داستان کوتاه

داستان خنده دار سفر یک انگلیسی به هندوستان!

داستان خنده دار سفر یک انگلیسی به هندوستان!

در آن دورانی که کسی نمی‌توانست به وجود توالت عمومی اطمینان داشته باشد، خانمی انگلیسی سفری...

طنز: پیرمرد زیرک و پسربچه ها!

طنز: پیرمرد زیرک و پسربچه ها!

یک پیرمرد بازنشسته خانه ی جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید.یکی دو هفته ی اول همه...

داستان طنز:آن را که گفتی اسمش را نبر و بردار بیار!

داستان طنز:آن را که گفتی اسمش را نبر و بردار بیار!

می‌گویند در مزرعه ‌ای به نام زیر پل که در ده کیلومتری شمال قلعه «سه» واقع...

عجیجم بیا فارسی را پاس بداریم!

عجیجم بیا فارسی را پاس بداریم!

البته که این فارسی است اما اگر به همین منوال که الان من و شما با...

حکایت آموزنده سنگ و پادشاه!

حکایت آموزنده سنگ و پادشاه!

در روزگار قدیم ، پادشاهی سنگ بزرگی را در یک جاده ی اصلی قرار داد .سپس...

داستان بسیار جالب گنجشک و آتش!

داستان بسیار جالب گنجشک و آتش!

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت !پرسیدند :...

داستان کوتاه ثروت واقعی!

داستان کوتاه ثروت واقعی!

روزی یک مرد ثروتمند پسرک خود را به روستایی برد تا به او نشان دهد چقدر...

حکایت خواندنی بهلول و ابوحنیفه!

حکایت خواندنی بهلول و ابوحنیفه!

روزى بهلول از مجلس درس ابوحنیفه گذر مى کرد او را مشغول تدریس دید و شنید...

حکایت جالب:از گردنم بیفتی انشاالله!

حکایت جالب:از گردنم بیفتی انشاالله!

این جمله، هم مثل است هم نفرین و قصه ای دارد میگویند: پیرزنی بود سه پسر...

داستان طنز:لازمه داشتن ساعت مچی…!

داستان طنز:لازمه داشتن ساعت مچی…!

مرد جوون : ببخشین آقا ،می تونم بپرسم ساعت چنده ؟ پیرمرد : معلومه که نه...

داستان خواندنی موسی و بنده بد!

داستان خواندنی موسی و بنده بد!

روزی حضرت موسی (ع)رو به بارگاه ملکوتی خداوند کرد و از درگاهش درخواست نمود:بار الها، می...

حکایت خواندنی زن زیبا و شوهر بد اخلاقش!

حکایت خواندنی زن زیبا و شوهر بد اخلاقش!

اصمعی (وزیر مامون) می گوید: روزی برای صیادی به سوی بیابان روانه شدیم.من از جمع دور...

داستان بسیار زیبا و خواندنی نجوای دل

داستان بسیار زیبا و خواندنی نجوای دل

باران خوبی باریده بود و مردم دهکده‌ی شیوانا به شکرانه نعمت باران و حاصلخیزی مزارع، عصر...

چه چیز انسان را زیبا می‌کند؟

چه چیز انسان را زیبا می‌کند؟

اﺳﺘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: «به نظر ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯽﮐﻨﺪ؟» ﻫﺮﯾﮏ ﺟﻮﺍﺑﯽ...

داستان بسیار زیبا: خدا در روح ما زمزمه می کند!

داستان بسیار زیبا: خدا در روح ما زمزمه می کند!

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم...

حکایت جالب بخشندگی کریم خان زند!

حکایت جالب بخشندگی کریم خان زند!

درویشی تهی‌‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد .چشمش به شاه افتاد و...

اگر هنوز ازدواج نکردم تقصیر…!!

اگر هنوز ازدواج نکردم تقصیر…!!

اگر هنوز ازدواج نکردم تقصیر… تقصیر ساعت کاری ام است که صبح خروسخوان می روم و...

عاقبت نخود هر آش شدن!

عاقبت نخود هر آش شدن!

یه روز گاو پاش میشکنه دیگه نمی تونه بلند شه کشاورز دامپزشک میاره.دامپزشک میگه: اگه تا...

داستان زیبای ملک جمشید و چهـل گیسو بانو!

داستان زیبای ملک جمشید و چهـل گیسو بانو!

یکی بود یکی نبود.در زمانهای قدیم یک پادشاهی بود که یک پسری داشت.پسر را گذاشت مکتب...

عشق جالب یک زن و شوهر!

عشق جالب یک زن و شوهر!

زن و شوهری بیش از ۶۰ سال با یکدیگر زندگی مشترک داشتند.آنها همه چیز را به...

شما مرا می شناسید آیا؟!

شما مرا می شناسید آیا؟!

من دوشیزه مکرمه هستم وقتی زن ها روی سرم قند می سابند و همزمان قند توی...

داستان جالب همه کس، یک کسی، هر کسی، هیچ کسی!

داستان جالب همه کس، یک کسی، هر کسی، هیچ کسی!

چهار نفر بودند. اسمشان اینها بود:همه کس، یک کسی، هر کسی، هیچ کسی. کار مهمی در...

ماجرای من و تخمه و تلویزیون!

ماجرای من و تخمه و تلویزیون!

چندسال پیش یکروز جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم، فوتبال نگاه می کردم و تخمه می خوردم.ناگهان...

عاقبت “نه نگفتن” به خواسته های اطرافیان!

عاقبت “نه نگفتن” به خواسته های اطرافیان!

در روزگاران قدیم، مرد میانسالی دو همسر داشت.یکی از زنها مسن و دیگری جوان بود.هر یک...

باغ خدا، دست خدا، چوب خدا!

باغ خدا، دست خدا، چوب خدا!

مردی در یک باغ درخت خرما را با شدت ‌تکان می‌داد و بر زمین می‌ریخت.صاحب باغ...

مامان تو زنی یا مرد؟!

مامان تو زنی یا مرد؟!

من مشغول تماشای سریال ، دخترم بدو بدو اومد و پرسید.دخترم : مامان تو زنی یا...

حکایت خواندنی سختی روزگار!

حکایت خواندنی سختی روزگار!

مردی از دست روزگار سخت می‌نالید.پیش استادی رفت و برای رفع غم و رنج خود راهی...

کفن دزد و پسر زیرکش!

کفن دزد و پسر زیرکش!

آورده اند که کفن دزدی در بستر مرگ افتاده بود،پسر خویش را فراخواند، پسر به نزد...

ازدواج ملا نصر الدین!

ازدواج ملا نصر الدین!

روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟...

همیشه یک راه حل وجود دارد!

همیشه یک راه حل وجود دارد!

روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک...