داستان آرزوی مرد

داستان آرزوی مرد

داستان آرزوی مرد , یک زوج در اوایل ۶۰ سالگی، در یک رستوران دنج رمانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودند.

داستان آرزوی مرد

داستان آرزوی مرد , یک زن جادوگر که از آنجا می گذشت وارد رستوران شد و سر میز
آنها رفت و گفت: آه شما زوجی مثال زدنی هستید و درتمام این مدت به هم وفادارموندید ، برای همین
هرکدام از شما می تواند آرزویی کند و من با کمک دانشی که دارم آن را بر آورده کنم! خانم
گفت:وای خدای من ! من می خواهم به همراه همسر عزیزم، دور دنیا سفر کنم.جادوگر وردی خواند و ناگهان :دو
بلیط خطوط مسافربری قطر ایرویز در دستان زن ظاهر شد.حالا نوبت آقا بود تا آرزو کند، چند لحظه
فکر کرد و گفت: خب، همسرم تو خیلی مهربانی اما چنین موقعیتی فقط یک بار در زندگی آدم پیش میآید
، بنابراین، خیلی متاسفم عزیزم

داستان آرزوی مرد

داستان آرزوی مرد

ولی آرزوی من اینه که همسری ۳۰ سال جوانتر از خودم داشته باشم.خانم و زن
جادوگر واقعا جا خوردند ولی چه میشد کرد؟ زن جادوگر وردی خواند و ناگهان: آقا ۹۲ ساله شد!
عصرایران

همچنین بخوانید :  داستان مهر پدری
مناسب ترین کفش برای دویدن و پیاده روی + عکس
آگهی استخدام همکار در سایت های نیک صالحی و پرشین وی
2017-05-14
امتیاز بدهید
امتیاز : 4 تعداد رای : 5
اخبار مرتبط :
بازار سهسامسونگکفش پاشنه مخفیتور استانبول
دکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پرواز
داستان جالب عجیب ترین رفتار انسان ها
داستان جالب عجیب ترین رفتار انسان ها
داستان جالب شکار مرغابی وحشی
داستان جالب شکار مرغابی وحشی
داستان آموزنده چوپان و مار
داستان آموزنده چوپان و مار
داستان جالب پسرک واکسی
داستان جالب پسرک واکسی
داستان جالب اردوی مدرسه با اتوبوس
داستان جالب اردوی مدرسه با اتوبوس
داستان خواندنی فامیل خدا
داستان خواندنی فامیل خدا
داستان آموزنده کشیش در هواپیمای طوفان زده
داستان آموزنده کشیش در هواپیمای طوفان زده
داستان آموزنده عابد و شیطان
داستان آموزنده عابد و شیطان
بازار سهسامسونگکفش پاشنه مخفیتور استانبولدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پرواز