دیالوگ های ماندگار خسرو شکیبایی

دیالوگ های ماندگار خسرو شکیباییاس ام اس

دیالوگ های ماندگار خسرو شکیبایی را در ادامه ببینید :

دیالوگ های ماندگار خسرو شکیبایی

دیالوگ های ماندگار خسرو شکیبایی را در ادامه ببینید : امروز هفتم فروردین زادروز استاد خسرو شکیبایی, بازیگر و صدا
پیشه بی همتای هنر ایران است.او با احساس خاص و قوی خود توانست ماندگارترین دیالوگ ها
را در تلویزیون و سینمای ایران بیان کند.به بهانه زادروز استار خسرو شکیبایی

هامون

خواب می بینم که در کنار
دریا هستم و با عده ای آشنا و غریبه به سویی می روم….انسان از آن چیزی که بسیار دوست می دارد خود را جدا می سازد.در اوج خواستن نمی خواهد…
در اوج تمنا نمی خواهد.دوست می دارد اما در عین حال می خواهد که متنفر باشد.امیدوار است اما امیدواراست امیدوار
نباشد.همواره بیاد می آورد اما می خواهد که فراموش کند….

دل شکسته

قدیما بهش میگفتن یقه آخوندی،الان بهش میگن یقه دیپلمات…
حالاشما بگو ، آخوندامون دیپلمات شدن یا دیپلماتامون آخوند؟

خانه سبز

*من اعتراض دارم به رنگ سرخ که سوزاننده است، به آبی
که سرده، به زرد که رنگ جداییه، به هر رنگی که رنگ روح زندگی توش نیست، چون به عقیده شخص
خود من جناب رییس، رنگ روح زندگی سبزه…
فقط سبز!

همچنین بخوانید :  دیالوگ های ماندگار سینمای جهان

دیالوگ های ماندگار خسرو شکیبایی

* ببین دلخوری، بـــاش.عصبانی هستی، بـــاش.قهری، باش.
هر چی می خوای باشی باش ولی حق نداری با من حرف نزنی.
فــهمیــــــدی ؟……
دکلمه شعری از گروس عبدالملکیان یادم بده چگونه بخوانم تا عشق در تمامی دل ها معنا شود یادم بده چگونه
نگاهت کنم که تردی بالایت در تندباد عشق نلرزد زیبا آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را احساس می کنم آنگونه
عاشقم که نیستان را یکجا هوای زمزمه دارم آنگونه عاشقم که هر نفسم شعر است زیبا چشم تو شعر چشم
تو شاعر است من دزد شعرهای چشم تو هستم

تاریخ بروزرسانی : 2017-03-27 / گردآوری :
/
اخبار مرتبط :
هم سامدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریویدئو
ویدئو