دو شعر عاشقانه از حسین منزوی شاعر زنجانی کشورمان!

دو شعر عاشقانه از حسین منزوی شاعر زنجانی کشورمان! فرهنگ و هنر

شعر ” خورشید من! برای تو یک ذره شد دلم ” و شعر ” بی‌تو به سامان نرسم ، ای سر و سامان همه تو ” از حسین منزوی دو شعر معروف و خواندنی را در ادامه از دست ندهید.

در این مطلب دو شعر عاشقانه از حسین منزوی و همچنین یک بیوگرافی کوتاه از حسین منزوی شاعر مشهور کشورمان را برای شما آورده ایم . لطفا در ادامه با نیک صالحی همراه باشید .

شعر عاشقانه از حسین منزوی

حسین منزوی یکم مهرماه ۱۳۲۵ در زنجان در خانواده‌ای فرهنگی به دنیا آمد. وی از سنین جوانی سرودن شعر را آغاز کرد و در سال ۱۳۴۶ به عنوان شاعر خود را مطرح کرد و غزل‌های او مورد توجه غزل‌سرایان قرار گرفت. منزوی در سال ۱۳۴۶ وارد دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شد. اما این رشته را رها کرد و به جامعه‌شناسی رو آورد اما این رشته را نیز ناتمام رها کرد و در سال ۱۳۵۰ مجموعه شعر حنجره زخمی تغزل ‌‏را منتشر کرد.

حسین منزوی

این کتاب در بخش شعر جهان‌‏ جایزه فروغ فرخزاد؛ که در آن دوران جزو معتبرترین جوایز ادبی ایران بود، را به دست آورد. پس از انتشار این کتاب در صدا و سیما مشغول به کار شد و در این دوران برنامه یک شعر یک شاعر را تهیه وکارگردانی کرد. در ادامه دو شعر عاشقانه از حسین منزوی را بخوانید .

خورشید من! برای تو یک ذره شد دلم

خورشید من! برای تو یک ذره شد دلم

چندان که در هوای تو از خاک بگسلم

دل را قرار نیست، مگر در کنار تو

کاین سان کشد به سوی تو، منزل به منزلم

کبر است یا تواضع اگر، باری این منم

کز عقل ناتمامم و در عشق کاملم

همچنین بخوانید :  فریدون توللی و شعر خواندنی دل نهادن بر پشیمانی چه سود!

با اسم اعظمی که به جز رمز عشق نیست

بیرون کِش از شکنجه‌ی این چاه بابلم

بعد از بهارها و خزان‌ها، تو بوده‌ای

ای میوه‌ی بهشتی از این باغ، حاصلم

تو آفتاب و من چو گل آفتابگرد

چشمم به هر کجاست تویی در مقابلم

دریا و تخته پاره و توفان و من، مگر

فانوس روشن تو کشاند به ساحلم

شعرم ادای حق نتواند تو را، مگر

آسان کند به یاری خود «خواجه» مشکلم

«با شیر اندرون شد و با جان به‌در شود

عشق تو در وجودم و مِهر تو از دلم»

بی‌تو به سامان نرسم ، ای سر و سامان همه تو

بی‌تو به سامان نرسم ، ای سر و سامان همه تو
ای به تو زنده همه من ، ای به تنم جان همه تو

من همه تو ، تو همه من ، او همه تو ، ما همه تو
هرکه و هرکس همه تو ، ای همه تو ، آن همه تو

من که به دریاش زدم تا چه کنی با دل من
تخت تو و ورطه تو ساحل و طوفان همه تو

ای همه دستان ز تو و مستی مستان ز تو هم
رمز نیستان همه تو ، راز نیستان همه تو

شور تو آواز تویی ، بلخ تو شیراز تویی
جاذبه‌ی شعر تو ، جوهر عرفان همه تو

همتی ای دوست که این دانه ز خود سر بکشد
ای همه خورشید تو و خاک تو ،باران همه تو

ستاره – گنجینه بهترین شعرها

تاریخ بروزرسانی : 2018-04-30 / گردآوری :
/
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
اخبار مرتبط :
logo-samandehi