داستان بسیار زیبا: خدا در روح ما زمزمه می کند!

داستان بسیار زیبا: خدا در روح ما زمزمه می کند!داستان

داستان بسیار زیبا: خدا در روح ما زمزمه می کند!Reviewed by on Oct 12Rating: روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت.ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد.پاره آجر […]

داستان بسیار زیبا: خدا در روح ما زمزمه می کند!Reviewed by on Oct 12Rating:

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می
گذشت.ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد.
پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد!

مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که
اتومبیلش صدمه زیادی دیده است.
به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد.پسرک گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت
پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند.پسرک گفت: “اینجا خیابان خلوتی
است و به ندرت کسیاز آن عبور می کند.
برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم برای اینکه شما
را متوقف کنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم

همچنین بخوانید :  داستان کوتاه قتل پدر به دست پسر!

مرد ثروتمند بسیار متاثر شد و از پسر عذر
خواهی کرد.
برادر پسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گرانقیمتش شد و به راهش ادامه داد …

نتیجه اخلاقی : خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند.
اما بعضی اوقات زمانی که وقت نداریم به ندای قلبمان گوش کنیم، او مجبور می شود بگونه ای عمل کند
که شاید به مزاجمان خوش نیاید …
در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور به پرت کردن آحر شوند…

داستانک

تاریخ بروزرسانی : 2014-10-12 / گردآوری :
/
اخبار مرتبط :
یونیک ویزاهم سامدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهری
ویدئو