داستان پسری که بدون هیچ زحمتی پول بدست می‌آورد اما چیزهای مهم‌تری را از دست می‌داد!

داستان پسری که بدون هیچ زحمتی پول بدست می‌آورد اما چیزهای مهم‌تری را از دست می‌داد! داستان

بدست ‌آوردن پول پسر کوچکی، روزی هنگام راه رفتن در خیابان، سکه‌ای یک سنتی پیدا کرد.او از پیدا کردن این پول ، آن هم بدون هیچ زحمتی، خیلی ذوق زده شد.این تجربه باعث شد که او بقیه روزها هم با چشمان باز سرش را به سمت پایین بگیرد و در جستجوی سکه های بیشتر باشد. […]

بدست ‌آوردن پول

پسر کوچکی، روزی هنگام راه رفتن در خیابان، سکه‌ای یک سنتی پیدا کرد.او
از پیدا کردن این پول ، آن هم بدون هیچ زحمتی، خیلی ذوق زده شد.این تجربه باعث شد که
او بقیه روزها هم با چشمان باز سرش را به سمت پایین بگیرد و در جستجوی سکه های بیشتر باشد.

او در مدت زندگیش، ۲۹۶ سکه ۱ سنتی، ۴۸ سکه ۵ سنتی، ۱۹ سکه۱۰ سنتی، ۱۶ سکه ۲۵ سنتی، ۲
سکه نیم دلاری و یک اسکناس مچاله شده یک دلاری پیدا کرد.یعنی در مجموع ۱۳ دلار و ۲۶ سنت.

در برابر به دست آوردن این ۱۳ دلار و ۲۶ سنت، او زیبایی دل انگیز طلوع خورشید ، درخشش ۳۱۳۶۹رنگین
کمان و منظره درختان ا فرا در سرمای پاییز را از دست داد.او هیچ گاه حرکت ابرهای سفید را بر
فراز آسمان ها در حا لی که از شکلی به شکلی دیگر در می‌آمدند، ندید.
پرندگان در حال پرواز، در خشش خورشید و لبخند هزاران رهگذر، هرگز جزئی از خاطرات او نشد.

همچنین بخوانید :  حکایت آموزنده:ارزش ملک و سلطنت

تبیان

تاریخ بروزرسانی : 2016-07-15 / گردآوری :
/
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
هم سامدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریویدئو