داستان ضرب المثل آن مرحوم دیگر چه گفتند؟

داستان ضرب المثل آن مرحوم دیگر چه گفتند؟ ضرب المثل و معما

داستان ضرب المثل آن مرحوم دگر چه گفتند بسیار جالب است و این ضرب المثل معنای کنایه ای جالبی هم در دل خود دارد که مردم از آن استفاده می کنند

ضرب المثل ها مختص یک زبان و ملیتی خاص نیست بلکه تمامی انسان ها می توانند از این مثل
ها در میان حرف های خود استفاده کنند داستان ضرب المثل آن مرحوم دگر چه گفتند داستان
بسیار جالبی است که مردم می توانند با گفتن آن و تعریف کردن آن برای یکدیگر سرگرم شوند و با
گفتن این داستان ها برای یکدیگر خاطرات خوبی را برای همدیگر به وحود بیاورند داستان ضرب المثل
آن مرحوم دگر چه گفتند  یکی از بهترین داستان های کهن است . داستان ضرب المثل آن مرحوم دیگر
چه گفتند را در نیک صالحی بخوانید.

همچنین بخوانید :  ضرب المثل صدایش صبح بلند می‌شود

آشنایی با داستان ضرب المثل آن مرحوم دگر چه گفتند

آن مرحوم دیگر چه گفتند؟

یکی بود یکی نبود ، مردی بود که باغ و ملکی داشت و خانه ی بزرگی و یک سگ پاسبان ! سگ او
وقتی که دزد می آمد پارس می کرد و همه را می ترساند و صاحب خانه را با خبر می کرد . صاحب
خانه به سگش غذاهای خوب می داد و مواظب بود که مریض نشود .

همچنین بخوانید :  ضرب المثل هاي ايراني که با حرف غ شروع می شوند

اما روزی سگ باوفایش از دنیا رفت . صاحب سگ که بسیار ناراحت بود برای سگش یک قبر قشنگ
در گورستان عمومی ساخت . مردم همه از این کار ناراضی بودند و می گفتند که دفن کردن سگ
در گورستان عمومی درست نیست و این مسئله را با قاضی در میان گذاشتند . قاضی پرسید
: چرا سگت را در گورستان عمومی دفن کرده ای ؟

همچنین بخوانید :  ضرب المثل دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید

صاحب سگ گفت : من سگم را دوست داشتم چون باوفا بود و جلوی دزدها را می گرفت . قاضی
گفت : در هر صورت سگ نجس است و نباید در جایی که آدم ها را دفن می کنند دفن شود .
صاحب سگ که دید ممکن است قاضی حکم بیرون بردن لاشه ی سگش را بدهد فکری کرد و گفت

همچنین بخوانید :  ضرب المثل هاي ايراني که با حرف س شروع می شوند

: جناب قاضی ! سگ من با سگ های معمولی فرق داشت او نه تنها در تمام عمرش مزاحم کسی
نشد بلکه وصیت کرد که غذایش را برای مدت دو سال به قاضی بدهند ! قاضی ناراحت شد و گفت
: غذای سگ را به من بدهید ؟

داستان ضرب المثل آن مرحوم دگر چه گفتند

ضرب المثل آن مرحوم دگر چه گفتند

صاحب سگ گفت : بله سگ من هر ماه پنج من نان و روغن و پنجاه عدد تخم مرغ و چهار
من گوشت می خورد . هنگام مردن وصیت کرد که این مقدار را به قاضی بدهیم .
قاضی که می دید صاحب سگ با زیرکی رشوه ی خوبی به او پیشنهاد کرده گفت : عجب
سگ خوبی ! آن مرحوم دیگر چه گفتند ؟

همچنین بخوانید :  ضرب المثل هاي ايراني که با حرف ب شروع می شوند

از آن پس اگر به کسی برخورد کنیم که به خاطر سود شخصی یا پیشنهاد پولی از عقیده اش
دست بردارد و برخلاف عقیده اش عمل کند ، می گوییم آن مرحوم دیگر چه فرمودند ؟

ویستا

 

در ایام قرنطینه در منزل بی نهایت کارتون ببینین
آواز عاشقانه مهرداد میناوند در مراسم ازدواج لاکچری اش
تاریخ بروزرسانی : 2019-05-30 / گردآوری :
/
برچسب ها:
اخبار مرتبط :