ضرب المثل های ایرانی که با حرف د شروع می شوند

ضرب المثل های ایرانی که با حرف د شروع می شوندضرب المثل و معما

ضرب المثل های ایرانی که با حرف د شروع می شوندReviewed by Saba on Jul 7Rating: دادن بدیوانگی گرفتن بعاقلی ! دارندگیست و برازندگی ! داری طرب کن، نداری طلب کن ! داشتم داشتم حساب نیست، دارم دارم حسابه ! دانا داند و پرسد نادان نداند و نپرسد ! دانا گوشت میخورد نادان چغندر ! دانه فلفل سیاه و خال مهرویان […]

ضرب المثل هاي ايراني که با حرف د شروع می شوندReviewed by Saba on Jul 7Rating:

دادن بدیوانگی گرفتن بعاقلی !
 
دارندگیست و برازندگی !
 
داری طرب کن، نداری طلب کن !
 
داشتم داشتم حساب نیست، دارم دارم حسابه !
 
دانا داند و پرسد نادان نداند و نپرسد !
 
دانا گوشت میخورد نادان چغندر !
 
دانه فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه — هر دو جانسوز است اما این کجا و آن کجا !
 
دایه از مادر مهربانتر را باید پستن برید !
 
دختر، تخم تر تیزک است !
 
دختر تنبل، مادر کدبانو را دوست داره !
 
دخترمیخوهی ماماش را بین — کرباس میخواهی پهناش را ببین !
 
دختر همسایه هر چه چل تر برای ما بهتر !
 
دختری که مادرش تعریف بکنه برای آقا دائیش خوبه !
 
درازی شاه خانم به پهنای ماه خانم در !
 
در بیابان گرسنه را شلغم پخته به ز نقره خام !
 
در بیابان لنگه کفش، نعمت خداست !
 
در پس هر گریه آخر خنده ایست !
 
در جنگ، حلوا تقسیم نمیکنند !
 
در جوانی مستی، در پیری سستی، پس کی خدا پرستی ؟!
 
در جهان هر کس که داره نان مفت، میتواند حرفهای خوب گفت !
 
در جهنم عقربی هست که از دستش به مار غاشیه پناه میبرند !
 
در جیبش را تار عنکبوت گرفته است !
 
در چهل سالگی طنبور میآموزد در گور استاد خواهد شد !
 
در حوضی که ماهی نیست ، قورباغه سپهسالاره !
 
در خانه ات را ببند همسایه تو دزد نکن !
 
در خانه اگر کس است یکحرف بس است !
 
در خانه بیعاره ها نقاره میزنند !
 
در خانه مور، شبنمی طوفانست !
 
در خانه هر چه، مهمان هر که !
 
درخت اگر متحرک شدی ز جای بجای — نه جور اره کشیدی نه جفای تبر !
 
درخت پر بار، سنگ میخوره !
 
درخت پر بار، سنگ میخوره !
 
درخت کاهلی بارش گرسنگی است !
 
درخت کج جز بآتش راست نمیشه !
 
درخت گردکان باین بلندی — درخت خربزه الله اکبر !
 
درخت هر چه بارش بیشتر بشه، سرش پائین تر میاد !
 
درد دل خودم کم بود، اینهم قرقر همسایه !
 
درد، کوه کوه میاد، مومو میره !
 
در دروازه را میشه بست، اما در دهن مردم و نمیشه بست !
 
در دنیا همیشه بیک پاشنه نمیچرخه !
 
در دنیا یه خوبی میمونه یه بدی !
 
در دیزی وازه، حیای گربه کجا رفته !
 
در زمستان، الو، به از پلوه !
 
در زمستان یه جل بهتر از یه دسته گله !
 
درزی در کوزه افتاد !
 
در زیر این گنبد آبنوسی، یکجا عزاست یکجا عروسی !
 
درس ادیب اگر بود زمزمه محبتی — جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را . ((‌ نظیری نیشابوری ))
 
در شهر کورها یه چشمی پادشاست !
 
در شهر نی سواران باید سوار نی شد !
 
در عفو لذتیست که در انتقام نیست !
 
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست ! ((‌ حافظ شیرازی ))
 
در کف شیر نر خونخواره ای — غیر از تسلیم و رضا کو چاره ای ؟
 
در مجلس خود راه مده همچو منی را — کافسرده دل افسرده کند انجمنی را !
 
درم داران عالم را کرم نیست — کریمان را بدست اندر درم نیست !
 
در مسجده، نه کند نیست نه سوزوندنی !
 
در نمک ریختن توی دیگ باید به مرد پشت کرد !
 
درویش از ده رانده، ادعای کدخدائی کند !
 
درویش مومیائی، هی میگی و نمیائی !
 
درویش را گفتند : در دکانتو ببند دهنشو هم گذاشت !
 
در، همیشه بیک پاشنه نمیگرده !
 
درهفت آسمان یک ستاره نداره !
 
دزد،آب گرون میخوره !
 
دزد بازار آشفته میخواهد!
 
دزد باش و مرد باش !
 
دزد به یک راه میرود، صاحب مال به هزار راه !
 
دزد حاضر و بز حاضر !
 
دزد ناشی به کاهدون میزنه !
 
دزدی آنهم شلغم ؟ !
 
دزدی که نسیم را بدزدد  دزد است !
 
دست بالای دست بسیار است . (( در جهان پیل مست بسیار است … ))
 
دست به دنبک هر کی بزنی صدا میده !
 
دست بریده قدر دست بریده را میدونه !
 
دست بشکند در آستین، سر بشکند درکلاه !
 
دست بیچاره چون بجان نرسد — چاره جز پیرهن دریدن نیست !
 
دست بی هنر کفچه گدئیست !
 
دست پشت سر نداره !
 
دست پیش را گرفته که پس نیفته !
 
دستت چربه، بمال سرت !
 
دستت چو نمیرسد به خانم — دریاب کنیز مطبخی را !
 
دستت چو نمیرسد به کوکو، خشکه پلو را فرو کو !
 
دست تنگی بدتر از دلتنگی است !
 
دست خالی برای تو سر زدن خوبه !
 
دست در کاسه و مشت در پیشانی !
 
دست، دست را میشناسه !
 
دست دکاندار تلخ است !
 
دست راست را از چپ نمیشناسه !
 
دستش به خر نمیرسه پالان خر را بر میدارد !
 
دستش به دم گاو بند شده !
 
دستش به عرب و عجم بند شده است !
 
دستش بدهنش میرسه !
 
دستش در کیسه خلیفه است !
 
دستش را به کمرش گرفته که از بیگی نیفته !
 
دستش شیره ایست یا دستش چسبناک است !
 
دستش را توی حنا گذاشت !
 
دست شکسته بکار میره، دل شکسته بکار نمیره !
 
دست شکسته وبال گردنه !
 
دستش نمک نداره !
 
دست کار دل و نمیکنه و دل کار دست و نمیکنه !
 
دستش کجه !
 
دست که به چوب بردی گربه دزده حساب کار خودشو میکنه !
 
دست که بسیار شد برکت کم می شود !
 
دست ما کوتاه و خرما بر نخیل . (( پای ما لنگ است و منزل بس دراز )) ((‌ حافظ شیرازی ))
 
دست ننت درد نکنه !
 
دست و روت را بشور منم بخور !
 
دست و رویش را با آب مرده شور خانه شسته است !
 
دستی را که حاکم ببره خون نداره یا دیه نداره !
 
دستی را که نمیتوان برید باید بوسید !
 
دستی را که از من برید، خواه سگ بخورد خواه گربه !
 
دشمنان در زندن با هم دوست شوند !
 
دشمن دانا بلندت میکند — بر زمینت میزند نادان دوست !
 
دشمن دانا که غم جان بود — بهتر از دوست که نادان بود . ((‌ نظامی ))
 
دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد . (( دانی که چه گفت زال با رستم گرد ))  ((‌ سعدی ))
 
دعا خانه صاحبش را میشناسد !
 
دعا کن (( الف )) بمیره یا دعا کن بابات بمیره !
 
دعوا سر لحاف ملا نصرالدین بود !
 
دلاکها که بیکار میشوند سر هم را میتراشند !
 
دل بیغم دراین عالم نباشد — اگر باشد بنی آدم نباشد .
 
دل سفره نیست که آدم پیش هر کس باز کنه !
 
دلش درو طاقچه نداره !
 
دلم خوشه زن بگم اگر چه کمتر از سگم !
 
دلو همیشه از چاه درست در نمیاد !
 
دماغش را بگیری جانش در میاد !
 
دم خروس از جیبش پیداست !
 
دمش را توی خمره زده است !
 
دندن اسب پیشکشی را نمیشمارند !
 
دنده را شتر شکست، تاوانش را خر داد !
 
دنیا پس از مرگ ما، چه دریا چه سراب !   
 
دنیا دمش درازه !
 
دنیا جای آزمایش است، نه جای آسایش !
 
دنیا، دار مکافاته !
 
دنیا را آب ببره او راخواب میبره !
 
دنیا را هر طور بگیری میگذره !
 
دنیایش مثل آخرت یزیده !
 
دنیا محل گذره !
 
دو تا در را پهلوی هم میگذارند برای اینست که به درد هم برسند !
 
دو خروس بچه از یک مرغ پیدا میشوند، یکی ترکی میخونه یکی فارسی !
 
دود از کنده بلند میشه !
 
دود، روزنه خودشو پیدا میکنه !
 
دو دستماله میرقصه !
 
دور اول و بد مستی ؟
 
دور دور میرزا جلاله ، یک زن به دو شوهر حلاله !
 
دوری و دوستی !
 
دوست آنست که بگریاند. دشمن آنست که بخنداند !
 
دوست همه کس، دوست هیچکس نیست !
 
دوستی بدوستی در، جو بیار زرد آلو ببر !
 
دوستی دوستی از سرت میکنند پوستی ؟!
 
دوصد گفته چو نیم کردار نیست !
 
دو صد من استخوان باید که صدمن بار بردارد !
 
دوغ در خانه ترش است !
 
دوغ و دوشاب در نظرش یکیست !
 
دو قرت و نیمش باقیه !
 
دو قرص نان اگر از گندم است و گر از جو — دوتای جامه اگر کهنه است و گر از نو .
 
هزار مرتبه بهتر بنزد ابن یمین — زفرمملکت کیقباد و کیخسرو .
 
ده انگشت را خدا برابر نیافریده !
 
ده، برای کدخدا خوبه و برادرش !
 
ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند .
 
دهنش آستر داره !
 
دهنش چاک و بست نداره !
 
دهن مردم را نمیشود بست !
 
دهنه جیبش را تار عنکبوت گرفته !
 
دیده می بینه، دل میخواد !
 
دیر آمده زود میخواد بره !
 
دیر زائیده زود میخواد بزرگ کنه !
 
دیشب همه شب کمچه زدی کو حلوا ؟!
 
دیگ به دیگ میگه روت سیاه ، سه پایه میگه صل علی !
 
دیگران کاشتند ما خوردیم، ما میکاریم دیگران بخورند !
 
دیگ ملا نصرالدین است !
 
دیوار حاشا بلنده !
 
دیوار موش داره ، موش هم گوش داره !
 
دیوانه چو دیوانه به بیند خوشش آید ! 

تاریخ بروزرسانی : 2014-07-07 / گردآوری :
/
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
هم سامدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریویدئو