حکایت جالب قورباغه ناشنوا!

حکایت جالب قورباغه ناشنوا!داستان

حکایت جالب قورباغه ناشنوا!Reviewed by on Nov 19Rating: چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند…بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است، به دو قور باغه دیگر گفتند که چاره ای نیست! شما به زودی خواهید […]

حکایت جالب قورباغه ناشنوا!Reviewed by on Nov 19Rating:

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند…
بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است، به دو قور باغه
دیگر گفتند که چاره ای نیست! شما به زودی خواهید مرد.

دو قورباغه این حرف ها را نادیده گرفتند و کوشیدند که از گودال بیرون بپرند اما قورباغه های دیگر دائما
به آنها می گفتند که دست از تلاش بردارید.
شما خواهید مرد!پس از مدتی یکی از دو قورباغه دست از تلاش برداشت و به داخل گودال پرتاب شد و
مرد.
اما قورباغه دیگر همچنان با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد….

بقیه قورباغه ها فریاد میزدند که دست از تلاش بردار اما او با توان بیشتری تلاش می کرد و بالا
خره از گودال خارج شد .
وقتی از گودال بیرون آمد، معلوم شد که قورباغه نا شنواست.
در واقع او تمام این مدت فکر می کرده که دیگران اورا تشویق می کنند!

همچنین بخوانید :  داستان جالب:ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﺗﻮﺳﺖ!
این جمله شعار امروز ماست:

ناشنوا باش وقتی همه از
محال بودن آرزوهایت سخن می گویند …

بهشت سخن

تاریخ بروزرسانی : 2014-11-19 / گردآوری :
/
اخبار مرتبط :
یونیک ویزاهم سامدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهری
ویدئو