ضرب المثل نمک گیر شدن

ضرب المثل نمک گیر شدنضرب المثل و معما

ضرب المثل نمک گیر شدن درباره کسی و جایی بکار برده می شود که فردی در حق شما کاری کرده و یا خوبی کرده و یا پذیرایی کرده باشد شما این مثال را بکار می برید

در ادبیات فارسی ما ایرانیان علاوه بر انواع شعر از شاعر های بنام کشور که این شعر های شاعران خواهان زیادی چه
در داخل کشور و چه در خارج کشور دارند داری انواع ضرب و المثل هایی است که مردم در جاهایی و برای رساندن
منظور خود به کسی در حرف زدن عامیانه از آن استفاده می کنند به عنوان مثال ضرب المثل نمک گیر شدن نیز در جاهایی
بکار برده می شود مثلا اگر فردی به ما محبتی کند و یا مورد محبت و پذیرایی او قرار بگیریم بدون اینکه منتی روی ما بگذارد
این مثال را بکار می برند که در نیک صالحی بخوانید

حکایت ضرب المثل نمک گیر شدن

در زمان قدیم، قوانین خاصی درباره ی جوانمردی وجود داشت و به خصوص، احترام و
پایبندی عیاران نسبت به قوانین جوانمردانه بیش تر بود. عیاران کسانی بودند که خودشان
را مدافع حقوق مردم ضعیف می دانستند و از ثروتمندان می دزدیدند و به فقرا می دادند.
یکی از مشهورترین ماجراهای نمک گیر شدن، مربوط به یعقوب لیث صفاری است که از عیاران
معروفی است که به حکومت رسید و در مقابله با خلفای ظالم عباسی، سلسله ی صفاریان
را تأسیس کرد. در ابتدا؛ یعقوب که تحمل رنج و بدبختی مردم را نداشت، تصمیم گرفت که همراه
برادران و دوستانش یک گروه عیاری تشکیل دهد.

او که مرد باهوشی بود، خیلی زود گروه بزرگتری ساخت و بین مردم؛ مشهور شد. یک روز به
یعقوب خبر دادند که درهم بن حسین حاکم شهرخزانه ی بزرگی دارد و جواهرات گرانبهایی را
در آن نگهداری می ک‌ند. عیاران تصمیم گرفتند که شبانه به خزانه ی درهم بن حسین دستبرد بزنند.

اول چند نفر رفتند و موقعیت خانه ی درهم را بررسی کردند و پس از آن که از مکان خزانه مطلع شدند،
وسایلشان را برداشتند و شبانه راه افتادند. آنها آهسته از دیوار بالا رفتند و بعد با احتیاط، دیوار خزانه را سوراخ کردند و داخل شدند.

نمک گیر شدن

انواع ضرب المثل

با وارد شدن به خزانه، نفس همه ی آنها بند آمد. جواهرات رنگارنگ، زیر نور چرا غهایی که
همراه برده بودند، مثل ستاره می درخشیدند. با اشاره ی یعقوب، عیاران با عجله جواهرات
را جمع کردند و داخل کیسه های شان ریختند. یعقوب که گوشه ای ایستاده بود و به کار
عیاران نظارت می ک‌رد، یکدفعه چشمش به سنگ درخشانی افتاد. سنگ را بلند کرد و زیر
نور چراغ، به آن نگاه کرد. سنگ می درخشید ولی شبیه جواهرات دیگر نبود. سنگ را به دهانش گذاشت

تا سختی آن را امتحان کند؛ ولی ناگهان سنگ را انداخت و به عیاران گفت: هرچه برداشته اید، دوباره سر جایش بگذارید.

عیاران با تعجب به یعقوب نگاه کردند. اصلا نمی توانستند بفهمند که چه اتفاقی افتاده است.

یکی از عیاران پرسید: چرا باید پس از این همه زحمت و خطر، جواهرات را نبریم؟ یعقوب با ناراحتی
به سنگ نمک اشاره کرد و گفت: این سنگ درخشان، سنگ نمک است. من به خیال اینکه جواهر
است، آن را در دهان گذاشتم تا سختی اش را امتحان کنم. صدای آه عیاران بلند شد. یعقوب گفت:

همچنین بخوانید :  ضرب المثل خدا شری بدهد كه خیر ما در آن باشد

متوجه شدید؟ من نمک گیر شده ام. حالا که نمک درهم بن حسین را خورد ه ام، نمی توانم به مال او خیانت کنم!

ادامه حکایت نمک گیر شدن

عیاران که خودشان به قانون عیاری نمک خوردن و نمک گیر شدن؛ اعتقاد داشتند، بدون پرسشی
دیگر، کیسه هایشان را خالی کردند و از همان راهی که آمده بودند، بازگشتند. روز بعد، به
درهم بن حسین خبر دادند که دزد وارد خزانه اش شده است. درهم با عجله به محل خزانه رفت.

مسؤل خزانه جلو دوید و گفت: قربان نگاه کنید!دیوار خزانه را سواخ کرده اند واز آن جا وارد شده اند.

درهم بن حسین با وحشت گفت: لابد تمام جواهرات را دزدیده اند.

خزانه دار گفت: «نه قربان! اتفاق عجیبی افتاده است! جواهرات را جابه جا کرده اند ولی هیچی
نبرده اند!درهم با تعجب پرسید: هیچی! عجب حکایت عجیبی است!

نزدکی غروب؛ یکی از یاران لیث به مخفیگاه عیاران رفت و گفت: خبر سرقت دیشب، همه جا پیچیده است.

درهم بن حسین هم اعلام کرده است که به دزدی که دیشب وارد خزانه اش شده است،
امان می دهد؛ به شرط آن که بگوید چرا وارد خزانه شده ولی چیزی نبرده است.

نمک گیر شدن

ضرب المثل کاربردی

یعقوب لیث، آن شب تا صبح فکر کرد و عاقبت تصمیم گرفت که به دیدن درهم برود. درهم بن حسین
در خانه اش نشسته بود که به او خبردادند که مردی آمده است و ادعا می ک‌ند که عیار است.

درهم بلافاصله دستور داد که او را به داخل، راهنمایی کنند. یعقوب با احتیاط جلو رفت و گفت: من
به خاطر قول شما که امان داده اید، به اینجا آمده ام.

درهم بن حسین لبخندی زد وگفت: بله! چون می خواستم بدانم که علت اتفاق عجیب دیشب چیست!
چرا به خودتان زحمت دادید ووارد خزانه شدید ولی چیزی نبردید؟

یعقوب مستقیم به چشمان درهم نگاه کرد و گفت: چون نمک گیر شدم! در خزانه ی شما سنگ
نمکی بود که من به اشتباه؛ به آن زبانزدم. درهم بن حسین با تعجب گفت: همین! یعقوب با ملامت
به او نگاه کرد و گفت: برای ما نمک گیر شدن، مسئله ی مهمی است..
نمک گیر شدن

ما اگر نان و نمک کسی را بخوریم، نمک گیرش می شویم و در حق او؛ خیانت نمی کنیم. درهم با

حیرت به سخنان یعقوب لیث صفاری گوش کرد و بعد با تحسین او را که می رفت، نگاه کرد. اما این
پایان ارتباط یعقوب و درهم نبود. وقتی درهم به حکومت سیستان رسید، فرمانده ی سپاهش را به
یعقوب لیث سپرد و به این ترتیب، راه رسیدن یعقوب به حکومت، هموار شد.
نمک گیر شدن

تبیان

آگهی استخدام همکار در سایت های نیک صالحی و پرشین وی
بهترین و سریعترین روش مهاجرت به استرالیا
تاریخ بروزرسانی : 2018-10-16 / گردآوری :
/
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
یونیک ویزاهم سامدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهری
۴ جمله دروغ ، تست هوش سرقت آثار هنری
۴ جمله دروغ ، تست هوش سرقت آثار هنری
ضرب المثل قرآنی کن فیکون
ضرب المثل قرآنی کن فیکون
داستان ضرب المثل اگر می دانستی درویش چقدر بی نانی و بی پارزی کشیده
داستان ضرب المثل اگر می دانستی درویش چقدر بی نانی و بی پارزی کشیده
تست هوش ارتباط ابرهای خالدار
تست هوش ارتباط ابرهای خالدار
ضرب المثل های زیبا در مورد دوست و دوستی
ضرب المثل های زیبا در مورد دوست و دوستی
۱۰ ثانیه فرصت داری که با این معما هوش خود را به چالش بکشی!
۱۰ ثانیه فرصت داری که با این معما هوش خود را به چالش بکشی!
تست هوش جالب غذای مرغ های خانگی!!
تست هوش جالب غذای مرغ های خانگی!!
داستان ضرب المثل بچه خمیره، خدا کریمه
داستان ضرب المثل بچه خمیره، خدا کریمه