السا فیروزآذر : تصادفی که شانس بزرگی را از من گرفت

السا فیروزآذر : تصادفی که شانس بزرگی را از من گرفت فرهنگ و هنر

السا فیروزآذر متولد سال ۱۳۶۲ بازیگر و منشی صحنه در سینما است.او خواهرزاده تهمینه میلانی کارگردان سینما است و با بازی در فیلم «افسانه آه» وارد عرصه بازیگری شد.در کارنامه کاری او فیلم‌های دیگری مانند کاکادو، زن زیادی، تقاطع، آتش بس، می‌ترسم پس دروغ می‌گویم، نسکافه داغ داغ، تسویه حساب، سوپر استار، مجنون لیلی، ساعت […]

السا فیروزآذر متولد سال ۱۳۶۲ بازیگر و منشی صحنه در سینما است.
او خواهرزاده تهمینه میلانی کارگردان سینما است و با بازی در فیلم «افسانه آه» وارد عرصه بازیگری شد.
در کارنامه کاری او فیلم‌های دیگری مانند کاکادو، زن زیادی، تقاطع، آتش بس، می‌ترسم پس دروغ می‌گویم، نسکافه داغ داغ،
تسویه حساب، سوپر استار، مجنون لیلی، ساعت سوخته و گروگان دیده می شود.
فیروزآذر درباره بدترین حادثه زندگی‌اش می‌گوید:«تلفن دستی ام زنگ خورد، یکی از کارگردانان نیما خبر داد فیلم کوتاهی را که
من سال قبل به نام «شوخی» ساخته‌ام فیلم خوبی است، من آدم با استعدادی هستم و می‌توانم هنگام ساخت فیلم
او دستیارش باشم…
»فیروزآذر ادامه داد: «بسیار خوشحال شدم و قرار را برای عصر همان روز در دفتر یکی از دوستان من گذاشتیم،
موقع خداحافظی تاکید کرد که وقت و خوش قولی برایش خیلی مهم است، من هم از این اخلاق خوشم می‌آمد
زیرا من هم بسیار خوش قول هستم….» او تصریح کرد: «زمستان سال گذشته بود، روزهای آخر سال، هوا بدجوری سرد شده بود و زمین سرسره‌ای برای
ماشین‌ها، ۲ ساعت زودتر زنگ زدم آژانس اجاره کردم، نمی‌خواستم ماشین خودم را ببرم و برای پیدا کردن جای پارک
کلی معطل شوم….
اما عقربه‌ها می‌گذشتند و خبری از ماشین نشد، زنگ زدم آژانس، کلی عذرخواهی کرد که ماشین من هنوز از سرویس
قبلی برنگشته است!» فیروزآذر ادامه می‌دهد: «عزمم را جزم کردم و تصمیم گرفتم با ماشیم خودم بروم و سوار شدم
و نزدیک دفتر که شدم خدا را شکر کردم که خیابان‌ها خلوت بود و….
هنوز در این فکر بودم که صدای ترمز شدیدی شنیدم و بعد صدای برخورد و دیگری چیزی یادم نمی‌آید…
» فیروزآذر گفت:«چشمم را که باز کردم اولین چیزی را که دیدم ساعت روی دیوار بود، ۵ ساعت از وقت
قرار گذشته بود، ۱۷ میس کال و یک پیامک داشتم از همان فردی که قرار بود او را ببینم، نوشته
بود خداحافظ، گاهی بدقولی هزینه سنگینی دارد!» بازیگر نسبتا پرکار سینما اضافه می‌کند: «کاملا گیج بودم، پرستاری که توی اتاقم
بود ادعا کرد زیر پل پارک وی، ماشینی از پشت به ماشین من زده است و به دلیل فشار زیاد،
من مدت مدیدی بیهوش بودم…
این تصادف ساده باعث شد شانس بزرگی را از دست بدهم، امروز زیاد ناراحت نیستم اما هنوز هم وقتی صدای
ترمز ماشینی را می‌شنوم، یاد آن اتفاق تلخ می‌افتم…
می‌گفتند راننده مقصر است.
حین رانندگی، زیرصندلی دنبال گوشی موبایلش می‌گشته برای همین، من را ندیده است و با من تصادف کرده است.» جام
جم
تاریخ بروزرسانی : 2011-03-28 / گردآوری :
/
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
اخبار مرتبط :
logo-samandehi