هواوی

داستان زیبا و کوتاه پرتاب آجر

داستان زیبا و کوتاه پرتاب آجر داستان

پرتاب آجر , در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما ، پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند !

داستان پرتاب آجر

داستان پرتاب آجر , روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود
با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت

ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان ، یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد .
پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد

داستان جالب و آموزنده پرتاب آجر

پرتاب آجر

داستان جالب و آموزنده پرتاب آجر

مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است .
به طرف پسرک رفت تا او را به سختی تنبیه کند

پسرک گریان ، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو ،
جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند .

پسرک گفت : اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند
هر چه منتظر ایستادم و از رانندگان کمک خواستم ، کسی توجه نکرد .

همچنین بخوانید :  داستان جالب:انیشتین و راننده اش!

برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم
برای اینکه شما را متوقف کتم ، ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم “

مرد متاثر شد و به فکر فرو رفت برادر پسرک را روی صندلی اش نشاند ، سوار ماشینش شد و به راه افتاد

نتیجه داستان : در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند
برای جلب توجه شما ، پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند !

خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم،
او مجبور می شود پاره آجری به سمت ما پرتاب کند.

نمکستان

یک رقص خیابونی شاد و پرانرژی
در ایام قرنطینه در منزل بی نهایت کارتون ببینین
تاریخ بروزرسانی : 2017-12-11 / گردآوری :
/
برچسب ها:
اخبار مرتبط :