شعر «دست های شرجی تو» از مریم اسدی شاعر مشهور!

شعر «دست های شرجی تو» از مریم اسدی شاعر مشهور!فرهنگ و هنر

.مریم اسدی از سال ۱۳۸۲ ترانه سرایی را آغاز کرده و با خوانندگانی همچون احسان خواجه امیری ، حمید طالب زاده ، فرزاد فرزین ، رضا صادقی ، بابک جهانبخش و … همکاری نموده است.

مریم اسدی شاعر

مریم اسدی شاعر کشورمان متولد ۲۰ اسفند ماه در تهران از معروف ترین ترانه سرایان حال حاضر ایران است.مریم اسدی از سال ۱۳۸۲ ترانه سرایی را آغاز کرده و با خوانندگانی همچون احسان خواجه امیری ، حمید طالب زاده ، فرزاد فرزین ، رضا صادقی ، بابک جهانبخش و … همکاری نموده است.

مریم اسدی شاعر

مریم اسدی شاعر مشهور

دست های شرجی تو

دست های شرجی تو

شمالی ترین دقیقه ی دیروز

روی شانه ی من قد می کشید

و به دریا می رسید

هیچ فکر میکردی ته فنجان لب طلایی ام دریایی باشد

و هر روز کبوتری بال بسته

در ساحلش بنشیند و قهوه بنوشد

و تمام چهارشنبه سوری های دنیا

مثل همین شب نارس

آتشی در دل دریا روشن کند

و کنار آن بنشیند

و با کسی به لهجه ی انار تخته نرد بازی کند ؟

نگو که هیچ وجه مشترکی بین ایینه و کبوتر و دریا نیست

تمام ایینه های دنیا به دریا می ریزند

و تمام کبوترهای دنیا ته دریا آشیانه می کنند

اگر باور نمی کنی

پنجره ی باران خورده ات را باز کن

چند سطر پس از باران

ببین خورشید در چه سکوت سبزی فرو رفته

گمان می کنم دلی آخرین جمعه ی سال بارانی ام را جا گذاشتم

پنجره ام را جا گذاشتم

و شانه ام را که دست های شرجی تو روی آن قد می کشید

آه ، مهربان شرجی من

کنار همین شمعدانی های شعر من بنشین

همچنین بخوانید :  رموز بیخودی اثری خواندنی از علامه محمد اقبال لاهوری!

هیچ کس اندازه ی آسمان دروغ نمی گوید

هیچ بارانی پنج شنبه ی مرا

از عطر ارغوانی آیینه تر نکرده

تا چه رسد به خاطرات شرجی کنج دی ماه پارسال

حالا هرکس برای من مریم بیاورد

گهواره هم می آورد

هر کس انار بیاورد

لیوان پر از عطر پونه هم می آورد

هر کس دریا بیاورد

فنجان لب پریده هم می آورد

گمان می کنی چرا حوالی قنوت دست هایم را به آسمان سپردم ؟

هیچ کس به من نگفته بود

خدا میان گهواره ی قمری هاست

بالای عقربه های اردی بهشت

بی باور شنیدم ، شمالی ترین دقیقه ی دیروز

خدا با لهجه ی یاس

مرا به نام کوچکم صدا می کرد

من رأس غروب هر اتفاق

پیاله ی آب پشت سر خورشید می ریزم

و خورشید تشنه

رأس طلوع هر واژه زلال از آیینه ام می چکد

به خود خدا خراب تر از آنم

که کسی شمعدانی های شعرم را بچیند

و در ایوان بن بست ماه بکارد

دلم حالا برای بوسه های شرجی ات تنگ شده

دوستت دارم

قدر رایحه ی خدا که در چادر گل دار آسمان پیچیده

دوستت دارم

قد تمام لحظه های شمالی سالی که پشت ایینه جا گذاشتم

سال و علاقه و اقاقی و کبوتر و آیینه

تحویل شدند

سیب و سبز و سکوت برایم بیاور

گردآوری گروه فرهنگ و هنر نیک صالحی

تاریخ بروزرسانی : 2018-02-28 / گردآوری :
/
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
هم سامپرسیلدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهری
ویدئو