داستان قرض نمره , داستان کوتاه وخواندنی وجالب

داستان قرض نمره , داستان کوتاه وخواندنی وجالب

خانم معلم چن در دفتر تنها بود که پسر کوچکی آرام درِ دفتر را باز کرد و با لحن پر احتیاطی او را صدا کرد.

داستان قرض نمره

داستان قرض نمره ,خانم معلم چن در دفتر تنها بود که پسر کوچکی آرام درِ دفتر را باز کرد و
با لحن پر احتیاطی او را صدا کرد.خانم چن او را شناخت، اما بدون آن که بخواهد نارضایتی خودش را
به رویش بیاورد، گفت: تو در امتحان از ۱۰۰ نمره ۵۹ گرفتی.تو تنها کسی هستی که نمرۀ قبولی یعنی ۶۰
نگرفته است.پسرک با خجالت و در حالی که صورتش سرخ شده بود، سرش را بلند کرد و گفت: خانم معلم،
می شود…
می شود یک نمره به من ارفاق کنید؟ خانم معلم با عتاب مادرانه ای سرش را تکان داد و گفت:
یک نمره ارفاق کنم؟ این ممکن نیست.من طبق جواب هایی که در برگۀ امتحانت نوشته ای به تو نمره داده
ام.او اضافه کرد: نگران نباش.من که نمی خواهم به خاطر ضعفت در امتحان، تو را تنبیه کنم.تو باید در امتحان
بعد تلاش بیشتری بکنی و نمرۀ بهتری بگیری.پسر با صدایی که نشان می داد خیلی ترسیده است، گفت: اما مادرم
کتکم می زند.

داستان قرض نمره

خانم معلم ساکت شد.او آرزوی والدین را درک می کرد که می خواهند بچه هایشان بهترین نمره ها را کسب
کنند و موفق باشند؛ از طرفی نمی توانست در برابر بچه های بازیگوشی که در امتحاناتشان ضعیف هستند، نرمش نشان
دهد.اما یک موضوع دیگر هم بود.او می دانست که کتک خوردن بچه ها هم هیچ کمکی به تحصیلشان نمی کند
و حتی تأثیر منفی آن ممکن است آنها را از تحصیل بازدارد.نمی دانست چه تصمیمی بگیرد.یک نمره ارفاق بکند یا
نه.او در کار خود جداً اصول را رعایت می کند.اما به هر حال قلب رئوف مادرانه هم داشت.نگاهی به پسرک
کرد.هنوز تمام تن پسرک از ترس می لرزید و به گریه هم افتاده بود.عاقبت رو به پسرک کرد و با
صدای ملایمی گفت: ببین، این پیشنهادم را قبول می کنی یا نه؟ من به ورقه ات یک نمره «ارفاق» نمی
کنم.فقط می توانم یک نمره به تو «قرض» بدهم.تو هم باید در امتحان بعدی ۱۰ برابر آن را، یعنی ۱۰
نمره، به من پس بدهی.خوب است؟ پسرک با شادی غیر قابل وصفی گفت: چشم! من حتما در امتحان بعدی ۱۰
نمره به شما پس می دهم.او با خوشحالی از خانم معلم چن تشکر کرد و رفت.از آن پس برای این
که بتواند در امتحان بعدی قرضش را به خانم چن پس بدهد، با دقت زیاد درس می خواند.تا این که
در امتحان بعد نمرۀ بسیار خوبی کسب کرد.از طرف مدرسه به او جایزه ای داده شد.وقتی در مراسم اعطای جایزه
نگاهش به خانم چن افتاد، از دیدن لبخندی که معلمش به او می زد، احساساتی شد و گریه کرد.

همچنین بخوانید :  داستان بسیار زیبای مرد ثروتمندی که مرد و بچه نداشت!!
داستان قرض نمره

از پسِ آن «درس» که خانم چن به او داده بود، مقطع دبیرستان را با نمرات عالی پشت سر گذاشت
و وارد دانشگاه شد.او اولین دانشجو از روستایشان بود.او پس از مشغول شدن به کار و به دست آوردن موفقیت
های شغلی و مالی پیاپی، بارها و به بهانه های گوناگون به سازندگی روستایشان کمک کرده و هر سال به
دیدن معلمش خانم چن به آنجا می رود.او همیشه ماجرای قرض نمره را به دوستانش تعریف می کند و از
بازگویی آن همیشه هیجان زده می شود.زیرا می داند که نمره ای که خانم چن به او قرض داد، سرنوشتش
را تغییر داد.

آگهی استخدام همکار در سایت های نیک صالحی و پرشین وی
مناسب ترین کفش برای دویدن و پیاده روی + عکس
2016-12-07
امتیاز بدهید
امتیاز : 4 تعداد رای : 5
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
بازار سهسامسونگکفش پاشنه مخفیتور استانبول
دکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پرواز
داستان جالب عجیب ترین رفتار انسان ها
داستان جالب عجیب ترین رفتار انسان ها
داستان جالب شکار مرغابی وحشی
داستان جالب شکار مرغابی وحشی
داستان آموزنده چوپان و مار
داستان آموزنده چوپان و مار
داستان جالب پسرک واکسی
داستان جالب پسرک واکسی
داستان جالب اردوی مدرسه با اتوبوس
داستان جالب اردوی مدرسه با اتوبوس
داستان خواندنی فامیل خدا
داستان خواندنی فامیل خدا
داستان آموزنده کشیش در هواپیمای طوفان زده
داستان آموزنده کشیش در هواپیمای طوفان زده
داستان آموزنده عابد و شیطان
داستان آموزنده عابد و شیطان
بازار سهسامسونگکفش پاشنه مخفیتور استانبولدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پرواز