فیلم سینمایی «لاله» به کارگردانی اسدالله نیکنژاد (معروف به اسی نیکنژاد) که پیش از این در شورای تخصصی بنیاد سینمایی فارابی فیلمنامه آن رد شده بود، به دستور برخی افراد با هزینه 5 میلیارد تومانی تولید میشود
به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، بحث درباره مشکلات سینمای ایران، اینقدر داغ است که حتی مخاطبین سینما و آنان که تنها برای تفنن راهی سینماها میشوند نیز از مشکلات مطلع هستند و به صدا درآمدهاند و شاید همین حاشیهها و مشکلات یکی از دلایلی باشد که با سینما قهر کردهاند.
ساخت آثار فاخر، تقریباً از دهه 80 آغاز شد، در دوره معاونت سینمایی «محمدحسن پزشک» این نوع از سینما که هیچگاه از سوی مدیران سینمایی به درستی تعریف نشد، متولد گشت. در دورههای مختلف تعاریف متفاوتی برای این سینما در نظر گرفته شد، اما آنچه در عمل به سینمای فاخر مشهور بود سینمایی با هزینههای تولید غیرمتعارف و بالاتر از تولید فیلمهای معمولی و متعارف سینما است. در دورهای داستانهای قرآنی سینمای فاخر قلمداد میشد، در دورهای دیگر سینمای تاریخی و فرهنگی کشور به سینمای فاخر اطلاق شد اما در تمام موارد مسئولیت تولید این دست از آثار بر عهده متولی تولید و بازوی اجرایی در سینما یعنی «بنیاد سینمایی فارابی» بوده است. در سالهای گذشته آثاری چون «ملک سلیمان» ، «راه آبی ابریشم» و ... با این عنوان ساخته شد و در سال گذشته نیز پروه «استرداد» این عنوان را از آن خود نمود.
* فیلمنامه «لاله» در بنیاد سینمایی فارابی رد شده بود
اما در کمال تعجب به تازگی خبر تولید یک اثر با عنوان «لاله» به کارگردانی اسدالله نیکنژاد (معروف به اسی نیکنژاد) کار «تجربی فاخر» مرکز را از آن خود کرد و به گفته مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی این فیلم به دستور رئیس سازمان سینمایی و خارج از حوزه بنیاد سینمایی فارابی ساخته میشود. همچنین شنیده میشود دستور ساخت این فیلم از سوی یکی از نزدیکان رئیس جمهور داده شده است. جالب است که پیش از این فیلمنامه این اثر در شوراهای تخصصی فارابی رد شده است و فارابی حاضر نشده است این فیلم را تولید کند.
فیلمی که به گفته مدیرعامل مرکز گسترش بیش از 5 میلیارد هزینه خواهد داشت که نیمی از آن را قرار است سازمان سینمایی کشور تامین کند.
فیلم سینمایی «لاله» (راننده) درباره رالی بانویی از ایران است که توانسته تا مقام قهرمانی در این رشته هم پیش برود. این خانم در ایران برای اولین بار در مسابقات رالی به این درجه رسیده است که پس از انقلاب رخ میدهد و فیلمنامه بر اساس یک واقعیت نوشته شده است.
اسدالله نیکنژاد
* بودجه 5 میلیاردی برای فیلمسازی که سالها در ایران حضور نداشته است
سوالی که اینجا باید از رئیس سازمان سینمایی کشور پرسیده شود، این است که این فیلمنامه از چه موضوع برجستهای برخوردار است که باید با این بودجه گزاف ساخته شود؟ اولویت ساخت این فیلم در کدام یک از اولویتهای سینمای انقلاب ما قرار میگیرد؟ در شرایطی که این فیلمساز - اسدالله نیکنژاد - نزدیک به دو دهه از سینمای ایران و فضای آن دور بوده است و به همین دلیل زمانی که نام وی به عنوان داور مسابقه سینمای ایران در دوره بیست و نهم فیلم فجر اعلام شد، حاشیههای زیادی به وجود آمد و مورد انتقاد بسیاری از کارشناسان و کارگردانان قرار گرفت و در نهایت هم از جمع اعضای هیئت داوران جشنواره کنار گذاشته شد. حال این فرد چگونه میتواند فیلمی درباره زنی ایرانی را به درستی به تصویر بکشد، در حالی که در ایران حضور نداشته و با فضای ایران سالهاست که آشنا نیست؟
چگونه دولت پول بیتالمال را هزینه چنین پروژهای میکند که کارگردانش حتی در ایران حضور مستمر ندارد و در خارج از ایران زندگی میکند.
از سوی دیگر همانگونه که سینمای وسترن برای آمریکا مهم است، سینمای جنگ هم برای ما از اهمیت خاصی برخوردار است. دفاع مقدس ما دارای سوژههای بکر و به لحاظ سینمایی نیز به شدت دارای پتانسیلهای جذب مخاطب است. شاید برخی معتقد باشند این فیلمها «غیر مردمی» است اما باید این نکته را یادآور شویم فیلمهایی چون «آژانس شیشهای»، «افق»، «از کرخه تا راین»، «کانیمانگا»، «پرواز در شب» و... جزء آثار ارزشمند سینمای جنگ است که از فیلمهای پر مخاطب این حوزه نیز به شمار میآید.
* مدیرانی که با شعار سینمای انقلاب وارد میدان شدند
در شرایطی که کشور در حال تهدید است اولویت سینمای ما چیست؟ گویی باید در دهه چهارم سینما اولویتها را گوشزد کرد و گویا نیاز است برخی از اولویتهای سینمای انقلاب را بار دیگر به مدیرانی که خود با شعار سینمای انقلاب پا به این عرصه در سه سال قبل گذاشتند، شد.
زمانی سینمای ملی ما میتواند به معنای واقعی سینمای ملی دست پیدا کند که نسبت به هشت سال دفاع مقدس و تبعات آن بیتفاوت نباشد. در حالی که پروژه شهید چمران (به کارگردانی ابراهیم حاتمیکیا) در فارابی در حال تولید است، بهتر نیست بودجه مناسب در اختیار این فیلمساز کهنهکار سینمای جنگ و فیلمسازهایی اینچنین قرار گیرد تا او فارغ از هرگونه دغدغهای و با حمایت مناسب فیلمی را که درباره یکی از سرداران جنگ است ساخته و آماده نماید که البته تا جایی که خبر داریم این بودجه داده شده است.
* یک نفر به جای 10 نفر
در شرایطی ساخت فیلم سینمایی «لاله» در اولویت مدیران سینمایی قرار گرفته است که بسیاری از فیلمسازها در شرایط امروز که هزینه تولید بالا رفته است، نمیتوانند آثارشان را جلوی دوربین ببرند زیرا بودجه مناسب در اختیار ندارند؛ اگر دوستان مدیر به جای ارایه بودجه بیتالمال به پروژهای که هنوز فیلمنامهاش به صورت کامل آماده نیست (و در حال بازنویسی توسط یکی از فیلمنامهنویسان است و پیش تولیدش را آغاز کرده است) مبلغ را به 10 فیلم ارایه دهند، باعث میشود فیلمها در گونههای مختلف ساخته شود. اگر تعداد افراد درگیر در یک پروژه را 70 نفر در نظر بگیریم با اختصاص این مبلغ به 10 فیلمساز، 700 نفر مشغول کار میشوند، و به این ترتیب تعداد افراد بیشتری در یک پروژه درگیر خواهند شد و اهالی سینما از بیکاری چند ماهه نجات خواهند یافت. اگر این بودجه به فیلمنامههایی ارایه شود که سینمای اخلاقگرا و انسانی را مد نظر دارند و یا سینمای ایرانی _ اسلامی را به تصویر بکشند و اثری فاخر خلق کنند، بهتر نیست.
* بازسازی عملیات کربلای 5 و فتح خرمشهر به جای رالی یک دختر
شاید بتوان با همین بودجه که سازمان در اختیار چنین فیلمی میگذارد بتوان عملیات کربلای 5 و فتح خرمشهر را بازسازی کرد و به نسل سوم انقلاب و رشادتهای عزیزانی که جانشان را برای میهن و اسلام فدا کردند را به رخ بکشیم.
آخرین نکته این است که در صحبتهای مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی درباره بازار جهانی فیلم صحبت شده است، آیا فیلمهایی که در خصوص تاریخ و تمدن ایرانی _ اسلامی ساخته شود نمیتواند مخاطب جهانی را با خود همراه کند گواه این را در فیلم انیمیشن «رستم و سهراب» که توسط مرکز ساخته و ارایه شده است میتوان جستوجو کرد.
امیدواریم با عملکرد درست مدیران سینمایی و با ارایه بودجههای میلیاردی برای خلق آثار ارزشمند به معنای واقعی، سینمای ایران شرمنده تاریخ و نسل حاضر کشورمان نباشد.