شانس‌ در ‌خانه‌ام را نمی‌زند!

شانس‌ در ‌خانه‌ام را نمی‌زند!اخبار

روزی مرد تنهایی تصمیم گرفته بود به سینما برود، از خانه خارج شد و در را پشت سرش بست اما یادش افتاد کلید خانه را داخل اتاق خوابش جاگذاشته است.خواست سوار خودرو ‌یش شود تا با آن به سینما برود اما کلید خودرو هم در همان دسته کلیدی بود که داخل خانه جاگذاشته بود، پس […]

روزی مرد تنهایی تصمیم گرفته بود به سینما برود، از خانه خارج شد و در را پشت سرش بست اما
یادش افتاد کلید خانه را داخل اتاق خوابش جاگذاشته است.
خواست سوار خودرو ‌یش شود تا با آن به سینما برود اما کلید خودرو هم در همان دسته کلیدی
بود که داخل خانه جاگذاشته بود، پس پیاده به سمت سینما راه افتاد اما فیلم سینما، فیلمی کسالت‌آور و خسته‌کننده
بود.
در راه برگشت از سینما در حالی که مرد به فکر فرو رفته بود که چطور باید داخل خانه‌اش شود،
آسمان غرشی کرد و بارانی تند باریدن گرفت و او آن شب را تا صبح در پارک روبه‌روی خانه‌اش زیر
باران گذراند.
به نظر شما این مرد خوش شانس است یا بد شانس؟! ما پاسخ این معما را در پایان گزارشمان خواهیم
داد.
پس برای یافتن‌اش عجله نکنید.
به نظر شما چرا گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه، به آب زمزم و کوثر سپید نتوان کرد؟ چرا
شانس را که تقسیم می‌کردند بعضی‌ها رفته بودند دنبال سنگ ترازو؟ چرا پیشانی بلندها، خوش بخت می‌شوند؟ چرا گربه‌های سیاه
و عدد ۱۳ و ۳ بار قارقار کلاغ از نشانه‌های بدشانسی‌اند؟ چرا برای جلوگیری از بدشانسی نباید از زیر نردبان
رد شد؟ چرا اگر آیینه‌ای بشکند، بدشانسی در خانه‌تان را می‌زند؟ چرا اگر خرده آیینه پیدا کنید، خوش شانس می‌شوید؟
از دیدگاه شما، شانس چه جور چیزی است که هم گربه‌های سیاه خیابان در آن نقش دارند هم نردبان، هم
آیینه، هم کلاغ‌ها و هم….
؟ فکر می‌کنید چرا بعضی باید از این چیز غریب سهم داشته باشند و بعضی از آن محرومند؟ شانس و
باور به شانس شانس در فرهنگ لغت به معنای طالع و بخت است و ریشه‌ای لاتین دارد.
برای به دست آوردن تعریفی از چیستی شانس، بد نیست به نتایج پژوهش دکتر ریچارد وایزمن، روان‌شناس دانشگاه هارتفورد شایر
نگاهی بیندازیم.
این پژوهش پیشتر در کتاب «گنجینه ما و شما» منتشر شده است.
وایزمن، حدود یک دهه از عمرش را صرف کشف چیستی چیزی کرد که مردم‌آن را شانس می‌خوانند.
او می‌خواست بداند که اگر شانس واقعا وجود دارد، چرا برخی مردم بد شانس و برخی خوش شانس هستند و
ملاک این گزینش چیست؟ او کارش را از بررسی احساسات مردم آغاز کرد.« اگر احساس می‌کنید خوش شانس یا بدشانس
هستید، لطفا با این شماره تماس بگیرید!» این، آگهی‌ای بود که وایزمن تلاش کرد با استفاده از آن مردمی را
که به شانس باور داشتند، جذب کند.
فکر می‌کنید کسی با او تماس گرفت؟ بله.
صدها نفر از مردمی که آگهی را دیده بودند به او زنگ زدند و داوطلب شدند که به عنوان نمونه
در آزمایش او شرکت کنند.
او سال‌ها با نمونه‌هایش گفتگو کرد و نتیجه عجیب بود، کسانی که ابراز می‌کردند خوش شانس هستند واقعا با فرصت‌های
مناسبی در زندگی روبه‌رو می‌شدند و کسانی که می‌گفتند بد شانس هستند، نه.
ویژگی‌های مثبت و منفی خوش‌شانس‌ها روان‌شناس دانشگاه هارتفورد شایر، با توجه به این شرایط حدس زد که شاید خوش شانس‌ها
کسانی هستند که فرصت‌ها را شکار می‌کنند و بد شانس‌ها آنهایی هستند که فرصت‌های مهم زندگی‌شان را از دست می‌دهند.
او تصمیم گرفت این فرضیه را هم اثبات کند، پس روزنامه‌ای را به خوش شانس‌ها و بد شانس‌ها داد و
از آنها خواست آن را ورق بزنند و تعداد عکس‌های داخل آن را بگویند، دکتر بدون این که به نمونه‌های
این آزمایش خبر دهد، داخل روزنامه یک آگهی با حروف بسیار درشت چاپ کرد که با رنگی تند، نیمی از
صفحه را به خود اختصاص می‌داد، این آگهی اعلام می‌کرد کسانی که آن را ببینند، و به وایزمن اطلاع دهند
که آن را دیده‌اند، چند صد دلار برنده می‌شوند.
طبیعی بود که هر آدم عادی می‌توانست این آگهی بزرگ با رنگ جیغ را ببیند.
اما فقط مدعیان خوش شانسی، آگهی را دیدند و بدشانس‌ها آن را ندیدند.
او سرانجام پس از سال‌ها پژوهش و مطالعه، کشف بزرگش را آشکار و اعلام کرد: وقتی فرصتی مشابه به کسانی
که مدعی خوش شانسی و بد شانسی هستند، داده می‌شود خوش شانس‌ها فرصت را شکار می‌کنند اما بدشانس‌ها آن را
از دست می‌دهند.
این خصوصیت خوش شانس‌ها را «مهارت در بهره بردن از فرصت‌ها» می‌خوانند.
از سوی دیگر براساس یافته‌های او، کلید خوش شانسی و بدشانسی انسان‌ها در باورهای آنها نسبت به بخت و اقبال
خودشان است، اما بیشترشان این موضوع را نمی‌دانند.
این ویژگی «مثبت‌نگری یا منفی‌نگری» را شکل می‌دهد که همه رخدادهای زندگی در ارتباط با آن خواهد بود.
تفکرات مثبت مدعیان خوش اقبالی نسبت به شانس‌شان، باعث می‌شود آنها همیشه انتظار حوادث خوشایند را داشته باشند و خوشی
و نیکویی را در جهان به سمت خود جذب کنند، ضمن آن که به دلیل مثبت نگری هر حادثه‌ای را
مثبت تفسیر و از آن احساس رضایت می‌کنند.
به همین دلیل گاهی ذات حادثه‌ای که برای یک مدعی خوش شانسی و یک مدعی بدشانسی روی می‌دهد، یکسان است
اما خوش شانس‌ها به شکلی خودکار برای کشف بخش‌های مثبت این رویداد آن را می‌کاوند و بد شانس‌ها برای کشف
بخش‌های ناخوشایند آن.
براساس این پژوهش ـ که هنوزهم وقتی حرف از شانس می‌شود خیلی‌ها یاد آن می‌افتند ـ کسانی که ادعای بدشانسی
می‌کنند، آنقدر مضطرب و نگران هستند که عیان‌ترین فرصت‌های زندگی از جلوی چشمان‌شان می‌گذرد و آنها را نمی‌بینند.
همچنین اضطراب و نگرانی باعث می‌شود بدشانس‌ها بر امور غیرمهم بیش از امور مهم تمرکز داشته باشند و به همین
دلیل بموقع واکنش نشان نمی‌دهند اما مدعیان خوش اقبالی، معمولا خونسرد تر از مدعیان بدشانسی هستند و با صبر و
حوصله، فرصت‌های طلایی را شناسایی می‌کنند، بیایید اسم این ویژگی خوش شانس‌ها را «آرامش برای کسب موفقیت» بگذاریم.
حال با توجه به این تفاسیر آیا می‌شود کاری کرد که بدشانس‌ها هم صاحب بخت و اقبال شوند و به
عبارتی دیگر، اگر بدشانس‌ها شیوه‌های رفتاری خوش شـــانس‌ها را بیاموزند، می‌توانند زندگی‌شان را دگرگون کنند؟ این پرسشی بود که برای
وایزمن هم پیش آمد و باعث شد او پژوهشش را وارد مرحله‌ای تازه کند.
او راه‌های مثبت نگری، حفظ آرامش درونی، تیزبینی برای شکار فرصت‌ها را در دوره‌ای یک ماهه به مدعیان بدشانسی آموزش
داد و از آنها خواست تفکرشان را نسبت به بخت‌شان عوض کنند، فکر می‌کنید پس از طی این دوره چه
اتفاقی برای بدشانس‌ها افتاد؟ از هر ۱۰ مدعی بدشانسی که آموزش دیده بودند، ۸ نفر کاملا تغییر کردند و زندگی‌شان
دگرگون شد.
آنها پیش از تمرین‌های دکتر وایزمن، زندگی را ناامیدکننده می‌پنداشتند و از آن احساس رضایت نمی‌کردند و سطح اعتماد به
نفس‌شان پایین بود، چون چیزی که آن را شانس می‌نامیدند به آنها پشت کرده بود و همین باعث می‌شد هیچ
دستاورد مثبتی از اوقات شان نداشته باشند اما دوره آموزشی باعث شد آنها از زندگی راضی‌تر شوند، رضایت‌شان باعث شادی‌شان
شد و خلاصه این که حسابی خوش شانس شدند.
امور غیرقابل کنترل و شانس آیا مثبت‌نگری همه چیز را در زندگی‌مان تغییر می‌دهد؟ هیچ‌کدام از ما، پدر و مادر
یا خواهر و برادرمان را انتخاب نکرده‌ایم، هیچ‌یک از ما بیماری مادرزادی مان را انتخاب نکرده‌ایم، هیچ‌کدام از ما طبقه
اجتماعی خانواده‌مان را انتخاب نکرده‌ایم و مسلما نوع نگرش ما هم نمی‌تواند این امور را دگرگون کند و این همان
اصلی است که خیلی‌ها آن را بهانه می‌کنند تا خودشان را بدشانس بنامند.
شادی اسلیمی، کارشناس ارشد روان‌شناسی در این باره می‌گوید: شانس، بخت، اقبال و الفاظی از این قبیل گریزگاه‌هایی برای شانه
خالی کردن انسان‌ها از شکست‌های زندگی است.
او می‌افزاید: در زندگی همه ما اموری خارج از کنترل مان وجود دارند اما تمرکز ما باید بر امور قابل
کنترل زندگی‌مان باشد.
برای مثال شما در انتخاب اعضای خانواده‌تان نقشی نداشتید، اما دوستانتان را خودتان می‌توانید انتخاب کنید یا هیچ یک از
ما سطح مالی خانواده‌مان را تعیین نکرده‌ایم اما می‌توانیم برای ارتقای سطح مالی‌مان تلاش کنیم.
به گفته این روان‌شناس، خیلی وقت‌ها چیزی که به خاطر آن خودمان را متهم به بدشانسی می‌کنیم هیچ ربطی به
ما ندارد ولی ما آن را به بدشانسی خودمان مربوط می‌دانیم و به همین دلیل احساس گناه می‌کنیم.اسلیمی درباره امور
غیرقابل کنترل در زندگی توضیح می‌دهد: هر یک از ما به دلایل مختلف نداشته‌هایی در زندگی داریم اما فکر کردن
بیش از اندازه به این نداشته ها، ما را از داشته‌هایمان غافل می‌کند.
تغییرات کوچک در زندگی اگر هنوز هم خیال می‌کنید بد شانس هستید، چرا سعی نمی‌کنید شیوه نگرش را به زندگی
تغییر بدهید و راه‌هایی را برای کشف بهتر زیستن پیدا کنید.
اگر قرار باشد همیشه به یک شیوه زندگی کنید، همیشه یک نتیجه مشخص خواهید گرفت، نه چیزی بیشتر از آن.
چرا این روش‌های پیشنهادی را برای ایجاد تغییراتی در زندگی تان امتحان نمی‌کنید؟ همیشه به یاد داشته باشید که نگاه
ما به زندگی، محدود است و همین محدودیت، برداشت‌های‌مان را از واقعیت‌های اطراف با اشکال مواجه می‌کند، شاید حادثه‌ای که
از دیدگاه شما ناخوشایند است در واقع بد نباشند و خیری در آن نهفته باشد، پس در برخورد با هر
پدیده‌ای که اسمش را بدبیاری می‌گذارید، شکوه نکنید و صبور باشید.
پیش از آن که رخدادی را از نظر بدی یا خوبی بسنجید به این فکر کنید که در حال کسب
تجربه‌ای تازه هستید که به بهانه آن می‌توانید از روزمرگی فاصله بگیرید.
مردم معمولا حوادث ناخوشایند زندگی را بیشتر از حوادث خوشایندش به یاد می‌آورند، مثل آنها فکر نکنید، زندگی شما هرچقدر
هم بد باشد می‌توانید هر روز چند خاطره خوش در آن پیدا کنید که با یادآوری‌شان لبخند بزنید.
شما باید این یادآوری هر روزه را به یک عادت تبدیل کنید.
شاد بودن و لبخند زدن به بهانه نیاز ندارد، حتی اگر اوضاع وفق مراد نباشد.
پس بکوشید خودتان را شاد نگه دارید، به خودتان تلقین کنید و حتی اگر نتوانستید تظاهر کنید که شاد و
راضی هستید.
افکار مثبت برای دگرگون شدن زندگی کافی نیستند، عمل مثبت هم مهم است، چه اشکالی دارد علاوه بر آن که
نیمه پر لیوان را می‌بینید، کمی هم آب داخل لیوان بریزید تا نیمه خالی اش پر شود؟ ایمان برای انسان‌ها
امید می‌آورد، پس اگر ایمان‌تان ضعیف باشد، زندگی ناامیدانه و فرصتی کمتر برای موفقیت دارید.
به زیان‌های بدبینی در زندگی فکر کنید، این احساس ارتباط شما را با انسان‌های دیگر مختل می‌کند، و توانمندی‌هایتان را
کاهش می‌دهد، در حالی که می‌توانید آن را مهار کنید.
زندگی را آسان بگیرید، برای لذت بردن از زندگی نیاز به رخدادهای بزرگ و خوشایند ندارید.
لذت گاهی در چیزهای ساده‌ای نهفته است مثل یک موسیقی ملایم، بازی یک کودک با اسباب بازی‌اش، بوی نان در
نانوایی یا عطر یک گل.
باورهای خرافی درباره شانس را دور بریزید، شما نمی‌توانید هیچ کلاغی را مجبور کنید به جای ۳ بار، ۴ بار
قار قار کند تا بدشانسی نیاورید، نمی‌توانید همه گربه‌های سیاه شهر تان را به جای دیگری تبعید کنید، نمی‌توانید همیشه
مراقب باشید که آیینه‌ای نشکند اما اگر همه این باورها را دور بریزید، آن وقت به آرامشی دست پیدا می‌کنید
که در سایه‌اش می‌توانید فرصت‌های مناسب را شکار کنید.
جواب معما پاسخ این معما در باور شما نسبت به رویدادها نهفته است.
برای اثبات این قضیه ابتدا داستان را از دیدی بدبینانه نگاه کنید.
نگاه بدبینانه: آن مرد همیشه بدبیاری می‌آورد، وقتی فهمید کلید خانه و خودرو را در اتاق خوابش جا گذاشته
است به شانس بد لعنت فرستاد و راهی سینما شد اما فیلم آنقدر طولانی و مسخره بود که از گرفتن
بلیت حسابی پشیمان شد و تا پایان فیلم غر زد، عصبانی از سینما بیرون زد و تا خانه پیاده رفت،
گرچه می‌دانست چاره‌ای ندارد و احتمالا باید شب را در پارک روبه‌روی خانه بگذراند، آن وقت باران گرفت و مرد
رو به آسمان فریاد زد:« آخه چرا هرچی اتفاق بده واسه من می‌افته؟‌ها؟» و بعد در حالی که از شدت
عصبانیت به گریه افتاده بود، خودش را روی صندلی پارک پرتاب کرد.
نگاه خوشبینانه: مرد از خانه بیرون آمد و وقتی در را بست، یادش افتاد کلیدهایش را جا گذاشته است، به
خنده افتاد و با خودش فکر کرد پیاده روی از خانه تا سینما یک توفیق اجباری برای ورزش کردن و
سوزاندن چربی‌های اضافی است، پس شکمش را تو داد و تا جایی که می‌توانست با سرعت قدم برداشت، فیلم سینما
اصلا جذاب نبود، مرد از ۲ شب قبل کسر خواب داشت و به همین دلیل تصمیم گرفت چرتی بزند، در
راه بازگشت از سینما، بارانی تند شروع به باریدن کرد و مرد یادش افتاد سال هاست بدون ‌چتر زیرباران قدم
نزده است، چه باران شاعرانه‌ای! او پارک روبه‌روی خانه‌اش را برای گذراندن شب انتخاب کرد و آنجا فهمید شب‌ها پارک
رفتن چقدر دلچسب است و تصمیم گرفت از این پس شامش را در پارک بخورد، همان شب وقتی مرد روی
صندلی پارک نشسته بود، خدا را به خاطر همه لحظه‌های خوش آن روز شکر کرد و با لبخندی آرام به
خواب رفت.
مریم یوشی زاده
آگهی استخدام همکار در سایت های نیک صالحی و پرشین وی
بهترین و سریعترین روش مهاجرت به استرالیا
تاریخ بروزرسانی : 2010-09-09 / گردآوری :
/
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
یونیک ویزاهم سامدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهری
دختر رییس جمهور حسن روحانی + تصاویر
دختر رییس جمهور حسن روحانی + تصاویر
تعطیلی خطوط تولید پفک دو برند معروف به دلیل استفاده از ذرت دام
تعطیلی خطوط تولید پفک دو برند معروف به دلیل استفاده از ذرت دام
تیپ خاص شهربانو منصوریان قهرمان ووشو در کنار نیوشا ضیغمی
تیپ خاص شهربانو منصوریان قهرمان ووشو در کنار نیوشا ضیغمی
ادای احترام اینستاگرامی نماینده جنجالی سراوان به خودش
ادای احترام اینستاگرامی نماینده جنجالی سراوان به خودش
این دو سارق مسلح را شناسایی کنید + تصاویر
این دو سارق مسلح را شناسایی کنید + تصاویر
پول براندازی بعد از پول دختربازی!/ واکنش جنجالی کاربران توئیتر به سخنان رضا پهلوی
پول براندازی بعد از پول دختربازی!/ واکنش جنجالی کاربران توئیتر به سخنان رضا پهلوی
اولین کلاس درس دانش‌ آموزان سوری در شهر «رقه» + عکس
اولین کلاس درس دانش‌ آموزان سوری در شهر «رقه» + عکس
تصاویر مراسم سالگرد شهید احمدی روشن
تصاویر مراسم سالگرد شهید احمدی روشن