   

همچنین بخوانید :  ضرب المثل دست بالای دست بسیار است
داستان ضرب المثل کف دست مو ندارد

آورده اند که … در سال ۵۶ یا ۵۷ قبل از میلاد مسیح ، اشک سیزدهم بر تخت سلطنت ایران نشست ، اُرُد نخستین پادشاه ایران است که در زمان سلطنتش دولت ایران مجبور شد با امپراطوری مقتدر روم ، دست و پنجه نرم کند . در عرصه سلطنت دو سه تن از سرداران بزرگ روم بنامهای پومپه ژولیوس سزار و مارکوس زمامدار قلمرو وسیع امپراطوری روم گردیدند.   کراسوس به حکمرانی سوریه و سرداری سپاهی که می باید به آن مملکت برود مأمور شد ولی سناتورها اجازه ندادند که در این سمت و مأموریت با دولت اشکانی پارت جنگ کند . کراسوس که مردی خسیس و طماع بود پس از استقرار در روسیه به منظور فتح ایران و هند عازم خاور شد و بر روی شط فلات پلی ساخت و چند شهر بین النهرین را تصرف کرد . آن گاه به علت فرار رسیدن فصل زمستان به روسیه برگشت تا در فصل بهار با آمادگی کامل به جنگ پادشاه اشکانی برود .      

همچنین بخوانید :  ضرب المثل امر به خودش هم مشتبه شده است وقتی كسی دروغ های خود را باور کند
داستان ضرب المثل کف دست مو ندارد

  چون موعد مقرر فرا رسید دستور داد سپاهیان را از قشلاقها جمع کنند و منتظر فرمان باشند . در این وقت سفیرانی از طرف اُرُد ، اشک سیزدهم رسیدند و با کلماتی موجز و قاطعانه موضوع مأموریت خود را به کراسوس بیان کردند . پیام آنها قریب به مضمون این بود : اگر این لشکر را رومیها فرستادند پادشاه ما با آن جنگ خواهد کرد ولی چنانکه به ما گفته اند بر خلاف اراده و نیت دولت روم است و شما صرفاً برای منافع شخصی با اسلحه داخل مملکت پارتی ها شده شهر ما را تصرف کرده اید ، اشک حاضر است که به ضعف و پیری شما رحم کرده و به سپاهیان رومی که در شهرهای ما هستند اجازه بدهد از خاک ما بیرون بروند ، زیرا پادشاه ما این رومیها را زندانیان خود می داند .   کراسوس با تکبر جواب داد : قصد و نیتم را در سلوکیه به شما اعلام می دارم . ویزیگس معروفترین سفیر ایران ، چون سخن نیشدار کراسوس را شنید . پوز خندی زده کف دستش را نشان کراسوس داده و گفت : کراسوس ، اگر در کف دست من مویی ببینی ، سلوکیه را هم خواهی دید.   شمیم

همچنین بخوانید :  داستان ضرب المثل شاید آفتاب نخواهد نصف شب طلوع کند
آواز عاشقانه مهرداد میناوند در مراسم ازدواج لاکچری اش
در ایام قرنطینه در منزل بی نهایت کارتون ببینین
تاریخ بروزرسانی : 2016-12-08 / گردآوری :
/
اخبار مرتبط :