فتح قله دماوند و توابع در یک ساعت !

فتح قله دماوند و توابع در یک ساعت !داستان

جام جم: اگر عرض کنم که نصف روز، هم به قله دماوند صعود کردم و هم سراسر شمال را گشتم و بعدازظهر در خانه بودم ، فکر نکنید که همه اینها را در خواب دیده ام یا تب دارم و هذیان می گویم ! باور کنید که واقعیت دارد چون سوار بر هواپیما که شدم […]

جام جم: اگر عرض کنم که نصف روز، هم به قله دماوند صعود کردم و هم سراسر شمال را گشتم
و بعدازظهر در خانه بودم ، فکر نکنید که همه اینها را در خواب دیده ام یا تب دارم و
هذیان می گویم ! باور کنید که واقعیت دارد چون سوار بر هواپیما که شدم ، اول از روی قله
زیبای دماوند گذشتم ، سپس جنگلهای زیبای شمال و دریای آبی را زیر پای خود دیدم ! ما ساکنان محترم
دودخورده تهران ! تا وقتی که روی زمین هستیم ، اصلا باورمان نمی شود که زندگی در سطح بالا قشنگ
تر ، راحت تر و زیباتر است.
مساله ای به نام ترافیک وجود ندارد و از دود گازوئیل و بوی کامیون حمل زباله ، اثر و خبری
نیست.
هنگامی که هواپیما روی جنگلهای سرسبز و در ارتفاع کم پرواز می کرد ، بنده به ارزش کار وزارت جهاد
کشاورزی و فعالیت های گسترده این وزارتخانه بیشتر پی بردم ، زیرا به چشم خود دیدم که طفلکی ها نوک
همه کوه ها را هم درخت کاشته بودند! اقدامات و خدمات وزارت راه هم که الحق چشمگیر و تحسین برانگیز
بود زیرا در تمام طول راه ، هواپیمای تهران به شمال ، نه یک پیچ ناجور، نه یک گردنه خطرناک
و نه یک تکه آسفالت کنده شده به چشم می خورد و خلاصه جاده آنقدر خوب ، مهندسی آسفالت شده
بود که آدم دلش می خواست از آن بالا بپرد پایین ، چون مطمئن بود که در چاله سقوط نخواهد
کرد! این اطمینان از آنجا حاصل شده بود که هواپیما یک بار هم در چاله نیفتاد! از آن بالا، انسان
متوجه دوراندیشی و اقدامات سازمان آب می شود و بارها به مدیران و کارکنان زحمتکش آن آفرین می گوید.
آخر توجه داشته باشید که از حالا برای روز مبادای ۱۰۰سال بعد ، یک دریا آب در شمال ذخیره کرده
اند و با این همه ، کوچکترین تبلیغ و تعریفی از اقدامات و فعالیت های خود نمی کنند که مبادا
مردم بگویند آنها هم مثل بقیه غلو می کنند! باور بفرمایید که در آن بالا ، بنده کمترین ، متوجه
شدم که سازمان مسکن چقدر به فکر مردم است زیرا صدها کیلومتر زمین صاف را جهت خانه سازی مردم فراهم
کرده.
منتها، چون این زمینها فعلا آب و برق و تاسیسات شهری ندارند مردم بی انصاف به آنها می گویند بیابان
! تنها نکته آزاردهنده و دلخورکننده در این سفر برای من این بود که متوجه شدم یکی از هزاران ویلای
شیک و باشکوه شمال ، متعلق به حقیر نیست و جالب این که از هر که علتش را پرسیدم ،
جواب قانع کننده ای نداد! در این سفر، یک دوست بامزه هم پیدا کردم که دائم به خلبان التماس می
کرد که کاپیتان ! لطفا از روی جاده هراز رد نشو چون ممکن است روی سرمان ریزش کند!
آگهی استخدام همکار در سایت های نیک صالحی و پرشین وی
بهترین و سریعترین روش مهاجرت به استرالیا
تاریخ بروزرسانی : 2007-06-19 / گردآوری :
/
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
یونیک ویزاهم سامتور کیشکفش پاشنه مخفی
دکتر تاجبخشدکتر بتول طاهری
داستان جالب عجیب ترین رفتار انسان ها
داستان جالب عجیب ترین رفتار انسان ها
داستان جالب شکار مرغابی وحشی
داستان جالب شکار مرغابی وحشی
داستان آموزنده چوپان و مار
داستان آموزنده چوپان و مار
داستان جالب پسرک واکسی
داستان جالب پسرک واکسی
داستان جالب اردوی مدرسه با اتوبوس
داستان جالب اردوی مدرسه با اتوبوس
داستان خواندنی فامیل خدا
داستان خواندنی فامیل خدا
داستان آموزنده کشیش در هواپیمای طوفان زده
داستان آموزنده کشیش در هواپیمای طوفان زده
داستان آموزنده عابد و شیطان
داستان آموزنده عابد و شیطان