«لیلا» یکی از محبوبترین ملودرام های عاشقانه سینمای ایران!+تصاویر

«لیلا» یکی از محبوبترین ملودرام های عاشقانه سینمای ایران!+تصاویر فرهنگی

«لیلا»؛ فیلمی که گویی به شکلی عجیب از اول قرار بود یک شاهکار از کار درآید یا دست کم به یکی از محبوبترین ملودرام های عاشقانه سینمای ایران تبدیل شود.

فیلم سینمایی لیلا

۲۰ سال پیش، داریوش مهرجویی در دوران اوج فعالیت سینمایی اش پشت دوربین کارگردانی فیلم سینمایی لیلا ایستاد؛ فیلمی
که گویی به شکلی عجیب از اول قرار بود یک شاهکار از کار درآید یا دست کم به یکی از
محبوبترین ملودرام های عاشقانه سینمای ایران تبدیل شود.
«لیلا» قابلیت تبدیل شدن به یک فیلم معمولی و پرسوز و گداز را داشت.
خط اصلی داستان، زیادی کلیشه ای و تکراری است اما این رویکرد و نوع نگاه مهرجویی بود که آن را
جلا بخشید و باعث شد پس از سال ها فیلم همچنان باطراوت به نظر برسد.
«لیلا» نه تنها در کارنامه سازنده اش، که در سینمای ایران یک نقطه عطف بود.
آنها که بهمن ۱۳۷۵ در سینما فلسطین به تماشای نخستین نمایش فیلم در جشنواره فجر نشستند، خوب به خاطر دارند
که «لیلا» حلقه حلقه به سینما رسید و تماشاگران گاهی باید فاصله بین نمایش این حلقه ها را تحمل می
کردند اما فیلم بسیاری از مخاطبان و داوران جشنواره را مرعوب کرد.
وقتی در آیین اختتامیه، لیلا حاتمی برای دریافت دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن جشنواره روی صحنه می رفت، می
شد نارضایتی را از چهره اش دید، به گمان بسیاری، او شایسته دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن پانزدهمین جشنواره
فجر بود و البته زنده یاد جمیله شیخی هم؛ بازیگری که هنرش از چشم داوران پنهان نماند.

 لیلا حاتمی و علی مصفا

مهرجویی که پیش تر در آثار مختلف از ادبیات اقتباس کرده و علاقه اش را به این گونه
سینمایی نشان داده بود، پس از خواندن قصه «لیلا» نوشته مهناز انصاریان تصمیم گرفت فیلمنامه ای براساس آن بنویسد، ماجرای
اصلی کتاب و فیلم به هم شبیه است.
لیلا زنی جوان است که باردار نمی شود و به اصرار مادرشوهر به ازدواج مجدد همسرش رضایت می دهد.
زمان انصاریان که پیشتر با نقش آفرینی در «می خواهم زنده بمان» (ایرج قادری) در ذهن ها مانده، پس از
نمایش عمومی فیلم منتشر شد و به چاپ سوم هم رسید.
فیلم در این دو دهه، همواره در انتخاب منتقدان و نظرسنجی های مختلف جایگاهی قابل توجه داشته و از بهترین
های کارنامه استاد است.
مهرجویی پس از چهار فیلم به طور کامل زنانه و ماندگار، با «لیلا» وارد فضایی تازه شد.
«بانو»، «سارا»، «پری» و «لیلا» که نام چهار شخصیت اصلی این فیلم ها را بر پیشانی دارند، پیشکش آقای کارگردان
به دنیای زنان ایرانی است.
فیلم هایی که دردها، رویاها و اندوه زنان یان جامعه را به تصویر می کشند.
مهرجویی سال ها بعد و با «بمانی» کوشید دوباره این فضا را تجربه کند اما فیلم هرگز موفقیت آثار شهری
و عاشقانه های زنانه اش را تکرار نکرد.

خبیث اما دوست داشتنی

صدای مادر رضا (جمیله شیخی) از پشت تلفن، خوشبختی و آرامش زندگی لیلا (لیلا حاتمی) را بر هم می زند.
هر بار او تلاش می کند مشکل زندگی خود و رضا (علی مصفا) را از یاد ببرد و به همسرش
اعتماد کند، زنگ تلفن در فضای ساکت خانه طنین می اندازد و مادرجون (زنده یاد شیخی) با لحنی خاص لیلا
را ترغیب می کند که به حرف هایش گوش بدهد.
شیخی که از بازیگران باسابقه تئاتر بود، در تلویزیون و سینما نقش های شایسته و درخور استعداد بازیگری خود به
دست نیاورد.
پس از «مسافران» (بهرام بیضایی) از میان نقش آفرینی های محدود و معدود، تجربه حضور در یک نقش خاکستری و
نزدیک به منفی در «لیلا» فرصتی برای درخشش بانوی صحنه ها بود.
حالا و با دیدن مکرر «لیلا» می شود ظرافت های بازی شیخی را دریافت.
سیمای آرام و لحن متفرعنانه و باوقار او، شخصیت اشرافی مادرجون را صاحب وجهه ای خاص کرده است.
مادرجون یک مادرشوهر کلیشه ای و بدذات نیست.
زنی است آبرومند و اشرافی که باید برای حفظ شان و منزلت خانوادگی دنبال یک نوه باشد.
رضا تنها پسر خانواده می تواند رویاهای بی پایان مادرجون را عملی کند و لیلا مانع این داستان است.

زنی که با اسلحه آرامش و اقتدار حریف جوانش را از پا در می آورد

مادرجون مثل یک سیاستمدار قهار لبخند می زند، لیلا را در آغوش می کشد، برایش گردنبند مروارید هدیه می آورد
تا او را راضی کند از رضا فاصله بگیرد.
در صحنه ای که مادرجون در مهمانی خانوادگی عاقبت لیلا را مجبور به موافقت می کند، می شود قدرت این
زن را دریافت.
زنی که با اسلحه آرامش و اقتدار حریف جوانش را از پا در می آورد.
صحنه های مشترک حاتمی و شیخی در خانه لیلا و رضا، همه به یادماندنی هستند.
مادرجون نماد اشرافیتی رو به زوال است، اشاره لیلا در پایان فیلم به علت تولد باران دختر رضا و حس
مادرجون به این دختر، پوچ بودن انگاره های اشرافی را ثابت می کند.

عاشق خاموش

لیلا دختر یک خانواده سنتی مذهبی است.
خانواده ای گرم و صمیمی که در یک عمارت بزرگ و قدیمی زندگی می کنند.
فیلم روی اختلاف طبقاتی میان رضا و لیلا تاکید صریح ندارد اما از انتخاب هایی که مادرجون برای ازدواج دوم
رضا دارد، می شود فهمید که داستان از چه قرار است.
لیلا حاتمی که پیش از فیلم سینمایی لیلا در فیلم های پدرش بازی می کرد، با این فیلم به عنوان
بازیگر حرفه ای به سینمای ایران معرفی شد.
او فیلم سینمایی لیلا را در دوران بیماری سخت زنده یاد علی حاتمی در سال ۱۳۷۵ بازی کرد و تاثیر
بیماری و رنج پدر در سیمای حاتمی مشهود است.
مهرجویی هم از غمی که در وجود بازیگرش نهادینه شده بود به نفع فیلم استفاده کرد.
حاتمی با یک بازی درونی و کنترل شده، نقش زنی را دارد که وارد یک بازی می شود اما این
بازی با ذات زنانه او همخوانی ندارد.
سایه نقش لیلا سال ها با حاتمی ماند و هنوز هم بسیاری او را با این تجربه به یاد می
آورند.
صحنه ای که لیلا پس از ورود گیتی (شقایق فراهانی) و مهمانان در شب عروسی به خانه، با چادر سیاه
وارد کوچه می شود و تا خانه پدری دوان دوان می رود، هنوز تاثیرگذار است و صحنه پایانی فیلم و
نگاه های خیره حاتمی از پشت شیشه به «باران» دختر رضا و آشتی دوباره.
لبخندی که در این صحنه آرام آرام روی لب های حاتمی می نشیند، خبر از تغییر فصل برای او و
رضا دارند.

همچنین بخوانید :  امین تارخ رییس خانه سینما : آبرومندترین سینما را در جهان داریم!
فیلم سینمایی لیلا

پس از «بانو»، مهرجویی در فیلم سینمایی لیلا سیمای یک زن عاشق شرقی را ترسیم کرد؛ زنی که رنج عاشقی
را تاب می آورد و غرورش را حفظ می کند.
حالا و در اواسط دهه ۹۰ شمسی، عشق لیلا و رضا دور از دسترس به نظر می رسد.
عشقی که پس از بحران ها، دوباره زیر خاکستر متولد می شود و جان می گیرد.
«لیلا» یک عاشقانه دهه هفتادی است، عاشقان این روزگار به خاطر دل دیگری، ایثار نمی کنند.

یادگاری از افتخاری

علیرضا افتخاری کمتر با سینما رابطه داشته و خواننده ای بوده که حوزه کاری اش با همه فراز و فرود
این سال ها چندان ارتباطی با سینما پیدا نمی کند اما مهرجویی در فیلم سینمایی لیلا از ترانه های او
در آلبوم «نیلوفرانه» استفاده کرد.
شاید حالا و پس از گذشت دو دهه از همه آلبوم های افتخاری، این ترانه در ذهن بسیاری باقی مانده
باشد، ترانه ای با صدای گرم و حزن آلود براساس شعری از زنده یاد قیصر امین پور که با حال
و هوای عاشقانه فیلم همسو است: «بی تو زردم، به هوای تو می گردم، که مگر بیفتم در پایت، ای
نوای نایم، به هوای تو می آیم، که دمی نفس کنم تازه در هوایت، تا فدا کنم جان و دل
برایت».
موسیقی فیلم «لیلا» از امتیازهای آن است.
چشم هایتان را ببنید و تیتراژ را فقط با موسیقی کیوان جهانشاهی بشنوید.
مهرجویی در صحنه ای از فیلم، جایی که لیلا و رضا، به خانه لیلا رفته و خانواده او دور هم
جمع شده اند هم به ترانه افتخاری ادای دین می کند.
بخشی قابل توجه از فضاسازی فیلم، به انتخاب موسیقی و ترانه ها باز می گردد و این همان کاری است
که استاد برای ارتقای یک قصه معمولی و کلیشه ای در قالب اثری به یادماندنی کرده است.

گوهرهای درخشان

علی مصفا بازیگری کم کار و بی ادعاست که معمولا نقش های شبیه شخصیت خودش را بازی میکند و همین
پرسوناژ برای سینمادوستان جاافتاده و دوست داشتنی است.
«لیلا» به آن اندازه که فیلم لیلا حاتمی و جمیله شیخی است، فیلم مصفا نیست اما بدون حضور او، این
پازل کامل نمی شود.
فیلم سینمایی لیلا مجموعه ای از بهترین بازی های سینمایی را در خود جای داده است؛ بازی هایی که تلالوی
حاتمی و شیخی، مانع به چشم آمدن آنها در نظر اول می شود.
مصفا که در «پری» با مهرجویی همکاری و فصلی تازه در کارنامه اش گشوده بود، در فیلم سینمایی لیلا بخشی
دیگر از توانایی اش را به تصویر کشید.
یک عاشق محجوب و وفادار در دامی می افتد که مادرش برایش تدارک دیده است.
او میراث دار یک خانواده اشرافی است که باید اعتبار یک خاندان را حفظ کند.
صحنه های مشترک حاتمی و مصفا خوب و گرم از کار درآمده و بخشی از این ماجرا، به رابطه عاطفی
دو بازیگر بر می گردد که با این فیلم به همه علاقه مند شدند و پس از آن ازدواج کردند.
مصفا همان مرد رویایی شرقی است؛ جوانی خوش سیما و موقر که خوب آشپزی می کند، صدای گرم دارد، نجیب
و عاشق پیشه است و اگر خطا کند آنقدر سماجت می کند تا دل معشوق را به دست بیاورد و
کدام زنی است که وقتی رضا همراه باران به نذری پزان خانه لیلا می آید، نداند نذر رضا چیست.
در یکی از صحنه های فیلم وقتی لیلا از برخورد مادرجون ناراحت است، مصفا با لحنی شیرین میگوید: «خونه بمونیم،
یه چیزی درست کنیم، قربون صدقه هم بریم، یه فیلم هم ببینیم.» جمله ای ساده که به حال و هوای
عاشقانه زندگی دو شخصیت اشاره دارد.

لیلا حاتمی

«لیلا» یک محمدرضا شریفی نیا سرحال هم دارد که آن سال ها در پروژه های بسیاری حرف
اول را میزد؛ مرد پشت پرده سینما که کارش معرفی بازیگر و استعداد کشف بود.
دایی در فیلم لیلا به شخصیت آن روزهای بازیگرش نزدیک است؛ مردی اهل موسیقی و شعر و کمی عارف مسلک.
دایی شوخ و طناز که زمینه آشنایی لیلا و رضا را فراهم می کند اما تابلوی بازیگران «لیلا» بدون امیر
پایور چیزی کم دارد؛ بازیگر نقش پدرجون که سال هاست از میان ما رفته اما سه نقشی که در «سفر»
(علیرضا رییسیان)، «بوی پیراهن یوسف» (ابراهیم حاتمی کیا) و «لیلا» بازی کرده در یادها مانده است.
پایور که با «سفر» به سینمای ایران معرفی شد، پیش تر در «نقش عشق» بازی کرده بود.
در سالهایی که تحت تاثیر درخشش و اقبال به فیلم های عباس کیارستمی نابازیگران بسیاری به سینما آمدند، او با
موهای سفید پا به دنیای بازیگر گذاشت، صدایی گرم و لحنی دوست داشتین و چهره ای اصیل داشت.
پدرجون در «لیلا» نقطه مقایل همسری است که اشرافیت را نمایندگی می کند، پدرشوهری صمیمی و متین که تلاش می
کند عروسش را محافظت کند.
پدری که می خواهد راه و رسم وفاداری را به رضا بیاموزد و یک تنه مقابل سلطه و قوای خشک
همسرش ایستاده است.

باطراوت مثل عشق

«لیلا» یک فیلم ایرانی است، اتمسفر حاکم بر فیلم که معلول موسیقی و فضاسازی کارگردان است، حال و هوایی ایرانی
به آن داده است.
نوع واکنش لیلا به مشکلی که دارد، ایثار عاشقانه او و فاصله ای که پس از تجربه شکست از رضا
میگیرد، با معیارهای یک زن شرقی همخوانی دارد.
سبک زندگی که در فیلم به تصویر کشیده می شود، با وجود نمایش ورود مدرنیته به آداب و عادات ایرانی،
وطنی و بسیار دوست داشتنی است.
«لیلا» هنوز تازه است و باور اینکه دو دهه پیش ساخته شده، چندان ساده نیست.
دیار

تاریخ بروزرسانی : 2017-01-18 / گردآوری :
/
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
اخبار مرتبط :
logo-samandehi