شعری از پروین اعتصامی به نام ( پردهٔ کس نشد این پردهٔ میناگون ) را بخوانید!

شعری از پروین اعتصامی به نام ( پردهٔ کس نشد این پردهٔ میناگون ) را بخوانید!فرهنگ و هنر

شعری از پروین اعتصامی شعری از پروین اعتصامی | رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی (زاده ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ در تبریز – درگذشته ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ در تهران) شاعر ایرانی بود که از وی به عنوان «مشهورترین شاعر زن ایران» یاد شده است.اعتصامی از کودکی فارسی، انگلیسی و عربی را نزد پدرش آموخت و از […]

شعری از پروین اعتصامی

شعری از پروین اعتصامی | رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی (زاده ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ در تبریز – درگذشته ۱۵
فروردین ۱۳۲۰ در تهران) شاعر ایرانی بود که از وی به عنوان «مشهورترین شاعر زن ایران» یاد شده
است.
اعتصامی از کودکی فارسی، انگلیسی و عربی را نزد پدرش آموخت و از همان کودکی تحت نظر پدرش و استادانی
چون دهخدا و ملک الشعرای بهار سرودن شعر را آغاز کرد.
پدر وی یوسف اعتصامی، از شاعران و مترجمان معاصر ایرانی بود که در شکل‌گیری زندگی هنری پروین و کشف استعداد
و گرایش وی به سرودن شعر نقش مهمی داشت.
پروین اعتصامی در بیست و هشت سالگی ازدواج کرد اما به دلیل اختلاف فکری با همسرش، از او جدا
شد.

شعری از پروین اعتصامی

پردهٔ کس نشد این پردهٔ میناگون :

پردهٔ کس نشد این پردهٔ میناگون زشتروئی چه کند آینهٔ گردون نام را ننگ بکشت و تو شدی بدنام وام
را نفس گرفت و تو شدی مدیون تو درین نیلپری طشت، چو بندیشی چو یکی جامهٔ شوخی و قضا صابون
گهری کاز صدف آز و هوی بردی شبهی بود که کردی چو گهر مخزون چند ای نور، قرینی تو بدین
ظلمت چند ای گنج بخاک سیهی مدفون کرد ای طائر وحشی که چنین رامت چون بکنج قفس افکند قضایت، چون
بدر آی از تن خاکی و ببین آنگه که چه تابنده گهر بود در آن مکنون مچر آزاده که گرگست
درین مکمن مخور آسوده که زهرست درین معجون چه شدی دوست برین دشمن بیرحمت چه شدی خیره برین منظر بوقلمون
بهر سود آمدی اینجا و زیان کردی کرد سوداگر ایام ترا مغبون پشتهٔ آز چو خم کرد روان را پشت
به چه کار آیدت این قد خوش موزون شبروان فلک از پای در آرندت از گلیم خود اگر پای نهی
بیرون بر حذر باش ازین اژدر بی پروا که نیندیشد از افسونگر و از افسون دهر بر جاست، تو ناگاه
شوی زان کم چرخ برپاست، تو یکروز شوی وارون رفت میباید و زین آمدن و رفتن نشد آگه نه ارسطو
و نه افلاطون توشه‌ای گیر که بس دور بود منزل شمعی افروز که بس تیره بود هامون تو چنین گمره
و یاران همه در مقصد تو چنین غرقه و دریا ز درر مشحون عامل سودگر نفس مکن خود را تا
که هر دم نشود کار تو دیگرگون آنچه مقسوم شد از کار گه قسمت دگر آنرا نتوان کرد کم و
افزون دی و فردات خیالست و هوس، پروین اگرت فکرت و رائیست، بکوش اکنو گردآوری گروه نیک صالحی

در ایام قرنطینه در منزل بی نهایت کارتون ببینین
آواز عاشقانه مهرداد میناوند در مراسم ازدواج لاکچری اش
تاریخ بروزرسانی : 2016-12-31 / گردآوری :
/
اخبار مرتبط :