هواوی

اسیدپاشی مرموز دختر و پسر دانشجو بعد از پایان رابطه عاشقانه

اسیدپاشی مرموز دختر و پسر دانشجو بعد از پایان رابطه عاشقانه حوادث

در یک حادثه اسیدپاشی مرموز که بعد از پایان رابطه عاشقانه دختر جوان و پسر دانشجو در خانه مجردی روی داده است هر دو یکدیگر را به اسیدپاشی متهم کرده اند.

در یک ماجرای عجیب و مرموز اسیدپاشی در خانه مجری جوان دانشجو که با دختری رابطه عاشقانه داشته بود هر دو یکدیگر را متهم به اسیدپاشی کرده اند. در ادامه جزئیات اسیدپاشی دختر و پسر دانشجو در خانه مجردی را در نیک صالحی بخوانید.

اسید پاشی دختر و پسر دانشجو

رابطه عاشقانه دختر و پسر دانشجوی پزشکی وقتی آشکار شد که هر دو با اسید سوختند و مجبور شدند به بیمارستان مراجعه کنند. این دختر و پسر یکدیگر را به اسیدپاشی متهم می‌کنند.

به گزارش خبرنگار ما، این دختر و پسر جوان به‌صورت جداگانه به بیمارستان مراجعه کردند اما وقتی مورد بازجویی قرار گرفتند، مجبور به اعتراف شدند و اقرار کردند با‌هم در ارتباط بودند.

فروردین ۹۵ پسری جوان به بیمارستانی در تهران مراجعه کرد و گفت اسید روی دست
و صورتش ریخته و سوخته است. این جوان بلافاصله مورد درمان قرار گرفت و بستری شد.
در‌حالی‌که دقایقی از حضور پسر جوان نمی‌گذشت، دختری با یک تاکسی به بیمارستان
برده شد و مرد راننده گفت دختر درخواست کمک کرده و او را به بیمارستان رسانده است.

دختر و پسر هردو از ناحیه صورت و سر دچار سوختگی شده بودند و در یک زمان و با یک ماده اسیدی نیز سوخته بودند. هرچند بلافاصله دختر نیز مورد درمان قرار گرفت، اما حراست بیمارستان مأموران را خبر کرد و موضوع را با آنها در میان گذاشت.

بررسی‌ها نشان داد پسر دانشجوی سال آخر پزشکی است و دختر جوان به نام لیدا
نیز در یک رشته فرعی پزشکی فوق‌لیسانس می‌خواند و هر‌دو در یک دانشگاه تحصیل
می‌کنند. به‌این‌ترتیب مأموران متوجه شدند اسیدپاشی روی این دو به یک طریق صورت
گرفته و آنها واقعیت را نمی‌گویند.

پایان عشق دختر و پسر دانشجو با اسیدپاشی

وقتی پسر جوان مورد بازجویی قرار گرفت مجبور شد به مأموران بگوید با لیدا ارتباط داشته است. او گفت: من در ولنجک زندگی می‌کنم و دانشجوی پزشکی هستم.

مدتی بود که با لیدا آشنا شده بودم. هر دو ما در یک دانشگاه درس می‌خوانیم.
ما با‌هم ارتباط داشتیم و روز حادثه لیدا به خانه من آمده بود، زنگ در خانه را زدند
و من در را باز کردم. ناگهان فردی روی من و لیدا اسید پاشید و من نمی‌دانم دقیقا
چه اتفاقی افتاده است.

لیدا نیز این گفته‌ها را تأیید کرد اما مدتی بعد وقتی پسر جوان از بیمارستان مرخص شد، علیه لیدا شکایت کرد و گفت: من در دانشگاه عاشق لیدا شدم و با‌هم ارتباط برقرار کردیم اما بعد از مدتی متوجه شدم لیدا دختری نیست که به درد من بخورد و به همین دلیل تصمیم گرفتم ارتباطم را با او قطع کنم.

به لیدا گفتم ما آینده‌ای با هم نداریم اما لیدا حرفم را قبول نکرد و مدام اصرار داشت که به این
رابطه برگردد. ما مدتی با‌هم ارتباط نداشتیم و من با دختر دیگری نامزد کرده بودم.
روز حادثه لیدا در خانه من را زد و وقتی در را باز کردم وارد شد. داشتیم با هم صحبت می‌کردیم
که کار به جرو‌بحث کشید.

همچنین بخوانید :  اسیدپاشی روی زن جوان گلستانی و در یک تصادف ساختگی در خوش ییلاق +عکس

همین موقع نامزدم آمد، من مجبور شدم او را دست‌به‌سر کنم تا برود. نمی‌خواستم رابطه‌ام را با نامزدم که خیلی دوستش داشتم، به‌هم بزنم و او را ناراحت کنم؛ به همین دلیل هم بهانه‌ای آوردم و او رفت. بعد از این ماجرا لیدا عصبانی شد و از اینکه من نامزد کرده بودم، خیلی بدش آمد.

او به سمت آشپزخانه رفت و یک چاقو برداشت و گفت اگر رابطه‌ام را با نامزدم تمام نکنم،
خودش را می‌کشد. من او را آرام کردم و گفتم رابطه‌ام را با نامزدم قطع می‌کنم.

ماجرای اسیدپاشی مرموز

کمی که اوضاع آرام شد، به سمت اتاقم رفتم و روی تخت دراز کشیدم تا به خودم بیایم و ببینم باید چه کنم که یک‌باره همه بدنم سوخت، چشمم را باز کردم و دیدم لیدا ظرف اسید را از داخل دستشویی برداشته و روی من ریخته است. من بلافاصله خودم را به بیمارستان رساندم، اما از ترس آبرویم چیزی درباره اتفاقی که افتاده بود، نگفتم و حالا تصمیم دارم واقعیت را بگویم.

بعد از گفته‌های این مرد لیدا بازداشت شد اما او روایت دیگری را برای مأموران بازگو کرد.
این دختر گفت: من در شهرستان زندگی می‌کردم و برای تحصیل به تهران آمده بودم.
در مقطع فوق‌لیسانس درس می‌خواندم و داشتم پله‌های موفقیت را طی می‌کردم که
با روزبه آشنا شدم، او سال آخر پزشکی بود به من ابراز علاقه کرد و از من خواست تا با
هم ازدواج کنیم اما قبل از ازدواج مدتی با هم رابطه داشته باشیم تا همدیگر را بشناسیم.

من هم قبول کردم و بعد از چند ماه روزبه به من گفت دیگر حاضر نیست به این رابطه ادامه دهد. روز حادثه با دعوت خودش به خانه‌اش رفتم تا درباره رابطه‌مان صحبت کنیم و به نتیجه‌ای مشخص برسیم.

دختر و پسر دانشجو

دستگیری دختر و پسر دانشجو

تازه رسیده بودم که نامزدش آمد. روزبه نامزدش را دست‌به‌سر کرد و بعد دوباره به‌سراغ
من آمد و من‌ هم گفتم حالا که نامزد داری دیگر نمی‌خواهم در این رابطه بمانم؛
اما یک‌دفعه به سمت من حمله و سعی کرد وادارم کنم با او رابطه داشته باشم که من
قبول نکردم و مقاومتم باعث شد تا نسبت‌به من دست به خشونت بزند و بعد هم با اسید
به من حمله کرد و من را سوزاند.

هراسان از خانه بیرون آمدم از راننده تاکسی خواستم مرا به بیمارستان امام خمینی ببرد که چون حالم بد بود، قبول نکرد و به بیمارستانی برد که روزبه به آنجا رفته بود.

دختر جوان در ادامه اظهاراتش گفت: من از روزبه شکایت دارم، اگر تا پیش از این شکایت نکردم،
فقط برای این بود که آبرویم نرود و جلوی هم‌دانشگاهی‌ها و خانواده‌ام شرمنده نشوم؛
حالا که او این‌ چنین با من رفتار می‌کند و دروغ می‌گوید، من‌هم از او شکایت دارم.
با پایان بازجویی‌ ها با توجه به شکایت هر دو نفر علیه یکدیگر برای هر دو نفر آنها
کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۰ دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد.

روزنامه شرق

یک رقص خیابونی شاد و پرانرژی
در ایام قرنطینه در منزل بی نهایت کارتون ببینین
تاریخ بروزرسانی : 2020-11-19 / گردآوری :
/
اخبار مرتبط :