رنگ عادی زندگی پشت درهای آهنی

رنگ عادی زندگی پشت درهای آهنی

اتاق تشخیص، صندلی های سبز دارد با پنجره هایی پوشیده از ورقه های آهنی که از جداره های تنگ آن فقط کمی از آسمان آبی پیداست.در و دیوارهای اتاق پر از پیام های بهداشتی برای زندانیانی است که به محض ورود چند ساعتی را برای تشخیص هویت، عکاسی و انگشت نگاری اینجا می مانند.قرار است […]

اتاق تشخیص، صندلی های سبز دارد با پنجره هایی پوشیده از ورقه های آهنی که از جداره های تنگ آن
فقط کمی از آسمان آبی پیداست.در و دیوارهای اتاق پر از پیام های بهداشتی برای زندانیانی است که به محض
ورود چند ساعتی را برای تشخیص هویت، عکاسی و انگشت نگاری اینجا می مانند.قرار است اینجا لباس های شان را
در بیاورند.لباس زندانی تن کنند.دمپایی به پا کنند و فهرستی با ده ها سوال از قد، وزن، رنگ چشم و
مو را جواب بدهند.از درهای فولادی که جلوی شان باز و بسته می شود ازدالان ها و دهلیزها بگذرند تا
به سلول ها برسند و آنجا بمانند.برای یک سال، دو سال و کسی چه می داند برای چند سال.در طول
سال ها که سکوت بود، کسی حرفی نزد.در زندان ها آمار مبتلایان به ایدز بالا رفت.اما حالا چیزی عوض شده
است.چیزی که از همان اتاق با صندلی های سبز رنگ و در و دیوارهای پر از پیام های بهداشتی اش
شروع می شود: «تنها راه پیشگیری از ایدز برخورد عقلانی و خودداری از رفتارهای پرخطر است.ایدز از چه راه هایی
منتقل می شود؟ در زندان چه کارهایی از چه کسانی سر می زند! عوامل خطر در زندان استفاده از سرنگ
مشترک، بی بند و باری جنسی و خالکوبی!» و…
بوی خورش کرفس و نان تازه در همه جای ساختمان زندان پیچیده است که به گفته مدیرش، زندانیان آن به
خاطر سرقت مسلحانه، قتل، آدم ربایی و شرارت آن جا جمع شده اند.زندان رجایی شهر کرج ۷ اندرزگاه دارد.علی حاج
کاظم رئیس آن ما را به دیدن بندهایی می برد که تازه بازسازی شده اند و زندانیانی را نشانمان می
دهد که در فعالیت های فرهنگی، هنری زندان شرکت می کنند و در کارگاه های زندان شرکت می کنند و
در کارگاه های معرق، برق خودرو، برق ساختمان و کارگاه خیاطی فعالند.در کانون فعالیت های تربیتی زندان، اشاره پرافتخار او
به جمع ۴۰- ۳۰ نفری زندانیانی است که در حال قرائت قرآن کریم هستند و ما را به گوش دادن
تواشیح پنج دقیقه ای چند نفری آنها دعوت می کند و می گوید: «اینجا زندانی هایی با خلاف های سنگین
داریم، همین آموزش های مذهبی به آنها کمک می کند.۷۰- ۶۰ زندانی ما مشغول حفظ قرآن کریم هستند.آموزش های مذهبی
از جمله برنامه هایی بود که زندانیان به خوبی از آن استقبال کردند.» در صف ۴۰- ۳۰ نفری زندانی های
توی مسجد، میثم طاهری نشسته و در همخوانی قرآن کریم با بقیه شریک است، شاید هم در تنگنای غصه و
بی حوصلگی این کار بیش از هر چیز دیگری به او آرامش بدهد.وقتی از او می پرسم چرا اینجا زندانی
است خیلی ساده و راحت می گوید به خاطر قتل.این حجم آسودگی را در بیان کاری که کرده در بند
زنان هم به گونه دیگری حس می کنم.وقتی از دختر ۲۷- ۲۶ ساله ای پرسیدم به چه جرمی زندانی است،
لبخندی تمام حجم صورتش را پر کرد و گفت: «قتل».هیچ هماهنگی میان کلمه ای که از دهانش بیرون آمده بود
با لبخندی که روی صورتش آمد نمی دیدم.وقتی دوباره پرسیدم، باز هم گفت: «قتل، اما هنوز جرمم ثابت نشده است!»
و بعد رفت تا در کنج سلول خود دوباره جا خوش کند.حاج کاظم می گوید: «سال گذشته وقتی ایران یکی
از ۱۲ کشور دنیا به عنوان پایلوت آموزش های کلینیکی انتخاب شد، زندان رجایی شهر هم به عنوان پایلوت آموزش
های کلینیک های مثلثی در کشور معرفی شد.» راه اندازی کلینیک های مثلثی کنترل اعتیاد، ایدز و بیماری های مقاربتی
از ۳ سال پیش در کشور شروع شد و بعد زندان ها را نیز در بر گرفت.شروعی از زندان یک
معتاد تزریقی که باید به خاطر جرمی که مرتکب شده، چند سالی را هم در زندان سپری کند، بزرگترین دغدغه
هر روز و هر لحظه اش تأمین ماده مخدرش است.ماده مخدر را که بیابد، کار هنوز تمام نشده است.تزریق و
سرنگ مشترک هم بخش بعدی کار است و هم شروع کننده بیماری هایی که از میان روزهای کدر زندانی ها
می گذرد و خانواده های آنها را هم مبتلا می کند.زنی که خودش نه اعتیاد دارد و نه بی احتیاطی
های دیگر، ایدز را از همسرش می گیرد که مرد نیز در زندان از طریق سرنگ آلوده مبتلا شده است
و بعد پدر و مادر هر دو آن را به فرزندی که به وجود می آورند، انتقال می دهند.دکتر گازرانی
از پزشکان زندان رجایی شهر می گوید: «طرح جایگزینی درمان اعتیاد با کمک ماده شیمیایی متادون» برای جلوگیری از گسترش
ایدز و هپاتیت در زندان صورت گرفت.از طرفی برای کنترل ایدز از بدو ورود زندانی به او آموزش هایی ارائه
می شود تا او به این آگاهی برسد که چه رفتارهایی می تواند در آینده موجب آلودگی او به ویروس
HIV شود و یا چه رفتارهایی که در گذشته داشته ممکن است او را در معرض خطر قرار داده باشد.از
وقتی زندانی وارد قرنطینه می شود، وضع او از سوی پزشک عمومی زندان بررسی شده و اگر بیماری خاص یا
رفتار پرخطری داشته آزمایش های لازم برای تشخیص درباره او انجام می شود.حتی در صورت تشخیص HIV مثبت این امکان
را داریم که فرد را زیر نظر متخصص عفونی قرار بدهیم.اما در حال حاضر همه این اقدام ها به صورت
داوطلبانه در میان زندانیان است.در واقع ما بنای کار را بر این گذاشته ایم که ابتدا با ارائه آموزش های
لازم و آگاهی دادن به زندانیان، خود آنها داوطلبانه برای آزمایش ها مراجعه کنند و اجباری را حس نکنند.چرا که
هر گونه اجبار یا برخورد منفی، نتیجه منفی هم به دنبال خواهد داشت.» شال توری سیاه هر چند وقت یک
بار می توانست شوهرش را در اتاق کوچکی در زندان ببیند؛ در ساعت هایی به نام ملاقات شرعی.دستپاچه و هول
از میان نگاه هایی که رویش سنگینی می کرد، می گذشت تا به آن اتاق برسد و از همین اتاق
بود که ایدز بی آن که بداند برایش آغوش گشود.حاج کاظم مدیر زندان رجایی شهر کرج می گوید: «حالا در
سه نوع ملاقات (کابینی، خصوصی و شرعی) سوئیت هایی در اختیار زندانی و همسرش گذاشته می شود.» در بخش قرنطینه
زندان، دکتر یوسف نژاد از پشت میزش به کناری می آید و می گوید به همسران زندانیان برای جلوگیری از
شیوع بیماری های پرخطر آموزش می دهیم.در واقع در ملاقات شرعی مهم ترین بحث برای ما آموزش است که می
تواند حتی بیرون از اینجا هم زندانی ها و همسران آنها مفید باشد.سال ها طول کشید تا پیگیری شیوع ناگهانی
ایدز در جامعه از حد پچ پچ کردن ها فراتر برود و با صدای بلند اعلام شود که باید به
زندانیان به عنوان یکی از گروه های پرخطر توجه ویژه و جدی کرد.ایجاد واحدهای مددکاری و مشاوره در زندان و
از جمله زندان رجایی شهر کرج بخشی از اقدام ها در این زمینه بود.اما حاج کاظم می گوید: «اینجا زندانی
بیکار است.وقت زیادی دارد و همین مسأله می تواند موجب همه جور خلاف یا رفتار ناصحیحی در میان آنها شود.غیر
از فعالیت های فرهنگی- هنری به موضوع اشتغال زندانی ها به شکل ویژه ای نگاه می کنیم که یکی از
آثار آن کاهش رفتارهای پرخطر است.» حاج کاظم معتقد است: «کارگاه های آموزشی سطح زندان به کاهش جرم در زندان
کمک کرده است.از طرفی زندانی ها با یادگیری مهارت های فنی و هنری، دانشنامه مربوط به همان حرفه را دریافت
می کنند و با آن می توانند حتی خارج از زندان نیز شغلی برای خود دست و پا کنند.نکته مهم
این است که گواهینامه های حرفه آموزی زندانی ها اشاره ای به این که دوره آموزشی در زندان گذرانده شده
نمی کند، تا زندانی برای پیدا کردن کار دچار مشکل نشود.» بصیره می خندد.به شکم برآمده اش دست می کشد
و چشمانش را با درک لذتی عمیق از کودکی که درونش است می بندد.او امروز آزاد می شود.از زندان با
خودش چه به همراه می برد که تأمین کننده زندگی خودش و کودکش باشد؟ در سلول سه چهار متری کوچک
بندمردان امیر حسین قلاب بافی می کند.شال توری سیاه بافته را در دستم می گیرم و به گره های ظریف
و زیبای آن نگاه می کنم.می گوید آن را برای خواهرش می بافد.اینجا سال ها زندگی کرده، خندیده، غمگین بوده،
ولی هنوز روزهای بودنش در اینجا از وقتی به جرم ضرب و جرح زندانی شده، تمام نشده است.برایش آرزو می
کنم، دفعه دیگر وقتی بافتن شال توی را شروع می کند برای همسرش باشد.آن هم در خانه خودش.حاج کاظم می
گوید: «ما نگاه مان باید به این زندانی ها یک نگاه انسانی باشد، انسان هایی که در مجموعه ای گرفتار
شده اند؛ شرایطی که ممکن است برای هر کدام از ما به وجود بیاید.» بوی آش رشته ای که چند
زندانی دارند در آشپزخانه زندان آن را برای شام شب درست می کنند، همه جا پر شده است؛ نشانه هایی
از جریان عادی زندگی پشت دیوارهای بلند آجری و درهای قطور آهنی.منبع:khanevadeyema.com
مناسب ترین کفش برای دویدن و پیاده روی + عکس
آگهی استخدام همکار در سایت های نیک صالحی و پرشین وی
2009-06-02
امتیاز بدهید
امتیاز : 4 تعداد رای : 1
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
بازار سهسامسونگکفش پاشنه مخفیتور استانبول
دکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پرواز
خاطرات من و ایدز + علائم
خاطرات من و ایدز + علائم
بهترین روش پیشگیری از ایدز و بارداری درمردان؟
بهترین روش پیشگیری از ایدز و بارداری درمردان؟
پیشگیری از آلودگی جنسی
پیشگیری از آلودگی جنسی
سیستم دفاعی
سیستم دفاعی
مراحل بیماری ایدز
مراحل بیماری ایدز
مراقبت ویژه از بیماران
مراقبت ویژه از بیماران
مرحله نهائی بیماری
مرحله نهائی بیماری
چگونه خود را در برابر آلودگی حفاضت کنیم؟
چگونه خود را در برابر آلودگی حفاضت کنیم؟
بازار سهسامسونگکفش پاشنه مخفیتور استانبولدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پرواز