گفتگو با عجیب ترین دزد تهران و سرنوشت باورنکردنی اش

گفتگو با عجیب ترین دزد تهران و سرنوشت باورنکردنی اش حوادث

در گفتگویی اختصاصی عجیب ترین سارق حرفه ای تهران از سرنوشت خود و روزی که اولین بار دست به سرقت برد صحبت کرده است او عنوان کرده اتفاقی زندگی اش را تغییر داده است …

مردی که به جرم سرقت دستگیر شده است اعلام کرده اولین بار یک مرغ را سرقت کرد و بعد از آن در این مسیر سرقت های بزرگتری انجام داده است اما به خاطر همسرش دیگر این کار را انجام نخواهد داد. در ادامه سرنوشت عجیب ترین دزد در تهران را در Niksalehi بخوانید

سرنوشت عجیب ترین دزد تهران

چندی قبل مرد جوانی در تماس با ماموران پلیس کرج از حضور دزدان در خانه اش خبر داد و خیلی زود تیمی از ماموران برای تحقیقات ابتدایی به محل سرقت در منطقه مهرشهر کرج حاضر شدند.

ماموران با حضور در محل پی بردند که دزدان از مسیر پنجره قصد ورود به خانه را داشتند که در همان لحظه صاحب خانه وارد خانه شد که ۲ سارق با دیدن صاحبخانه از مسیر بالکن پا به فرا رگذاشته اند.

تجسس ها نشان از آن داشت که سارقان پس از فرار از پشت ساختمان به خیابان اصلی رفته و با تهدید چاقو جلوی یک خودروی پراید را گرفته و راننده را مجبور به فراری دادن آنها کرده اند.

بدین ترتیب تیمی از ماموران اداره مبارزه با سرقت پلیس آگاهی کرج برای تحقیقات ویژه و دستگیری عاملان این سرقت نافرجام وارد عمل شدند که در ابتدا اقدام به انگشت نگاری از محل ورود و خروج دزدان کردند و در گام بعدی دوربین های مداربسته در مسیر فرار دزدان را مورد بازبینی قرار دادند.

دستگیری عجیب ترین دزد تهران

کارآگاهان در این شاخه از تحقیقات در بررسی تصاویر دوربین های مداربسته یکی از سارقان حرفه ای و سابقه دار که مجید نام دارد را شناسایی کردند و ردیابی ها برای دستگیری این سارق در دستور کار ماموران قرار گرفت.

تجسس های فنی ادامه داشت تا اینکه مخفیگاه حمید و همدست شناسایی شد و ماموران در آخرین روزهای بهمن ماه در یک عملیات غافلگیرانه دستگیر شدند.

مجید ابتدا خود را بیگناه می دانست اما وقتی در برابر تصاویر دوربین مداربسته و راننده پراید قرار گرفت به ناچار لب به سخن باز کرد و به سرقت نافرجام خود اعتراف کرد.

گفتگو با عجیب ترین دزد و سارق همه فن حریف

مجید ۳۰ ساله که یکی از سارقان سابقه دار است ادعا می کند بچه کف خیابان بوده و نبوده پدر و مادر باعث شده تا او یک سارق شود.

سابقه داری؟

بله، اولین بار سال ۸۹ دستگیر شدم و سال ۹۲ آزاد شدم و دوباره سال ۹۶ دستگیر شدم و تا سال ۹۷ زندان بودم.

به چه جرمی؟

سرقت خانه و زورگیری.

از چند سالگی شروع به سرقت کردی؟

۱۷ ساله بودم که دزدی کردم.

چرا؟

رفیق ناباب و نبود خانواده بالای سرم باعث شد تا مسیرم به سرقت برود.

نبوده خانواده؟

بله، ۵ ساله بودم که پدر و مادرم از هم طلاق گرفتند، ۷ ساله بودم که پدرم ازدواج کرد و به دنبال زندگی خودش رفت و بعد از آن ۹ ساله بودم که مادرم ازدواج کرد و من این وسط تنها ماندم.

رفیق ناباب چه نقشی داشت؟

خوب در کف خیابان دکتر و مهندس که دستمان را نمی گیرد، دوستان ناباب به سراغم آمدند و با آنها همراه شدم.

اولین بار چه چیزی سرقت کردی؟

اولین بار مرغ دزدیدم.

چرا مرغ؟

می خواستم با دوستانم دزدی کنم ولی می ترسیدم به همین خاطر برای اینکه ترسم بریزد مجبور شدم با مرغ دزدی شروع به کار کنم.

تاثیر داشت؟

نه زیاد ولی با دوستانم به سرقت رفتم.

با پول های سرقتی چه کردی؟

یک موتور خریدم و هرچه به دست آوردم صرف خوشگذرانی هایم کردم.

پس انداز داشتی؟

هیچ پولی برای من نمانده است.

سرنوشت عجیب ترین دزد در تهران

شیوه و شگرد؟

از مسیر پنجره وارد خانه ها می شدیم، دوستم مسعود خانه ها را نگاه می کرد و وقتی چراغ خانه ها خاموش بود وارد ساختمان می شدیم وقبل از ورود چند ضربه به پنجره می زدیم وقتی چراغی روشن نمی شد با اطمینان از اینکه کسی داخل خانه نیست دست به سرقت می زدیم.

چه چیزهایی سرقت می کردی؟

هرچیزی که به پول تبدیل می شد را سرقت می کردیم.

اعتیاد داری؟

نه.

ازدواج کردی؟

تازه ازدواج کردم.

همسرت می داند دزدی می کنی؟

بله، ولی توبه کرده بودم و دیگر دزدی نمی کردم.

چیزی از پول های سرقتی برایت مانده است؟

هیچی، نصف جوانی ام را داخل زندان بودم و خانواده ام نیز نصف اموالشان را فروختند تا بتوانند رضایت شاکیان پرونده هایم را بگیرند.

همچنین بخوانید :  سرقت خونین از طلا فروشی و قتل طلافروش یاسوجی +عکس

چرا دوباره دزدی کردی؟

من در تاکسی اینترنتی کار می کردم و دور خلاف را کنار گذاشته بودم تا اینکه شب سرقت بعد از کار به یک قهوه خانه رفتم که در آنجا بعد از کشیدن قلیان یکی از دوستانم که در زندان با هم آشنا شده بودیم به سراغم آمد و خواست با هم در خیابان دور بزنیم که در مسیر ناگهان گفت که داخل خانه کسی نیست صبر کن و دزدی کنیم، من در شرایط قرار گرفتم وگرنه نمی خواستم دزدی کنم.

داخل خانه چه اتفاقی افتاد؟

از مسیر پنجره قصد ورود داشتیم و در بیرون از خانه زاغ زنی می کردم که ناگهان چراغ خانه روشن شد و صاحبخانه شروع به داد و فریاد کرد که من و مسعود پا به فرار گذاشتیم.

شیوه عجیب ترین دزد تهران در سرقت هایش

شنیدم آدم ربایی کردی؟

آدم ربایی نبود، من برای فرار با چاقویی که همراهم بود جلوی خودروی پراید را گرفتم و گفتم می خواهند از ما زورگیری کنند و خواستم تا ما را از محل دور کند و هیچ کاری به او نداشتیم و در مقصد هم با دادن کرایه خودرو پیاده شدم.

همیشه چاقو همراه داری؟

نه، چند روز قبل در محله مان دعوا کردم و با چاقو دستم را زدند چون می ترسیدم دوباره با من درگیر شوند چاقو همراهم بود.

تا حالا از خودت دزدی شده؟

بله، ضبط و باند خودرویم را سرقت کردند.

شکایت کردی؟

نه، حتی در درگیری که با چاقو دستم را زده بودند شکایت نکردم.

چرا؟

چون با خودم گفتم شاید این یک تلنگر از طرف خداست تا دیگر دزدی نکنم و حال و روز کسانیکه از آنها دزدی کردم را بفهمم.

تاثیری داشت؟

نه، دوباره دزدی کردم تا وقتی که ازدواج کردم.

آخر دنیای سرقت کجاست؟

آخر سرقت پوچ و زندان است و تا حالا کسی را ندیدم که از راه سرقت به جایی رسیده باشد، من همه شگردهای دزدی را بلدم و از من زرنگتر تو جمع دوستانم نبود اما هیچ پیشرفتی نکردم و همیشه به دنبال پول بودم.

جای چاقو روی سرت زیاد است؟

داخل زندان خودزنی کردم و چند بار هم دعوا کردم.

بعد از آزادی چه برنامه ای داری؟

بیام بیرون توبه می کنم و دیگر مال حرام نمی خورم دور دوستان خوب و بدم را خط کشیدم و سرم تو زندگی خودم است.

راهی جز دزدی برای زندگی نداشتی؟

آخر و عاقبت بچه های کف خیابان همین دزدی است.

خیلی ها شرایطشان مثل تو بود ولی زندگی سالمی داشتند؟

من امکاناتش را نداشتم. تو یک محله بزرگ شدم که همه دزدی می کردند.

توبه کردن عجیب ترین دزد تهران

یعنی هیچ پولی به دست نیاوردی؟

بیشتر از ۱۰۰ میلیون تومان به دست آوردم اما هیچی برایم نماند.

قصد داشتی تا کی دزدی کنی؟

فکر آخرش نبودم و فقط خوشگذرانی می کردم تا به آرزوهایم برسم.

اگر متاهل نمی شدی سرقت هایت ادامه داشت؟

بله، ازدواج که کردم توبه کردم.

چه تضمینی است دوباره دزدی نکنی؟

همسرم تضمین توبه کردن من است، اگر پول کم بیارم و شرایط سخت باشد دور میدان می ایستم و کارگری می کنم اما دیگر خلاف نمی کنم.

از پدر و مادرت خبر داری؟

نه، خواهرم ازدواج کرده و از او هم کمتر خبر دارم.

چطور با همسرت آشنا شدی؟

با ۲ تن از دوستانم برای پسته چینی به کرمان رفتیم و در زمین پسته مشغول به کار شدیم که در آنجا با همسرم آشنا شدم و همه زندگی ام را برایش تعریف کردم و به او قول دادم بعد از ازدواج دیگر دزدی نکنم و یک زندگی سالم داشته باشیم.

یعنی با جیب خالی رفتی ازدواج کردی؟

بله.

حرف آخر؟

پیشنهاد می کنم که هیچ وقت خلاف نکنند ، هر چقدر هم پول به دست بیاورند چندبرابر آن را باید پرداخت کنند.

چرا؟

چون اگر یک مال را که یک میلیون تومان ارزش داشته به سرقت ببرید در زمان فروش ۳۰۰ هزار تومان باید بفروشی ولی وقتی دستگیر می شویم برای پس دادن و گرفتن رضایت باید ارزش واقعی وسیله به سرقت رفته را پرداخت کرد به همین خاطر چند برابر آنچه که سرقت کردیم را باید بپردازیم.

بنا به این گزارش، سارق جوان برای تحقیقات بیشتر درا ختیار ماموران اداره مبارزه با سرقت پلیس آگاهی کرج قرار دارد.

رکنا

تاریخ بروزرسانی : 2020-03-07 / گردآوری :
/
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
اخبار مرتبط :