حکایت آموزنده:افسوس تکراری

حکایت آموزنده:افسوس تکراری داستان

افسوس تکراری پیری برای جمعی سخن میراند،لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند. بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضارخندیدند…. او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید. او لبخندی زد و گفت:وقتی که نمیتوانید بارها […]

افسوس تکراری

پیری برای جمعی سخن میراند،لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.

بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضارخندیدند….

او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.

او لبخندی زد و گفت:وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،پس چرا بارها و بارها به
گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامهمیدهید؟

گذشته رافراموش کنید و به جلو نگاه کنید

داستانک

همچنین بخوانید :  پاسخ جالب بهلول عاقل به خلیفه!
تاریخ بروزرسانی : 2016-03-07 / گردآوری :
/
اخبار مرتبط :
هم سامدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریویدئو