آیا زندگی مشترک شبیه دریاست؟

آیا زندگی مشترک شبیه دریاست؟زناشویی

آیا زندگی مشترک شبیه دریاست؟Reviewed by on Mar 30Rating: یکی از مسائلی که همه ی همسران به خصوص در سال های اول زندگی باید آن را خوب درک کنند ، شباهت زندگی مشترک به دریاست.اگر بخواهیم یک زندگی همیشه آرام و بدون هیچ گونه تلاطم داشته باشیم ، در حقیقت ازدواج مان مانند برکه و […]

آیا زندگی مشترک شبیه دریاست؟Reviewed by on Mar 30Rating:

یکی از مسائلی که همه ی همسران به خصوص در سال های اول زندگی باید آن را خوب درک کنند
، شباهت زندگی مشترک به دریاست.اگر بخواهیم یک زندگی همیشه آرام و بدون هیچ گونه تلاطم داشته باشیم ، در
حقیقت ازدواج مان مانند برکه و مردابی می شود که ساکن است و خیلی زود بو می گیرد.

این تفکر اشتباه که برخی از زوج های جوان را درگیر می کند ، از آن جایی ناشی می شود
که وقتی بزرگ تر ها برای شان دعا می کنند ، می گویند: الهی خوشبخت شوی! وقتی قرار است برای
دختری خواستگار بیاید و یا پسری به خواستگاری برود ، والدینش دعا می کنند : الهی کسی باشد که خوشبختت
کند! اینها جملات زیبایی است که بدرقه ی زندگی همه ی ما بوده است اما واقعیت این است که باید
کمی آنها را در باورمان تغییر دهیم.
شاید بهتر است دعای مان برای کسی که در آستانه ی ازدواج است، این باشد که خدا کمک کند
تا بتوانی یک انسان خوب و مناسب پیدا کنی و تمام تلاشت را داشته باشی تاخوشبختش کنی!

اینکه منتظر باشیم
کسی بیاید و مارا خوشبخت کند و یا جز برنامه کاری مان بدانیم که دیگری را خوشبخت کنیم ، تفاوت
زیادی در نوع نگاه مان و عملکردمان ایجاد خواهد کرد.کسی که در انتظار شاهزاده با اسب سفید و یا دختر
شاه پریان است که با ورودش به زندگی او ، همه چیز را تغییر دهد و خوشبختی از آسمان به
دامن شان بیافتد ، خیلی زود می فهمد که :چو عاشق می شدم گفتم که بردم گوهر مقصود ندانستم که
این دریا چه موج بی کران دارد!

همه ی ما نه تنها باید در زندگی مان تلاش کنیم تا شناگر
ماهری باشیم بلکه گاهی حتی نجات غریق هم شویم و شریک زندگی مان را نفسی دوباره بدهیم اگر در میانه
ی راه کم آورد و موج های دریا به او غلبه کرد.

البته طبق اعتقاد ما خوشبختی از آسمان به دامن مان می افتد اما حفظ و نگهداری آن کار سختی است
که باید نگاه درستی به زندگی مشترک داشته باشیم تا موفق شویم.
وقتی صیغه ی عقد ، بین دختر و پسر خوانده می شود و آن ها زن و شوهر می شوند
،محبت اولیه را خداوند در دلشان می اندازد اما چون سرمایه ای که پدری در اختیار فرزند قرار می دهد
و می تواند از بین برود یا چند برابر شود ، این محبت هم می تواند با ندانم کاری ها
سوخت شود و اثری از آن نماند یا در طول زمان بر کمیت و کیفیتش اضافه شود.

باید قصه های دوران کودکی را فراموش کنیم که در آنها دو دلداده بعد از مشکلات زیاد به هم می
رسیدند و جمله ی آخر این بود که آنها به خوبی و خوشی سال های سال با هم زندگی کردند.
به جای این قصه ها ، قصه هایی را بخوانیم از زندگی واقعی، ازاطرافیانمان.
همان ها که سال های سال باهم زندگی کرده اند ، سال هایی که اتفاقا همیشه خوبی و خوشی نبوده
است.همه ی ما نه تنها باید در زندگی مان تلاش کنیم تا شناگر ماهری باشیم بلکه گاهی حتی نجات غریق
هم شویم و شریک زندگی مان را نفسی دوباره بدهیم اگر در میانه ی راه کم آورد و موج
های دریا به او غلبه کرد.

زندگی زناشویی نیاز به شناگران ماهری دارد که برای استخراج گنج تفاهم ، می توانند سال ها در کنار هم
شنا کنند و از پس حوادث آن بر بیایند.
آنها که برای آفتاب گرفتن در ساحل ،خود را آماده کرده اند، با اولین موجی که به سر و صورتشان
بخورد،جا خالی می دهند و در خواست طلاق می کنند.

این تفکر باید بین زوج ها نهادینه شود که قرار نیست همیشه گل و بلبل در کار باشد.
و از طرفی باید به فرزندان هم آموزش داد که زندگی مشترک و به طور کلی زندگی دو رو دارد.
باید به آنها یاد بدهیم همانطور که نمی توان دنیایی بدون شب و روز را تصور کرد ، در طول
زندگی و حتی زمانی که تشکیل خانواده می دهند ، گاهی شب است و گاهی روز!

یکی از دلایلی که
آمار طلاق نسبت به گذشته بالا رفته است ، ازدواج افرادی است که تا قبل از آن ، اصطلاحا آب
در دلشان تکان نخورده است و جز مدرسه و کلاس کنکور و نیمکت دانشگاه ، کار دیگری انجام نداده اند.
آنها با حمایت والدین خود به سر زندگی شان می روند و از فردای مراسم پاتختی که نمایش قدرت دو
خانواده تمام می شود ، آنها می مانند و زندگی که باید آن را بسازند و تحمل مشکلاتی که ندارند
و داستان تکراری اختلافاتی بر سر موضوعات پیش پا افتاده!

همه ی ما نه تنها باید در زندگی مان تلاش
کنیم تا شناگر ماهری باشیم بلکه گاهی حتی نجات غریق هم شویم و شریک زندگی مان را نفسی دوباره بدهیم
اگر در میانه ی راه کم آورد و موج های دریا به او غلبه کرد.
موردهای زیادی از همسران افراد معتاد هستند که بجای ترک خانه ، می مانند و همسرشان را ترک می دهند
و زندگی شان را سر و سامانی دوباره می بخشند.
اینها همان شناگران ماهری هستند که چون نجات غریق هم عمل کرده اند.
شاید اگر تعریفمان از زندگی تغییر کند ، تعریفمان از زندگی مشترک هم اصلاح شود.

زندگی بودن نیست، زندگی بودن و آسودن نیست،زندگی چون دریاست،سرکشی عاصی و بی سامان است،زندگی زورق سرگردانیست ،که در آن
باید زیست،جنگلی انبوه است که پر از شاخه،پر از ساقه،پر از برگ و پر است، ودر آن حیوان ها،همه وحشی
همه خوناشامند،همه تشنه همه بی آرامند،زندگی بودن نیست، زندگی بودن وآسودن نیست ، زندگی گذریست ، گذر از دریاها،گذر از
طوفانها،گذر از جنگل پر ابهام است ،و ستیز است و گریز،زندگی مزرعه است که در آن باید کاشت،دانه عشق و
محبت و عطوفت و وفا،زندگی باغ گلی است که در آن باید چید عشق را عاطفه را،و به گلدان دل
خویش نهاد، زندگی زیستن است،عشق ورزیدن است…..

تبیان

تاریخ بروزرسانی : 2016-03-30 / گردآوری :
/
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
هم سامدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریویدئو