داستان جالب:یک زندگی در خطر بود

داستان جالب:یک زندگی در خطر بودداستان

داستان جالب:یک زندگی در خطر بودReviewed by on Oct 7Rating: یک زندگی در خطر آبراهام لینکلن در وسط جلسه سنا بود که بچه خوکی در جوی آب گرفتار شد.از جلسه بیرون دوید و گفت: فعلن بحث را چند دقیقه نگه دارید، زود برمی گردم. این کاری عجیب بود.شاید پارلمان آمریکا هرگز به چنین دلیلی متوقف […]

داستان جالب:یک زندگی در خطر بودReviewed by on Oct 7Rating:

یک زندگی در خطر

آبراهام لینکلن در وسط جلسه سنا بود که بچه خوکی در جوی
آب گرفتار شد.از جلسه بیرون دوید و گفت: فعلن بحث را چند دقیقه نگه دارید، زود برمی گردم.

این کاری عجیب بود.شاید پارلمان آمریکا هرگز به چنین دلیلی متوقف نشده بود.او دوید تا آن بچه خوک را آزاد کند! لباس هایش تمامن گلی شده بود.او آن بچه خوک را از آن جوی نجات داد و
سپس به جلسه برگشت.مردم پرسیدند : این چه کاری بود کردی؟ چرا جلسه را نگه داشتی و با چنین عجله
ای بیرون دویدی؟

او پاسخ داد: یک زندگی در خطر بود.

داستانک

همچنین بخوانید :  داستان جالب :برادران گلدشتین
تاریخ بروزرسانی : 2015-10-07 / گردآوری :
/
اخبار مرتبط :
یونیک ویزاهم سامدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهری
ویدئو