داستان ببخشیم و بگذریم

داستان ببخشیم و بگذریم

داستان ببخشیم و بگذریم , کشاورزی یک مزرعه ی بزرگ گندم داشت. زمین حاصلخیزی که گندم آن زبانزد خاص و عام بود..

داستان ببخشیم و بگذریم

داستان ببخشیم و بگذریم , هنگام برداشت محصول بود.شبی از شبها روباهی وارد گندمزار شد و بخش کوچکی از
مزرعه را لگدمال کرد و به پیرمرد کمی ضرر زد.پیرمرد کینه ی روباه را به دل گرفت.بعد از چند روز
روباه را به دام انداخت و تصمیم گرفت از حیوان انتقام بگیرد.مقداری پوشال را به روغن آغشته کرده، به
دم روباه بست و آتش زد.روباه شعله ور در مزرعه به اینطرف و آن طرف می دوید و کشاورز
بخت برگشته هم به دنبالش.

داستان ببخشیم و بگذریم

داستان ببخشیم و بگذریم

در این تعقیب و گریز، گندمزار به خاکستر تبدیل شد…
وقتی کینه به دل گرفته و در پی انتقام هستیم، باید بدانیم آتش این انتقام، دامن خودمان را
هم خواهد گرفت! بهتر است ببخشیم و بگذریم.عصرایران

همچنین بخوانید :  داستان زیبای مردی که فکر میکرد همسایه اش دزد است!
بهترین و سریعترین روش مهاجرت به استرالیا
آگهی استخدام همکار در سایت های نیک صالحی و پرشین وی
2017-07-16
امتیاز بدهید
امتیاز : 4 تعداد رای : 1
اخبار مرتبط :
یونیک ویزاسامسونگکفش پاشنه مخفیدکتر تاجبخش
دکتر بتول طاهری
داستان جالب عجیب ترین رفتار انسان ها
داستان جالب عجیب ترین رفتار انسان ها
داستان جالب شکار مرغابی وحشی
داستان جالب شکار مرغابی وحشی
داستان آموزنده چوپان و مار
داستان آموزنده چوپان و مار
داستان جالب پسرک واکسی
داستان جالب پسرک واکسی
داستان جالب اردوی مدرسه با اتوبوس
داستان جالب اردوی مدرسه با اتوبوس
داستان خواندنی فامیل خدا
داستان خواندنی فامیل خدا
داستان آموزنده کشیش در هواپیمای طوفان زده
داستان آموزنده کشیش در هواپیمای طوفان زده
داستان آموزنده عابد و شیطان
داستان آموزنده عابد و شیطان
یونیک ویزاسامسونگکفش پاشنه مخفیدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهری