داستان آموزنده :داستان کوتاه آموزنده بند پوتین

داستان آموزنده :داستان کوتاه آموزنده بند پوتین داستان

بند پوتین سنا هم سن پسر خودم بود؛ ۱۳ و یا شاید ۱۴ ساله..وسط عملیات ناگهانی نشست!گفتم : الآن چه وقت استراحت کردنه بچه؟!گفت: بند پوتینم شل شده!..می بندم راه می افتم!پسرک داستان ما نشست ولی دیگه بلند نشد.هردو پایش تیر خورده بودند..به خاطر روحیه ی ما چیزی نگفته بود این بزرگ مرد کوچک!!! این […]

بند پوتین

سنا هم سن پسر خودم بود؛ ۱۳ و یا شاید ۱۴ ساله..
وسط عملیات ناگهانی نشست!گفتم : الآن چه وقت استراحت کردنه بچه؟!گفت: بند پوتینم شل شده!..
می بندم راه می افتم!پسرک داستان ما نشست ولی دیگه بلند نشد.هردو پایش تیر خورده بودند..
به خاطر روحیه ی ما چیزی نگفته بود این بزرگ مرد کوچک!!!

این داستان کوتاه آموزنده شخصیت بزرگ شهدا، جانبازان
و رزمندگان عزیز ما را بیان می کند که امیدواریم ما هم قدردان آن ها باشیم …

داستان کده

همچنین بخوانید :  داستان بسیار زیبای خلقت زن!
تاریخ بروزرسانی : 2016-03-22 / گردآوری :
/
اخبار مرتبط :
هم سامدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریویدئو