قضاوت کردن های زود هنگام!!

قضاوت کردن های زود هنگام!! داستان

زود قضاوت کردن دانشجویان به استاد خود که ساعت زنانه ای در مچ داشت میخندیدند غافل از اینکه ساعت متعلق به دختر فوت شده اش بود… کلاه گیس دانشجوئی از سرش افتاد وهمه به او خندیدند غافل از اینکه دوست شان شیمی درمانی میکرده… طفلی سر قبر مادرش رفت و او را صدا کرد.مادر.معلمم مرا […]

زود قضاوت کردن

دانشجویان به استاد خود که ساعت زنانه ای در مچ داشت میخندیدند غافل از اینکه ساعت متعلق به دختر فوت
شده اش بود…

کلاه گیس دانشجوئی از سرش افتاد وهمه به او خندیدند غافل از اینکه دوست شان شیمی درمانی میکرده…

طفلی سر قبر مادرش رفت و او را صدا کرد.مادر.
معلمم مرا میزند و بمن میگوید تو تنبلی چون مادرت زنی است مهمل…

 باشد که مواظب حرکاتمان وحرفهایمان باشیم..

عصرایران

همچنین بخوانید :  داستان آموزنده:قضاوت
تاریخ بروزرسانی : 2016-04-18 / گردآوری :
/
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
اخبار مرتبط :