حکایت جالب: زنی که خرج نداره ، ارج نداره!

حکایت جالب: زنی که خرج نداره ، ارج نداره! داستان

خدا رحمت کنه همه اموات رو ، مادربزرگ دانایی داشتم. تعریف میکرد که دو تا جاری بودن که همسرانشون کویت کار میکردن ، قبلنا هم که اینجور نبود کسی که کویت کار میکرد دو ، سه سالی یه بار می اومد. خلاصه جاری اولی هر پولی همسرش می فرستاد خرج خودش میکرد و خوب می […]

خدا رحمت کنه همه اموات رو ، مادربزرگ دانایی داشتم.
تعریف میکرد که دو تا جاری بودن که همسرانشون کویت
کار میکردن ، قبلنا هم که اینجور نبود کسی که کویت کار میکرد دو ، سه سالی یه بار می
اومد.

خلاصه جاری اولی هر پولی همسرش می فرستاد خرج خودش میکرد و خوب می خورد و خوب می پوشید
و خوب میگشت…
چه زن زیبا و شیک پوشی!

جاری دوم هر پولی که همسرش می فرستاد خرج خونه و بچه هاش میکرد
.
..
چه خونه و زندگی و بچه های زیبایی!

سه سال میگذره و همسرها از کویت میان.

همسر جاری اول وقتی میاد میبینه چه زن زیبا و نازی داره با خودش میگه حیف این زن
که تو همچین خونه و محله ای زندگی کنه هر چی پول آورده خرج خونه وسیله میکنه واسه زنش…

همسر جاری دوم وقتی میرسه میبینه عجب خونه و زندگی ، چه بچه هایی با خودش میگه حیف
این خونه و زندگی که همچین زن زشت و بی کلاسی توش باشه ، هر چی پول در آورده خرج
طلاق و ازدواج مجددش کرد…
!

همچنین بخوانید :  حکایت جالب:ذکاوت بوعلی

نکته آموزشی: وقتی زنها به خودشون اهمیت بدن همه موجودات ، کاینات و طبیعت هم به اونها اهمیت میدن!

از قدیم میگن زنی که خرج نداره …
ارج نداره!

انجمن خانم گل

تاریخ بروزرسانی : 2014-11-06 / گردآوری :
/
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
اخبار مرتبط :