Warning: session_start(): Cannot find save handler 'files ; handler used to store/retrieve data' - session startup failed in /home/webmast/public_html/wp-config.php on line 30
داستان بدن نیمه فلج مرد آهنگر | داستان جالب و آموزنده بدن نیم فلج بکار افتاد

داستان جالب بدن نیم فلج بکار افتاد

داستان جالب بدن نیم فلج بکار افتادداستان

داستان بدن نیم فلج مرد آهنگر , شیوانا سپس ساکت شد و دوباره رو به آهنگر کرد و به او گفت: «خوب دوباره از تو می پرسم حالت چطور است!؟»

داستان بدن نیمه فلج مرد آهنگر

داستان بدن نیمه فلج مرد آهنگر , مرد آهنگری سکته مغزی کرده بود و به واسطه آن بخش سمت راست بدنش فلج شده بود. او چون خانه نشین شده بود. دائم گریه می کرد و هر وقت کسی احوالش را می پرسید بلافاصله بغضش می ترکید و زار زار در احوال خود می گریست. سرانجام خانواده مرد دست به دامان شیوانا شدند و از او خواستند تا مرد آهنگر را دلداری دهد و با او صحبت کند.

شیوانا به خانه مرد رفت و کنار بسترش نشست و احوالش را پرسید. طبق معمول مرد آهنگر شروع به گریه نمود. شیوانا بی اعتنا به گریه مرد شروع به نقل داستانی کرد. او گفت: «روزی یکی از فرماندهان شجاع ارتش امپراتور برای جنگ با دشمن به جبهه نبرد رفت و همان روز اول در اثر اصابت شمشیر دست راستش را از دست داد.

داستان بدن نیمه فلج مرد آهنگر و شیوانا

داستان بدن نیمه فلج مرد آهنگر

بدن نیمه فلج مرد آهنگر

فرمانده امپراتور را به درمانگاه بردند و زخمش را با آتش سوزاندند تا عفونت نکند.
یک ماه بعد او از بستر برخاست و دوباره به جبهه رفت. چند روز بعد در اثر اصابت تیری
پای راستش از کار افتاد. اما او تسلیم نشد و سربازانش را مجبور کرد
که سوار بر گاری او را به خط مقدم جنگ ببرند و در همان خط اول نبرد با بدن نیمه کاره اش
کل عملیات را راهبری کرد تا ارتش را به پیروزی رساند.»

شیوانا سپس ساکت شد و دوباره رو به آهنگر کرد و به او گفت:
«خوب دوباره از تو می پرسم حالت چطور است!؟» اینبار آهنگر بدون اینکه گریه و زاری کند
با لبخند سری تکان داد و گفت: «حق با شماست! من بدنم نیستم!
پس خوبم!» و آنگاه به پسرش گفت که گاری را آماده کند چون می خواهد با همان وضع نیمه فلج به مغازه آهنگری اش برود.

عصر ایران

تاریخ بروزرسانی : 2018-01-21 / گردآوری :
/
اخبار مرتبط :
هم سامدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریویدئو