داستان همسایه فضول!

داستان همسایه فضول!داستان

زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسباب کشی کردند.روز بعد هنگام صرف صبحانه زن متوجه شد که همسایه اش در حال آویزان کردن رخت های شسته است.رو به همسرش کرد و گفت: لباس ها را چندان تمیز نشسته است.احتمالا بلد نیست لباس بشوید شاید هم باید پودرش را عوض کند.مرد هیچ نگفت.مدتی به همین […]

زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسباب کشی کردند.
روز بعد هنگام صرف صبحانه زن متوجه شد که همسایه اش در حال آویزان کردن رخت های شسته است.رو به
همسرش کرد و گفت: لباس ها را چندان تمیز نشسته است.
احتمالا بلد نیست لباس بشوید شاید هم باید پودرش را عوض کند.مرد هیچ نگفت.مدتی به همین منوال گذشت و هر
بار که زن همسایه لباس های شسته را آویزان می کرد، او همان حرف ها را تکرار می کرد.یک روز
با تعجب متوجه شد همسایه لباس های تمیز را روی طناب پهن کرده است به همسرش گفت: یاد گرفته
چه طور لباس بشوید.مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره هایمان را تمیز کردم!

روزنامه خراسان

آگهی استخدام همکار در سایت های نیک صالحی و پرشین وی
بهترین و سریعترین روش مهاجرت به استرالیا
تاریخ بروزرسانی : 2014-04-27 / گردآوری :
/
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
یونیک ویزاهم سامدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهری
داستان جالب عجیب ترین رفتار انسان ها
داستان جالب عجیب ترین رفتار انسان ها
داستان جالب شکار مرغابی وحشی
داستان جالب شکار مرغابی وحشی
داستان آموزنده چوپان و مار
داستان آموزنده چوپان و مار
داستان جالب پسرک واکسی
داستان جالب پسرک واکسی
داستان جالب اردوی مدرسه با اتوبوس
داستان جالب اردوی مدرسه با اتوبوس
داستان خواندنی فامیل خدا
داستان خواندنی فامیل خدا
داستان آموزنده کشیش در هواپیمای طوفان زده
داستان آموزنده کشیش در هواپیمای طوفان زده
داستان آموزنده عابد و شیطان
داستان آموزنده عابد و شیطان