ضرب المثل گشتم صد و سی دره ندیدم آدم دو سره !!

ضرب المثل گشتم صد و سی دره ندیدم آدم دو سره !!ضرب المثل و معما

ضرب المثل گشتم صد و سی دره ندیدم آدم دو سره !!

ضرب المثل گشتم صد و سی دره  ندیدم آدم دو سره !!

داستان ضرب المثل گشتم صد و سی دره ، ندیدم آدم دو سره!!    

ضرب المثل گشتم صد و سی دره

داستان ضرب المثل گشتم صد و سی دره ، ندیدم آدم دو سره!!

     

داستان ضرب المثل گشتم صد و سی دره ، ندیدم آدم دو سره!!

  یکی بود یکی نبود ؛ دو مرد روستایی آماده شده بودند تا به روستای دیگری سفر کنند . آن ها نباید دیر راه می افتادند چون باید قبل از (تاریکی هوا) از درّه ی غول بیابانی می گذشتند . توی راه یکی از آنها پا درد گرفت و به همین دلیل مدتی استراحت کردند . کم کم هوا داشت تاریک می شد امّا آنها هنوز به درّه نرسیده بودند .   در ضمن شنیده بودند که غول بیابانی هر وقت آدمی را شکار می کند با زبان زبرش کف پای او را لیس می زند و زخم می کند طوری که او نمی تواند فرار کند بعد سر وقت با بچّه هایش او را می خورند .   یکی از آنها گفت : بیا کاری کنیم . من کف پاهایم را در شلوار تو می کنم و تو کف پاهایت را توی پاچّه ی شلوار من بکن تا پاهایمان بیرون نماند تا غول آنها را لیس بزند و زخم شود تا اینکه بتوانیم امشب اینجا بخوابیم .   این کار را کردند و هر دو خوابیدند . غول سر وقتشان آمد هر چه گشت پایی پیدا نکرد فقط دو سر دید با خودش گفت , نکند اینها غول جدیدی هستند و از من قوی تر ، بهتر است فرار کنم .   بچّه غول ها که منتظر غذا بودند پرسیدند : چرا وحشت کرده ای ؟ غول گفت : تا حالا صد و سی درّه را زیر پا گذاشتم : اما آدم دو سر ندیدم به همین دلیل وقتی کسی با حیله و نیرنگ رو به رو شود این جمله را می گوید ” گشتم صد و سی درّه ، ندیدم آدم دو سره !! ”   آفتاب

همچنین بخوانید :  کسی قدر عافیت داند که به مرضی گرفتار شود
تاریخ بروزرسانی : 2016-12-19 / گردآوری :
/
اخبار مرتبط :
هم سامویدئودکتر تاجبخشدکتر بتول طاهری