عکسی زیبا و دیدنی از محسن چاوشی و مادرش

عکسی زیبا و دیدنی از محسن چاوشی و مادرشاخبار

محسن چاوشی برای مادرش دلنوشته ای زیبا نوشته است در ادامه دلنوشته محسن چاوشی برای مادرش را بخوانید

عکسی زیبا و دیدنی از محسن چاوشی و مادرشReviewed by Leila on Dec 4Rating:

محسن چاوشی خواننده ایرانی در سال ۵۸ متولد شده است او در سال ۸۶ تیتراژ فیلم جنجالی
سنتوری را خواند و همین کار او باعث شناخته تر شدن این خواننده ایرانی شد او در سال ۸۸ با
اسپاکو یوسفی ازدواج کرده است و صاحب فرزندی به نام زانکو می باشد این خواننده ایرانی به
تازگی در صفحه اینستاگرامش عکسی از مادرش را منتشر کرده است و دلنوشته ای برای مادرش
نوشته است در ادامه دلنوشته این خواننده ایرانی برای مادرش را در نیک صالحی بخوانید و تصاویر
منتشر شده از محسن چاوشی و مادرش را نیز مشاهده کنید.

محسن چاوشی و مادرش در کنار هم

محسن چاوشی با انتشار عکسی از مادرش در صفحه اینستاگرامش از دلتنگی اش برای مادر نوشت.

چاوشی با انتشار عکس زیر در صفحه اش نوشت:

مادرم کو؟

مادر مریض شده ام و باز یاد تو افتاده ام ! عیش و نوش هایم همه تمام شده اند .. و شکست خورده
و آشفته نمیدانم به کجا بروم! کسی بگردنش نمیگیردم از دهان دامنها نیز افتاده ام و دامنی بسیار
میخواهم برای اشک های بسیارم ! من همه اش افتاده ام کسی بلند نمی کند مرا و نمی تکاندم.
زخمی و خاکی آمده ام که بلند کنی ام و بتکانی کودک ناسپاست را! شهد ها و شکرها با دیگران
و زخم ها با تو . گُه میخورد کسی که اینگونه است بگوید دوستت دارم ماما!

دامنهای کوچک گرفتنمان از تو ! و خود دامنی شده اند کودکی را و بیچاره من! که دستم جدا شده
از دستت و گم شده ام از تو .. و از دور میشنوم گفته ای که خوب خوابیده است!؟ ، گرسنه نماند
مریض نباشد پاره ی جگرم ، از دور حس میکنم رنجش را و دردش را ! جگرش خون که میشود میفهمد
جگرم خون است مریض که میشود بزور میخندد تا نگران نشویم و وقتی که میفهمیم یکی یکی پراکنده
میشویم سوی دامنک ها و این راه و آن راه ها و لاابالی ها! و در نهایت یکی بزور میماند و مشغول به “انرویدها” و “ او اس ها”

محسن چاوشی و مادرش

سلفی محسن چاوشی و مادرش

دلنوشته محسن چاوشی برای مادرش

بی تاب میشود شماره میگیرد همه جگرانش را که لاابالی اش را که بنده ام بجوید و بجوید حال و احوالش را.

همچنین بخوانید :  واکنش بامزۀ محسن چاوشی خواننده پاپ به شایعه مهاجرتش به کانادا

به صبوری ات نبود کسی و نمی آید! هر چه میکردم مقصر دیگران بودند و‌ چه دلیرانه فاش نمیکردی همه رازها و اسرارم را.

دیر دیدنت از خجالت‌ نیست ، از ناسپاسی است و البته نیازمندی هایم به تو تمام شده است
مثل همه نیازمندان تا خرشان از پل گذشت لگد میزنند صاحبانشان را!

از خودم به هم میخورد حالم ، حال که باید محبتت بکنم همه را خرج محبت فروشان کرده ام
و بعد از لگدها ، زخمی و خاکی بسوی تو میدوم!

مگر محبتت کم بود که محبت را در ناکجا آبادها میجستم؟! کاش بی نیاز نمیشدمت و هر روز
میدیدمت ماما! ماشین رخت شویی زنده آشپزخانه غمگین قرص های بی خوابیببخش مرا !

محسن چاوشی و مادرش

محسن چاوشی و همسرش

صفحه اجتماعی محسن چاوشی

تاریخ بروزرسانی : 2018-12-04 / گردآوری :
/
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
یونیک ویزاهم سامدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهری
ویدئو