تجربیات تلخ خانم بازیگر در مسیر مهاجرت/ از وحشت در ترکیه تا بیماری دردناک دخترش

تجربیات تلخ خانم بازیگر در مسیر مهاجرت/ از وحشت در ترکیه تا بیماری دردناک دخترشاخبار

لادن طباطبایی بازیگر زن مشهور و سرشناس سینمای ایران که مدتی پیش به همراه دخترش راهی آمریکا شد ، از مشکلاتش در مسیر مهاجرت سخن گفت.

لادن طباطبایی بازیگر معروف ایران می باشد. او در نهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۹ در تهران متولد شده است. طباطبایی از سال ۱۳۷۰ فعالیت هنری خود را آغاز کرد. او از همسرش جدا شده و دو فرزند به نام های شاهین و سها دارد. سها دختر لادن طباطبایی به بیماری اوتیسم دچار است. این بازیگر مشهور به خاطر بیماری دخترش مجبور به مهاجرت به آمریکا شد. لادن طباطبایی به تازگی از تجربیات تلخ زندگی اش در اینستاگرام نوشته است. برای خواندن تجربیات تلخ خانم بازیگر در مسیر مهاجرتش ، از وحشت در ترکیه گرفته تا بیماری دردناک دخترش با نیک صالحی همراه باشید.

تجربیات تلخ خانم بازیگر در مسیر مهاجرت

لادن طباطبایی در صفحه اینستاگرام خود نوشت:

بیش از سه سال از خروج ما از ایران میگذره و دو سال و نیم‌ هست که ساکن آمریکا هستیم.
من بخاطر اینکه دخترم کارش به آسایشگاه نرسه، ناچار به ترک ایران شدم. نه بخاطر اینکه در
ایران شرایط آموزش نبود، بلکه بخاطر اینکه پدر ایشون مخالف آموزش سها بود. هرچه من
کلاس و تراپی برای سها فراهم میکردم،

با دوری های سه ماهه، شش ماهه و یکساله ای که به خواست پدر انجام میشد،
بی ثمر میشد. هر چه سها بزرگتر میشد، پرخاشگری اش بیشتر میشد. تا پنج شش
سالگی، نهایتا خودش رو مینداخت زمین و جیغ میکشید. بزرگتر که شد چنگ مینداخت،
کم کم قویتر میشد و کنترلش سخت تر. بدون یک برنامه آموزشی و نظارت درست،
داشت روز به روز بدتر میشد. در گیر و دار لج و لجبازی و اثبات بابای مهربون و مامان
بده، بچه داشت نابود میشد. چاره ای نداشتم.

تجربیات تلخ

تجربیات تلخ خانم بازیگر

برنامه ریزی دقیق و دراز مدتی رو در پیش گرفتم که اولین قربانی اش عشق به حرفه ام بود… رفتم و اومدم و به هر بدبختی و التماس و صبوری که بود اجازه خروج از کشور سها رو به شرط عدم بازگشت گرفتم. در این بین دلشوره ها ، تنهایی ها، تهمت ها، متلک ها و… به جون خریدم.

تجربیات تلخ لادن طباطبایی در مسیر مهاجرت به آمریکا

وقتی با هزار مصیبت از وسط عملیات انتحاری ترکیه، خودمونو رسوندم آمریکا، میدونستم تازه اول راهم. هر چند مثلا زبان بلد بودم، اما به شدت غریب و تنها بودم. گیج خوردن ها کلافگی ها، سیستم کاملا متفاوت اداری و بانکی، حیرانی… باید میجنگیدم، پس باید قوانین رو یاد میگرفتم. قدم به قدم ، با حوصله… در آستانه پنجاه سالگی ، تطبیق,کار چندان ساده ای نیست.

مهاجرت، یعنی شروع از صفر، با زبان و فرهنگی که نمیشناسی. اما بین کسانی که همگی مثل تو هستند، تو میتونی بهترین باشی. مشروط براینکه حق و حقوق قانونیت رو بشناسی … دو هفته پیش تفاوت بین گریه کردن و اشک ریختن رو فهمیدم. سه روز تمام بی اختیار اشکم سرازیر بود. غذا میپختم، خرید میکردم، لباس میشستم… فرقی نمیکرد. تک تک سلولهای بدنم فریاد میزد. با هر بار چنگی که سها میزد، انگار قلبم رو پاره میکرد… امروز اما روز زیباییه. موفق شدم چیزی رو که پنج سال به امیدش خوابیدم و پاشدم، برای سها بگیرم. یک پلان آموزشی جامع و درست که آینده مطمئنی رو برای سها رقم بزنه، اگر خدا بخواد.

نمیدونم زندگی چه چیزهایی برامون خواهد داشت. اما اینو میدونم که آخرین لحظه قبل از طلوع خورشید، سیاهترینه… پ.ن.یک زندگی یک بسته کامل از انتخابه… بسته هیچ دو نفری مثل هم نیست. مجموعه انتخاب هر شخص، اگر در جهت هدفش باشه ، میتونه اون رو در رسیدن به مقصد کمک کنه..

تجربیات تلخ

تجربیات تلخ لادن طباطبایی

باشگاه خبرنگاران

تاریخ بروزرسانی : 2019-02-21 / گردآوری :
/
اخبار مرتبط :
هم سامدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریویدئو