داستان شایعه

داستان شایعه

زنی در مورد همسایه اش شایعات زیادی ساخت و شروع به پراکندن آن کرد. بعد از مدت کمی همه اطرافیان آن همسایه از آن شایعات باخبر شدند.

داستان شایعه

داستان شایعه ,زنی در مورد همسایه اش شایعات زیادی ساخت و شروع به پراکندن آن کرد.بعد از مدت کمی همه
اطرافیان آن همسایه از آن شایعات باخبر شدند.همسایه اش از این شایعه به شدت صدمه دید و دچار مشکلات زیادی
شد.بعدها وقتی که آن زن متوجه شد که آن شایعاتی که ساخته همه دروغ بوده و وضعیت همسایه
اش را دید از کار خود پشیمان شد و سراغ مرد حکیمی رفت تا از او کمک بگیرید بلکه بتواند
این کار خود را جبران کند.مرد حکیم به او گفت: به بازار برو و یک مرغ بخر آن را بکش
و پرهایش را در مسیر جاده ای نزدیک محل زندگی خود دانه به دانه پخش کن.

داستان شایعه

داستان شایعه

آن زن از این راه حل متعجب شد ولی این کار را کرد.فردای آن روز حکیم به او گفت حالا
برو و آن پرها را برای من بیاور.آن زن رفت ولی ۵ تا پر بیشتر پیدا نکرد.مرد حکیم در جواب
تعجب زن گفت انداختن آن پرها ساده بود ولی جمع کردن آنها به همین سادگی نیست همانند آن
شایعه هایی که ساختی که به سادگی انجام شد ولی جبران کامل آن غیر ممکن است.پس بهتر است از شایعه
سازی دست برداری.عصرایران

همچنین بخوانید :  داستان صیاد ضعیف و ماهی قوی , داستان آموزنده وکوتاه
آگهی استخدام همکار در سایت های نیک صالحی و پرشین وی
بهترین و سریعترین روش مهاجرت به استرالیا
2017-04-04
امتیاز بدهید
امتیاز : 4 تعداد رای : 1
اخبار مرتبط :
یونیک ویزاسامسونگکفش پاشنه مخفیدکتر تاجبخش
دکتر بتول طاهری
داستان جالب عجیب ترین رفتار انسان ها
داستان جالب عجیب ترین رفتار انسان ها
داستان جالب شکار مرغابی وحشی
داستان جالب شکار مرغابی وحشی
داستان آموزنده چوپان و مار
داستان آموزنده چوپان و مار
داستان جالب پسرک واکسی
داستان جالب پسرک واکسی
داستان جالب اردوی مدرسه با اتوبوس
داستان جالب اردوی مدرسه با اتوبوس
داستان خواندنی فامیل خدا
داستان خواندنی فامیل خدا
داستان آموزنده کشیش در هواپیمای طوفان زده
داستان آموزنده کشیش در هواپیمای طوفان زده
داستان آموزنده عابد و شیطان
داستان آموزنده عابد و شیطان
یونیک ویزاسامسونگکفش پاشنه مخفیدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهری