نامه زیبا و خواندنی بابا لنگ دراز به جودی ابوت!

نامه زیبا و خواندنی بابا لنگ دراز به جودی ابوت! داستان

جودی !! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک مسابقه دو میدانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که درافق دور دست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آنقدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگرهم برسند ناگهان […]

جودی !! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک
مسابقه دو میدانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که درافق دور دست است دست یابند و متوجه نمی
شوند که آنقدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگرهم برسند ناگهان خود را در پایان خط
می بینند.

در حالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند.

دیر یا زود آدم پیر و خسته می شود در حالی که از اطراف خود غافل بوده است.

آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها و اهداف هم برایش بی تفاوت می شود و فقط او می ماند و
یک خستگی بی لذت و فرصت و زمانی که از دست رفته و به دست نخواهد آمد…..

جودی عزیزم! درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها
وابسته می شویم.

همچنین بخوانید :  داستان دزدیدن جوانمردی

هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود.

پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا
بتوانیم دردلش ثبت شویم.

آسمونی

تاریخ بروزرسانی : 2014-08-26 / گردآوری :
/
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
هم سامدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریویدئو