حکایت سلطان محمود و لرز سرما!

حکایت سلطان محمود و لرز سرما! داستان

سلطان محمود در زمستانی سخت به تلخک گفت که با این جامه یک لا در این سرما چه می کنی که من با این همه جامه می لرزم؟ گفت: ای پادشاه تو نیز مانند من کن تا نلرزی. گفت: مگر تو چه کرده ای؟ گفت: هر چه جامه داشتم همه را در بر کرده ام.! […]

سلطان محمود در زمستانی سخت به تلخک گفت که با این جامه یک لا در این سرما چه می کنی
که من با این همه جامه می لرزم؟

گفت: ای پادشاه تو نیز مانند من کن تا نلرزی.
گفت: مگر
تو چه کرده ای؟ گفت: هر چه جامه داشتم همه را در بر کرده ام.!

داستانک

همچنین بخوانید :  حکایت زیبا:ما مالک چه چیزی هستیم؟
تاریخ بروزرسانی : 2014-06-14 / گردآوری :
/
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
اخبار مرتبط :
logo-samandehi