هم پیاز خورد, هم چوب خورد و هم پول داد!

هم پیاز خورد, هم چوب خورد و هم پول داد!داستان

در زمان قدیم شخص خسیسی بود که با خساست هایش زندگی را بر همسرو فرزندش سخت گرفته بود… حاکم دستور داد برای جریمه خطایش باید یکی از این سه راه را انتخاب کند؛ یا صد ضربه چوب بخورد یا یک من پیاز بخورد یا اینکه خرجی همسر و فرزندش را بدهد. مرد گفت : «پیاز […]

در زمان قدیم شخص خسیسی بود که با خساست هایش زندگی را بر همسرو فرزندش سخت گرفته بود…

حاکم دستور داد برای جریمه خطایش باید یکی از این سه راه را انتخاب کند؛ یا صد ضربه چوب بخورد
یا یک من پیاز بخورد یا اینکه خرجی همسر و فرزندش را بدهد.

مرد گفت : «پیاز را می‌خورم» یک من پیاز برای او آوردند.

مقداری از آن را که خورد دید دیگر نمی‌تواند بخورد گفت : «پیاز نمی‌خورم، چوب بزنید» به دستور حاکم او
را لخت کردند.چند ضربه چوب که زدند گفت : «نزنید! نزنید! پول می‌دهم!!»

به این ترتیب هم پیاز خورد هم
چوب خورد و هم پول داد!!

داستانک

همچنین بخوانید :  داستان زیبا و خواندنی بادکنک سیاه
آگهی استخدام همکار در سایت های نیک صالحی و پرشین وی
بهترین و سریعترین روش مهاجرت به استرالیا
تاریخ بروزرسانی : 2014-07-15 / گردآوری :
/
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
یونیک ویزاهم سامدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهری
داستان جالب عجیب ترین رفتار انسان ها
داستان جالب عجیب ترین رفتار انسان ها
داستان جالب شکار مرغابی وحشی
داستان جالب شکار مرغابی وحشی
داستان آموزنده چوپان و مار
داستان آموزنده چوپان و مار
داستان جالب پسرک واکسی
داستان جالب پسرک واکسی
داستان جالب اردوی مدرسه با اتوبوس
داستان جالب اردوی مدرسه با اتوبوس
داستان خواندنی فامیل خدا
داستان خواندنی فامیل خدا
داستان آموزنده کشیش در هواپیمای طوفان زده
داستان آموزنده کشیش در هواپیمای طوفان زده
داستان آموزنده عابد و شیطان
داستان آموزنده عابد و شیطان