وقتی که پدر خانواده معتاد می‏شود!

وقتی که پدر خانواده معتاد می‏شود! اعتیاد

ماجرای غم انگیز اعتیاد پدر خانواده و سرنوشت همسر و فرزندان وی ..

یکی از محورهای اصلی تهیه این گزارش «اثرات وجود پدر معتاد بر خانواده» است.
از این‏رو در تکمیل مصاحبه‏ای که در باره علل روانی اعتیاد، اثرات آن بر خانواده و راههای مقابله، به عمل آمد،
ذکر نتیجه تحقیقات اداره کل مطالعات و پژوهشهای ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری تحت عنوان
«اثرات اعتیاد پدر بر نظام خانواده» مفید به نظر رسید که می‏خوانید:

اعتیاد پدر خانواده

«در یکصد خانواده مورد مطالعه، فرزندان هر روز شاهد ستیز والدین بوده، از نظر دریافت مهر و عطوفت و نظارت و حمایت پدر در شرایط گیج‏کننده‏ای به سر می‏برند. زیرا پدر معتاد هنگام مصرف مواد مخدر و نشئگی حاصل از آن، بسیار خوش‏خلق و باعطوفت بوده و نقش نوازشگریش از حد می‏گذرد و هنگام خماری و دیر شدن مصرف، چنان بی‏قرار و عصبی است که کمترین توجهی را به نیازهای اساسی فرزندان ندارد. کودکانی که اسیر چنین شرایط و ساختار آسیب‏زایی هستند، در تفکر کودکانه خود به تدریج می‏آموزند که بین مهرورزی و عطوفت پدر و مصرف مواد مخدر رابطه‏ای وجود دارد. همچنان که میان سردی و خشونت او و عدم مصرف مواد مخدر. در نتیجه همواره در تفکر خود، ماده مخدر را روزنه‏ای به سوی محبت و صفات خوب انسانی می‏پندارند و احتمالاً چنین تصوری احساس خوش‏بینی نسبت به مصرف مواد مخدر در این قبیل کودکان را ایجاد می‏کند.

 

دیگر اینکه بر فضای این خانواده همواره نگرانی و تشویش حاکم است، زیرا هر لحظه بیم دستگیری پدر وجود دارد. رفت و آمدهای نامنظم پدر و معاشرتهای مشکوک بر نگرانیها می‏افزاید و به جای اینکه پدر نقش حمایتی خود را ایفا کند، خود به حمایت‏شونده‏ای مبدل می‏گردد. همچنین به جای اینکه بر امور منزل نظارت و کنترل داشته باشد، خود مورد نظارت و کنترل قرار می‏گیرد.

 

در بسیاری از موارد نقش نان‏آوری پدر به گونه‏ای عکس تغییر جهت می‏دهد؛ یعنی به جای آنکه دست پر به خانه بازگردد، گاهی با دست پر از خانه بیرون می‏رود و اجناس منزل را برای فروش و تأمین مواد مخدر نابود می‏کند. در این شرایط پدر با رفتار مشکوک خود، کج‏رفتاری را به فرزندان می‏آموزد. او زشتی مصرف مواد مخدر را برای آنها از بین می‏برد و در محیط منزل دسترسی به آن را برای فرزندان آسان می‏سازد.

 

در این حال متأسفانه بسیاری از فرزندان خانواده‏های پدر معتاد، در بزرگسالی همان الگوهای خانوادگی خویش را احیا می‏کنند.»(۱)

این تحقیق در پایان چند پیشنهاد به نظام آموزشی، سازمان بهزیستی، دادگاههای خانواده و مراکز پژوهشی ارایه می‏دهد:

۱ـ «از آنجا که جامعه ایران در روند تاریخی مواد مخدر و بستر جغرافیایی خود به دلایل مختلف، مستعد اعتیادپروری بوده است و اعتیاد در برخی برهه‏ها می‏توانسته به عنوان یک بیماری، خطر همه‏گیری داشته باشد، لذا واکسیناسیون کودکان سالم جامعه امری واجب است تا چنانچه در وضعیت آسیب‏زا قرار گرفتند، آسیب‏پذیر و معتاد نشوند.

 

محتوای این واکسیناسیون اجتماعی که مشخصا در «خانواده» و «نظام آموزشی» تحقق می‏یابد و لحاظ آن به این دو نهاد پیشنهاد می‏شود شامل کسب مهارتهای زیر است:

ـ مهارت تصمیم‏گیری بموقع و بجا

ـ جلوگیری از بروز کمرویی در کودکان

ـ پرورش اعتماد به نفس در آنها

ـ پرورش قدرت جسارت در مخالفت کردن با پیشنهادهای خلاف همسالان

 

۲ـ به سازمان بهزیستی پیشنهاد می‏شود به جای جدا کردن فرزندان خانواده‏های پدرِ معتادی که عملاً قادر به ایفای نقشهای خود نیستند و سپردن آنها به مراکز شبانه‏روزی، آن دسته از پدران معتادی که موفق به بازپروری نشده‏اند را از خانواده جدا کرده و در مراکز بازپروری نگهداری و به آنان حرفه و فنون مناسب آموخته شود. در عوض «مادر» به گونه‏ای اساسی حمایت شود تا فرزندان را در محیطی مناسب‏تر نگهداری نماید.

 

۳ـ همسران دارای شوهر معتاد معمولاً تلاش خود را برای حفظ و بقای نظام خانواده به کار می‏بندند و در کنار آن تمام مساعی خود را نیز برای بازپروری و درمان شوهر مبذول می‏نمایند. گاهی نیز آخرین موجودی خود یعنی حلقه ازدواج را برای بقای زندگی می‏فروشند، اما در نهایت ناامید از همه تلاشها به دادگاه مراجعه کرده تا به گسستگی این زندگی رنگ واقعی بخشیده و فرزندان را در محیطی سالم‏تر و مناسب‏تر، دور از اثرات تخریبی وجود پدر معتاد نگهداری کنند. لذا به این دادگاهها پیشنهاد می‏شود ضمن مراعات بیشتر حقوق این دسته زنان، شرایط سهل‏تری را برای این جدایی فراهم نمایند تا با حمایت قانون، زن بتواند بدون حضور مخرب پدر معتاد به تربیت فرزندان بپردازد.

 

۴ـ بر اساس اطلاعاتی که طی چند سال تحقیق و بررسی از خانواده‏های پدر معتاد به دست آمده، به روشنی مشخص شده که بسیاری از خانواده‏های به ظاهر دست نخورده ممکن است در مقایسه با خانواده‏های تک‏والدی، تأثیر مخرب‏تری بر فرزندان بر جای گذارند. در این قبیل خانواده‏ها ادامه زندگی زن و شوهر اجباری و همراه با مشاجره دایمی است. زن و شوهر به جای اینکه با یکدیگر «زندگی کنند»، در کنار هم «زنده‏اند» و به زحمت یکدیگر را تحمل می‏کنند و فرزندان آنها به جای دریافت مهر و عطوفت و نظارت و حمایت در شرایط گیج‏کننده‏ای به سر می‏برند که به آسیب‏پذیری آنها می‏انجامد. لذا به پژوهشگران و مراکز پژوهش پیشنهاد می‏شود به جای بررسی طلاق، به پژوهشهای گوناگون تحت موضوع کلی «رضامندی خانواده‏ها» پرداخته و همچنین در تحقیقات مربوط به اعتیاد به جای تکرار موارد انتزاعی و بررسی فرد معتاد جدای از ساختار اجتماعی و روابط خانوادگی، به فرهنگ پیشگیری از اعتیاد توجه نمایند.»(۲)

تاریخ بروزرسانی : 2009-07-28 / گردآوری :
/
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
اخبار مرتبط :