سرم را سَرسَری متراش ای استاد سَلمانی

سرم را سَرسَری متراش ای استاد سَلمانی

سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی , این ضرب المثل را افرادی به کار می‌برند که می‌خواهند بگویند من در شهر و دیار خود آدم مهم و سرشناسی هستم.

سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی

سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی , سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی *** که هرکس در دیار خود سری دارد و سامانی

مورد استفاده:

این ضرب المثل را افرادی به کار می‌برند که می‌خواهند بگویند من در شهر و دیار خود آدم مهم و سرشناسی هستم.

 

در زمان پادشاهی ابراهیم ادهم این مرد عارف و خداپرست یک روز با خود فکر کرد که اگر بخواهد پادشاه عادی باشد
و با عدل و انصاف بر مردم حکومت کند، ممکن است از عبادت و بندگی خدا عقب بماند. به همین دلیل بدون اینکه
حرفی به اطرافیانش بزند یک روز از قصر خارج شد و راه کوه و بیابان را در پیش گرفت.

ابراهیم لباس ساده‌ای پوشید و به هر شهری که وارد می شد چند روزی کار می‌کرد و با مزدش مقداری آب و نان می‌خرید
و دوباره راهی کوه و بیابان می‌شد تا تنها در دل کوه به پرستش و عبادت خداوند بپردازد.

از طرفی مادر ابراهیم ادهم وقتی که خبردار شد پسرش یکباره تاج و تخت پادشاهی را رها کرده

و هیچ کس از محل اقامت او خبر ندارد، تصمیم گرفت خودش به دنبال پسرش برود. او برای این کار کاروانی را به راه انداخت
و هرچه طلا و جواهر در خزانه‌ی پادشاهی بود بار شترها کرد و با کنیزکان و غلامان بسیاری به راه افتاد.

داستان ضرب المثل سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی

آنها شهر به شهر به دنبال ابراهیم می‌رفتند و در هر شهر جارچیان جار می‎‌زدند ما به دنبال ابراهیم ادهم هستیم
هرکس خبر یا نشانی از او به ما بدهد مژدگانی، این کاروان و بار شترانش که طلا و جواهرات است را برای خود کرده است.

ابراهیم ادهم چون مدت‌ها بود در کوه و دشت و بیابان به سر می‌برد، موهای سر و صورتش بسیار بلند و ژولیده شده بود
و با این سر و صورت حتی کسی به او کار هم نمی‌داد. چون او پول نداشت هیچ سلمانی قبول نمی‌کرد،
موهای به این بلندی را کوتاه کند بدون اینکه هیچ دستمزدی بگیرد.

یک روز ابراهیم ادهم از دکّه سلمانی می‌گذشت دید مرد سلمانی مشتری کمی دارد.
جلو رفت و از او خواست موهای او را هم کوتاه کند تا بعداً پولش را بدهد. استاد سلمانی گفت:
نسیه نمی‌توانم کار کنم. این موهای ژولیده‌ی تو وقت زیادی از من می‌گیرد. شاگرد سلمانی که شاهد این قضایا بود
از اُستاد اجازه خواست تا او این کار را انجام دهد. ولی استاد سلمانی شروع کرد به دادوبیداد کردن
که نمی‌توانم مفت و مجانی سر هر فقیر و بیچاره‌ای را اصلاح کنم. برو به مشتری‌ها برس.

همچنین بخوانید :  ضرب المثل آن ریشی که گرو می گیرند این نیست

سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی

شاگرد گفت: باشد اول کار مشتری‌ها را انجام می‌دهم بعد اجازه دهید
موهای این مرد فقیر و بیچاره را هم اصلاح کنم. استاد سلمانی فریاد زد:
برو به اصلاح این مرد فقیر برس، از فردا هم نمی‌خواهم بیایی سرکار. ابراهیم ادهم که اوضاع را اینگونه دید،
راهش را گرفت تا برود که شاگرد سلمانی دستش را گرفت و گفت: صبر کنید. من خودم هم علاقه‌ای به کار کردن
در دکّان این مرد خودخواه و از خدا بی‌خبر ندارم. بیا برویم من خودم موهای تو را کوتاه می‌کنم
از فردا هم خدا بزرگ و روزی رسان است.

ضرب المثل سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی

شاگرد سلمانی ابراهیم را روی تخته سنگی در گذر اصلی شهر نشاند
و شروع کرد به اصلاح سر و صورت او. موهای ابراهیم آنقدر بلند بود که اصلاح او ساعتی وقت برد.

آخر کار سلمانی بود که صدای جارچیان مادر ابراهیم ادهم بلند شد که فریاد می‌زدند:
ما از طرف مادر پادشاه عادلمان ابراهیم ادهم وارد این شهر شده‌ایم
هر کس از او خبری بگوید مژدگانی او ثروت عظیمی از طلا و جواهرات خواهد بود.

ابراهیم ادهم به شاگرد سلمانی گفت: ‌ای جوان پاک دل، برو به این جارچیان بگو که ابراهیم ادهم را می‌شناسی.
آن وقت مرا به آنها معرفی کن و مژدگانی که ثروت زیادی هم هست را بگیر.
نوش جانت این پاداش قلب پاک و مهربان توست.

شاگرد سلمانی که باورش نمی‌شد این مرد ژولیده که حتی پول پرداخت سلمانی‌اش را ندارد
ابراهیم ادهم باشد گفت: تو مطمئنی؟ ابراهیم گفت: تو به جارچیان خبر بده آنها همه مرا می‌شناسند.
او به طرف جارچیان رفت و خبرش را گفت: سپس مادر ابراهیم ادهم
که فرزندش را از دور دید به طرف پسرش دوید و او را در آغوش گرفت.

این خبر به سرعت پیچید و همه‌ی مردم جمع شدند. مادر ابراهیم ادهم
در جمع همه‌ی مردم شهر مژدگانی خبر خوش شاگرد
سلمانی را به او داد او با این عمل انسانی ثروت فراوانی را صاحب شد.
استاد سلمانی که این صحنه‌ها را می‌دید حرص می‌خورد
ولی کاری از دستش برنمی‌آمد و دیگر پشیمانی سودی نداشت.

راسخون

آگهی استخدام همکار در سایت های نیک صالحی و پرشین وی
بهترین و سریعترین روش مهاجرت به استرالیا
2017-07-10
امتیاز بدهید
امتیاز : 4 تعداد رای : 1
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
یونیک ویزاسامسونگکفش پاشنه مخفیدکتر تاجبخش
دکتر بتول طاهری
ضرب المثل الهی که آقام آب بخواهد!
ضرب المثل الهی که آقام آب بخواهد!
ضرب المثل های برگرفته از حادثه عاشورا
ضرب المثل های برگرفته از حادثه عاشورا
جواب بازی آمیرزا و مراحل بازی آمیرزا
جواب بازی آمیرزا و مراحل بازی آمیرزا
تست هوش المپیادی ، حداکثر اختلاف امتیاز در نتایج مسابقات فوتبال!
تست هوش المپیادی ، حداکثر اختلاف امتیاز در نتایج مسابقات فوتبال!
ضرب المثل نه کور میکند، نه شفا میدهد
ضرب المثل نه کور میکند، نه شفا میدهد
معمای ساده ۲۵ لنگه جوراب!
معمای ساده ۲۵ لنگه جوراب!
داستان مفصل ضرب المثل خر برفت و خر برفت و خر برفت
داستان مفصل ضرب المثل خر برفت و خر برفت و خر برفت
داستان ضرب المثل نه نرِ نرِ است، نه مادهِ ماده
داستان ضرب المثل نه نرِ نرِ است، نه مادهِ ماده
یونیک ویزاسامسونگکفش پاشنه مخفیدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهری