کریم تر از حاتم کیست؟!

کریم تر از حاتم کیست؟! داستان

حاتم را پرسیدند که :«هرگز از خود کریمتر دیدی؟» گفت: «بلی، روزی در خانه غلامی یتیم فرود آمدم و وی ده گوسفند داشت.فی الحال یک گوسفند بکشت و بپخت و پیش من آورد.مرا قطعه‌ای از آن خوش آمد، بخوردم.» گفتم : «والله این بسی خوش بود.» حاتم ادامه داد: «غلام بیرون رفت و یک یک […]

حاتم را پرسیدند که :«هرگز از خود کریمتر دیدی؟»

گفت: «بلی، روزی در خانه غلامی یتیم فرود آمدم و وی
ده گوسفند داشت.
فی الحال یک گوسفند بکشت و بپخت و پیش من آورد.
مرا قطعه‌ای از آن خوش آمد، بخوردم.»

گفتم : «والله این بسی خوش بود.»

حاتم ادامه داد: «غلام بیرون رفت
و یک یک گوسفند را می‌کشت و آن موضع را می پخت و پیش من می‌آورد و من از این
موضوع آگاهی نداشتم.
چون بیرون آمدم که سوار شوم، دیدم که بیرون خانه خون بسیار ریخته است.
پرسیدم که این چیست؟»

گفتند: «وی همه گوسفندان خود را بکشت.»

وی را ملامت کردم که: «چرا چنین کردی؟»

گفت:
«سبحان الله ترا چیزی خوش آید که من مالک آن باشم و در آن بخیلی کنم؟»

پس حاتم را پرسیدند
که: «تو در مقابله آن چه دادی؟»

گفت: «سیصد شتر سرخ موی و پانصد گوسفند.»

گفتند: «پس تو کریمتر از
او باشی!»

همچنین بخوانید :  داستان زیبای :عروسک بافتنی

گفت: «هیهات! وی هر چه داشت داده است و من آز آن چه داشتم و از بسیاری، اندکی
بیش ندادم.»

بهارستان جامی

تاریخ بروزرسانی : 2014-08-03 / گردآوری :
/
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
اخبار مرتبط :