حکایت خواندنی مال باخته و کریم خان زند!

حکایت خواندنی مال باخته و کریم خان زند!داستان

مردی به دربار خان زند می رود و با ناله و فریاد می خواهد تا کریمخان را ملاقات کند.سربازان مانع ورودش می شوند.خان زند در حال کشیدن قلیان ناله و فریاد مرد را می شنود و می پرسد ماجرا چیست؟ پس از گزارش سربازان به خان، وی دستور می دهد که مرد را به حضورش […]

مردی به دربار خان زند می رود و با ناله و فریاد می خواهد تا کریمخان را ملاقات کند.
سربازان مانع ورودش می شوند.
خان زند در حال کشیدن قلیان ناله و فریاد مرد را می شنود و می پرسد ماجرا چیست؟ پس از
گزارش سربازان به خان، وی دستور می دهد که مرد را به حضورش ببرند.

مرد به حضور خان زند می رسد و کریمخان از او می پرسد: «چه شده است چنین ناله و فریاد
می کنی؟»

مرد با درشتی می گوید: «دزد همه اموالم را برده و الان هیچ چیزی در بساط ندارم!»

خان
می پرسد: «وقتی اموالت به سرقت می رفت تو کجا بودی؟»

مرد می گوید: «من خوابیده بودم!»

خان می گوید:
«خوب چرا خوابیدی که مالت را ببرند؟»

مرد می گوید: «من خوابیده بودم، چون فکر می کردم تو بیداری!»

خان بزرگ زند لحظه ای سکوت می کند و سپس دستور می دهد خسارتش از خزانه جبران کنند و در آخر
می گوید: «این مرد راست می گوید ما باید بیدار باشیم.»

همچنین بخوانید :  داستان کوتاه مخلوط ناهمگن

جوان فا

تاریخ بروزرسانی : 2014-06-28 / گردآوری :
/
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
هم سامدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریویدئو
ویدئو
array(1) { [0]=> array(13) { ["title"]=> string(46) "هم اکنون دیگران می خوانند" ["show_type"]=> string(17) "mov_box_mor_views" ["show_date"]=> string(8) "week ago" ["color"]=> string(7) "#dd8808" ["number"]=> string(2) "15" ["offset"]=> string(1) "0" ["offset_date"]=> string(2) "40" ["number_ads"]=> string(1) "0" ["offset_ads"]=> string(1) "0" ["link_cat"]=> string(0) "" ["cats_type"]=> string(0) "" ["description"]=> string(0) "" ["cats_box"]=> array(1) { [24]=> string(2) "67" } }}
جایگزین بوتاکس آمد