تراژدی تلخ در مرگ علی کوچولو

تراژدی تلخ در مرگ علی کوچولو حوادث

پسرک در حال خوردن نخود بود که ناگهان سیاه و کبود شد، هیچ پزشکی در دسترس نبود و مرگ تلخی رقم خورد.ساعت ۸ شامگاه چهارشنبه ۲۶ فروردین ماه بود که مادر و پدری پیکر نیمه‌جان کودک خود را به درمانگاه شهر درود بردند.درمانگاه باز بود، اما آنها هر چه جست‌و‌جو کردند پزشک را نیافتند.یک دانه […]

پسرک در حال خوردن نخود بود که ناگهان سیاه و کبود شد، هیچ پزشکی در دسترس نبود و مرگ تلخی
رقم خورد.
ساعت ۸ شامگاه چهارشنبه ۲۶ فروردین ماه بود که مادر و پدری پیکر نیمه‌جان کودک خود را به درمانگاه
شهر درود بردند.
درمانگاه باز بود، اما آنها هر چه جست‌و‌جو کردند پزشک را نیافتند.
یک دانه نخود راه تنفسی پسر کوچولو را بسته بود و صورت پسرک هر لحظه بیشتر کبود می‌شد.
زوج جوان با ترس و وحشت کودک خود را به مطب دکتر «حمزه‌ای» تنها پزشک شهر درود رساندند، پزشک با
انجام معاینات اعلام کرد کودک دچار خفگی شده و نیاز به اورژانس پزشکی و دستگاه اکسیژن است.

با گزارش این حادثه به اورژانس ۱۱۵، تیم امداد و نجات مستقر در دوراهی جوادیه پس از طی مسافت ۱۵
کیلومتری خود را به محل رساندند، اما علی کوچولو جان خود را از دست داده بود.
پیکر این کودک به پزشکی قانونی شهر نیشابور اعزام شد و اهالی شهر درود که در کیلومتر ۴۰ نیشابور به
مشهد زندگی می‌کنند در عزای مرگ این کودک خواستار رسیدگی مسئولان به وضعیت درمانی شهر درود شدند.
این شهر که قدمت ۵۲ ساله دارد درمانگاه شبانه‌روزی و پایگاه اورژانس ۱۱۵ ندارد.
این درحالی است که بیماران باید برای درمان به شهر قدمگاه مراجعه کنند.
ابراهیم درودی، پدر این کودک خواستار رسیدگی
این موضوع شده است.

وی گفت: اگر امکانات اولیه وجود داشت و دکتر را پیدا می‌کردیم شاید بچه‌ام زنده می‌ماند، من کارگر ساده‌ای هستم
و با هزار بدبختی مخارج زندگی‌ام را تأمین می‌کنم.
ابراهیم و همشهریانش از وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی خواستند سری به شهر درود بزنند و وضعیت این منطقه
را بررسی کنند تا مرهمی بر دل دردمندشان باشد و شاید مرگ علی کوچولو بهانه‌ای شود برای اینکه خدمتی شایسته
به اهالی زحمتکش شهر درود انجام شود.

گفته‌های مادر علی کوچولو

مادر علی کوچولو گفت: صبح روز چهارشنبه وقتی علی از خواب بیدار شد طبق عادت همیشه به خانه مادر بزرگش
در طبقه بالا سر زد، بعد از چند دقیقه برگشت به خانه خودمان که دوستانش سراغش آمدند برای بازی کردن.
بعد از خوردن صبحانه به کوچه رفت تا بازی کند، تا ظهر مشغول بازی بود تا اینکه ناهار به خانه
آمد.
بعد از لقمه نان و ماست که درست کرده بودم دوباره به کوچه رفت، معمولاً مادر شوهرم هم این ساعت
با همسایه‌ها سر کوچه جمع می‌شدند بعد علی با عجله به خانه آمد و گفت: یه مشت نخود بده تا
با مادرجون بخوریم، من هم داخل نایلون مقداری نخود ریختم، رفت به کوچه که بعد از چند دقیقه سر و
صدا بلند شد.
وقتی به کوچه رفتم دیدم علی روی دست مادر شوهرم کبود شده است، بلافاصله شوهرم آمد و علی را به
درمانگاه بردیم که متأسفانه هیچ کس داخل درمانگاه نبود و علی در برابر چشمانمان پرپر شد .

وی افزود: بعد از این اتفاق تمام اهالی روستا جلوی درمانگاه جمع شدند و اعتراض کردند که چرا نباید در
اینجا درمانگاه به صورت شبانه‌روزی باشد که چنین اتفاقاتی رخ ندهد.

در پیگیری این حادثه حاکی است پزشک درمانگاه شهر درود اظهار داشته هنگام مراجعه پدر و مادر کودک داخل ساختمان
بوده اما متوجه حضور آنها نشده است.

روزنامه ایران

رقص و آواز شاد در بیمارستان میلاد اصفهان
سانسور عجیب صداوسیما در بازی فوتسال ایران و آمریکا
تاریخ بروزرسانی : 2015-04-19 / گردآوری :
/
برچسب ها:
اخبار مرتبط :