درخواست عجیب طلاق نوعروس تهرانی یک ساعت پس از عقد

درخواست عجیب طلاق نوعروس تهرانی یک ساعت پس از عقد اخبار ایران و جهان

جزئیات درخواست عجیب طلاق نوعروس تهرانی یک ساعت بعداز عقد و ادعای ایشان در حضور قاضی پرونده

به تازگی نو عروسی که به اصرار خانواده اش ازدواج کرده بود در دادگاه حاضر شد. وی داستان زندگیش
را برای قاضی تعریف کرد این نوعروس به اصرار خانواده اش با دوست دایی اش ازدواج کرده بود اما آنها
به دلیل یک بدبینی اصرار دارند که دخترشان از شوهرش طلاق بگیرد. قاضی دادگاه هنگامی که متوجه
شد عروس و داماد تمایلی به جدا شدن ندارند درخواست طلاق را نپذیرفت. در قسمت زیر درخواست
عجیب طلاق نوعروس تهرانی یک ساعت پس از عقد را قرار داده ایم. برای افزایش اطلاعاتتان در این
زمینه در Niksalehi همراه ما باشید.

درخواست طلاق نوعروس

قاضی دادگاه خانواده شهید محلاتی تهران وقتی بهانه عجیب خانواده عروس خانم را شنید و دید
این دختر به شوهرش علاقه دارد حکم طلاق نداد.

داستان زندگی یک عروس

نوعروس که در دادگاه حرفی برای گفتن نداشت وقتی پیش روی قاضی ایستاد گفت: جالب است
بدانید با اصرار خانواده ام ازدواج کردم و حالا اصرار دارند طلاق بگیرم.

ندا گفت: اولین بار یک روز وقتی در خانه بودم با صدای مادرم فهمیدم مهمان داریم باید در را باز
می کردم دایی تقی آمده بود فهمیدم باید روسری سر کنم چون دوست دایی ام که مهران نام
دارد هم همراه او بود.

آن روز دایی تقی دوباره شروع کرده بود به بافتن قصه های همیشگی اش حوصله ام سر رفته
بود از کنار پنجره به حیاط نگاه کردم وقتی سرم را بالا گرفتم یک دفعه دیدم مهران به من نگاه
می کند بی اختیار نگاهم با نگاه او گره خورده بود و همین طور سرجایم خشکم زده بود وقتی
به خودم آمدم که صدای مادرم را شنیدم؛ باید پذیرایی می کردم.

طلاق نوعروس

ادعای عروس و داماد در حضور قاضی پرونده

نوعروس ادامه داد: از آن به بعد مهران ماهی یک بار به خانه مان می آمد پدر و مادرم خیلی به او احترام
می گذاشتند و من نیز همیشه متوجه نگاه های متفاوتش می شدم ۲۳ ساله شده بودم که یک شب
مادرم من را صدا زد از لحن اش فهمیدم اتفاقی افتاده است. اشتباه نمی کردم مادرم گفت: مهران از من
خواستگاری کرده است شوکه شدم و مخالفت کردم گفتم من او را زیاد نمی شناسم از مادرم شنیدم دایی
تقی با پدرم حرف زده است و جواب بابام هم مثبت است مادرم گفت: مهران پسر پول داری است. اگر خدا
قسمت کند در رفاه زندگی می کنی !

جزئیات طلاق نوعروس تهرانی

مهران پسر نجیب و خوبی است. مهران مرد زندگی است و می تواند به تو خوشبختی بدهد. تو وقتی وارد
زندگی اش شدی می فهمی که مادرت بیراه نمی گفت!

ندا آهی کشید و ادامه داد: این ها حرف های مادرم بود باور می کنید طوری حرف می زد که تصور کردم
اگر به خواستگاری مهران جواب منفی بدهم روزگارم سیاه است ته دلم آشوب بود. درست، که مهران از
شش سال پیش لااقل ماهی یک بار به خانه مان می آمد.

درست؛ که پدر به او خیلی احترام می گذاشت
و مادر خیلی دوستش داشت ولی مهران چقدر می توانست من را خوشبخت کند. می دانستم پدرم آدم
منطقی و محتاطی است حتماً همه سختگیری هایش را برای انتخاب کردن یا نکردن مهران به عنوان داماد،
به کار می گرفت و همین باعث شد بگویم اگر پدرم صلاح می داند اشکالی ندارد.

خیلی زودتر از آن چه که فکر می کردم خانواده مهران به خواستگاری ام آمدند قول و قرارها گذاشته شد
من با مهران حرف زدم دیدم مرد خوبی است پدر و مادرم ذوق زده بودند پدرم آن قدر با ملایمت حرف
می زد که باورم نمی شد. مهران با این که بارها به خانه مان آمده بود سرش را از خجالت زیرانداخته بود.

اصلا فکر نمی کرد همه چیز این قدر به سرعت رو به راه شود. درست ۱۰ روز بعد از خواستگاری سرسفره
عقد نشسته بودم. من و مهران هر دو خوشحال بودیم.

درخواست عجیب طلاق نوعروس

نوعروس مکثی کرد و گفت: آقای قاضی هنوز مهمانان عقد نرفته بودند که مادرم یک دفعه به طرف من
آمد، خیلی عصبانی بود و داد زد عجب آدمای بی فرهنگی هستند عجب،عجب! باور نمی کردم. یعنی
چقدر اهمیت داشت که این قدر به فامیل خودشون احترام گذاشتن؟

بدتر این که پدرم هم با مادرم هم
عقیده بود و از همان روز خواستند دیگر با مهران ادامه ندهیم باورکردنی نبود در مدتی که برای خریدهای
عقد با مهران بیرون رفته بودم به او دل بسته بودم او هم من را عاشقانه دوست داشت بارها گفته بود
هر ماه ثانیه شماری می کرد به بهانه ای به خانه ما بیاید تا من را ببیند و حالا خانواده من برای یک بدبینی
می خواستند همه چیز تمام شود ابتدا مخالفت کردم اما تهدید شدم که عاق والدینم کنند بعد بهانه آوردم
که زشت است درو همسایه و فامیل چه می گویند

شاید روی من ایراد بگذارند که مادرم گفت از پس همه
بر می آید و بعد در تماس با خانواده مهران خواستند بدون هر گونه حرف و حدیثی ما طلاق بگیریم مهران
چند بار مخفیانه با من حرف زد و خواست این اتفاق نیفتد اما امکان نداشت پدرم من را به زور به دادگاه
آورد و تقاضای طلاق دادم الان نمی دانم چه کنم.

طلاق نوعروس و ادعای داماد

بعد از ادعاهای نوعروس مهران هم به قاضی گفت: من عاشق ندا هستم حاضرم بارها و بارها به خاطر
سوء تفاهم در مراسم عقد از خانواده اش عذرخواهی کنم اما نمی خواهم زنم را طلاق بدهم من ماه ها
در حسرت ازدواج با ندا بودم درحالی که یک کلمه هم با او حرف نزده بودم اما الان که به هم ابراز علاقه
کرده ایم امکان ندارد

من خانواده ندا را هم دوست دارم خانواده ام گفته اند حاضرند از خانواده ندا عذرخواهی
کنند باور کنید اصلا اتفاق بدی در مراسم نیفتاده بود اتفاقا خانواده من افتخار می کردند دختر با خانواده ای
مثل ندا عروسمان شده است خواهشمندم کمکم کنید.

قاضی دادگاه که می دید نوعروس و داماد خودشان تمایلی به طلاق ندارند خواستار مشاوره خانواده ها
شد تا بعد از این مشاوره تصمیم نهایی را بگیرد.

بعد از این مشاوره درحالی که هنوز اختلافات جزئی مانده بود قاضی دادگاه درخواست طلاق را نپذیرفت
و حکم به مختومه شدن پرونده داد.

ساعد نیوز

یک رقص خیابونی شاد و پرانرژی
در ایام قرنطینه در منزل بی نهایت کارتون ببینین
تاریخ بروزرسانی : 2020-02-02 / گردآوری :
/
برچسب ها:
اخبار مرتبط :