داستان پادشاهی با یک چشم و یک پا

داستان پادشاهی با یک چشم و یک پا داستان

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت…

داستان پادشاهی با یک چشم و یک پا

داستان پادشاهی با یک چشم و یک پا ,پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت.پادشاه به تمام
نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره زیبا از او نقاشی کنند.اما هیچکدام نتوانستند؛ آنان چگونه می‌توانستند با وجود
نقص در یک چشم و یک پای پادشاه ، نقاشی زیبایی از او بکشند؟

داستان پادشاهی با یک چشم و یک پا

سرانجام یکی از نقاشان گفت
که می‌تواند این کار را انجام دهد و یک تصویر کلاسیک از پادشاه نقاشی کرد.نقاشی او فوق‌العاده بود
و همه را غافلگیر کرد.او شاه را در حالتی نقاشی کرد که یک شکار را مورد هدف قرار
داده بود؛ نشانه‌گیری با یک چشم بسته و یک پای خم شده.چرا ما نتوانیم از دیگران چنین تصاویری نقاشی
کنیم؛ پنهان کردن نقاط ضعف و برجسته ساختن نقاط قوت آنان.داستانک

همچنین بخوانید :  داستان زیبای هدیه به برادر
تاریخ بروزرسانی : 2017-01-28 / گردآوری :
/
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
اخبار مرتبط :