گفت‌وگو با دختر فراری و معتاد به کراک

گفت‌وگو با دختر فراری و معتاد به کراک اعتیاد

دختری که پس از فرار از خانه و اعتیاد به کراک از سوی سارقان مسلح به عنوان طعمه سوء استفاده قرارگرفته بود، دستگیر شد. این دختر ۱۷ساله هنگامی دستگیر شد که در پی تماس چند راننده خودرو عبوری مبنی بردرگیری میان یک راننده و ۲جوان ، ماموران در محل حضور پیدا کردند و مشخص شد […]

دختری که پس از فرار از خانه و اعتیاد به کراک از سوی سارقان مسلح به عنوان طعمه سوء استفاده قرارگرفته بود، دستگیر شد. این دختر ۱۷ساله هنگامی دستگیر شد که در پی تماس چند راننده خودرو عبوری مبنی بردرگیری میان یک راننده و ۲جوان ، ماموران در محل حضور پیدا کردند و مشخص شد دختر جوان قربانی امیال پلید و شیطانی ۲سارق مسلح شده است. به گزارش امین جامعه این دختر ۱۷ ساله پس از آشنایی خیابانی و فرار از خانه سرانجام در دام اعتیاد گرفتار شده و سپس در گردابی از منجلاب که خود ایجاد کرده، فرو رفته است.
حضور این دختر ۱۷ ساله در شعبه ۵ دادیاری دادسرای جنایی موجب شد تا خبرنگار ما با اوبه گفت و گو بنشیند.

اسم؟
فریبا هستم و ۱۷ سال دارم.
میزان تحصیلات؟
تاکلاس سوم راهنمایی درس خواندم.
چرا ادامه تحصیل ندادی؟
بخاطر مخالفت پدرم.
چرا مخالفت می کرد؟
او می گفت، درس خواندن دختر فایده یی ندارد و دیربازود باید به خانه شوهر برود.
چرا از خانه فرار کردی؟
بخاطر سماجت خانواده ام، برای ازدواج. آنها می خواستند مرا به عقد و ازدواج مردی درباورند که ۱۵ سال از من بزرگتر بود اما من علاقه یی به او نداشتم. راستش را بخواهید از مدتی پیش به حوانی علاقه پیدا کرده بودم و به دور از چشم والدین خود با او ارتباط داشتم، وقتی اصرار والدینم برای ازدواج ادامه پیدا کرد و آنها با ازدواج من و پسر مورد علاقه ام مخالفت کردند از خانه فرار کردم.
بعد چه اتفاقی افتاد؟
متاسفانه من اشتبام می کردم و دل به سراب بسته بودم. تا پیش از فرار تصور می کردم جوانی که به او علاقه دارم، مردی است که می توانم در زندگی به او تکیه کنم اما پس از ۲روز متوجه شدم از چاله به چاه سقوط کرده ام و در شرابط و موقعیت سختی قرار گرفتم. حمید به من دروغ گفته بود. می دانستم که برگشت به خانه برایم امکان پذیر نیست. لذا خود را به دست سرنوشت سپردم. ای کاش هیچگاه از خانه فرار نمی کردم. حمید به موادمخدر اعتیاد داشت و خود را هم نمی توانست حفظ کند، چه برسد به اینکه برای من سرپناه ایجاد کند. پس از ۲روز مرا از خانه خود راند و من نیز با دنیایی که برای خودم ساخته بودم از او جداشدم و به تهران آمدم.
چگونه معتاد شدی؟
وقتی به تهران رسیدم، خسته و سرگردان بودم. بدون انکه هدف مشخصی داشته باشم، شروع به قدم زدن کردم و در همین زمان سوار یک خودرو با ۲سرنشین شدم. آنها وقتی متوجه شدند یک دختر فراری هستم با دلسوزیی و همدردی درویت مرا به خانه بردند و در این محل به اصرار آنها از مواد مخدر استفاده کردم. به مدت یک هفته در این محل بودم و بارها از سوی آنها و دیگر دوستانشان مورد آزار و اذیت قرارگرفتم.
چه نوع موادمخدری مصرف کردی؟
کراک
چگونه باسارقان مسلح آشنا شدی؟
دیگر یک آوارده بودم و از سوی دیگر اعتیاد به موادمخدر نیز از من یک موجود بی اراده ساخته بود که تنها در فکر تهیه مواد بود. به هر ذلتی تن می دادم تا بتوانم موادمخدر تهیه کنم تا اینکه یک روز به صورت اتفاقی با ۲نفر به نام های سعید و حمید آشنا شدم. هر دونفر آنها سابقه دار بودند و هنوز یک ماه بیشتر از زمان آزادی آنها از زندان نگذشته بود. مدت زمان چندانی از آشنایی من با آنها نمی گذشت که به درخواست انها قرار شد به عنوان طعمه در مسیر خودروهای عبوری قرار بگیرم و پس از سوار شدن به خودرو و گفت و گو با راننده، آنها مرا تعقیب کرده و یکی از آنها خود را همسر من معرفی و با تهدید راننده از او اخاذی کند.
چه مدت با آنها در سرقت مشارکت می کردی؟
دقیقا یادم نیست. راستش را بخواهید وقتی کراک و شیشه و از این جور کوفت و زهرمارها مصرف می کنی، قدرت فکر کردن نداری. باور کنید نمی دانم اما زیاد بود.
نحوه دستگیری؟
بعد از اینکه مطابق روزهای گذشته سوار یک خودرو شدم با راننده شروع به گفت و گو کردم و سعی می کردم با فریب، او رابه یکمحل خلوت بکشانم. حمید و سعید که دوستان من بودند، با موتوسیکلت خودرو را تعقیب می کردند و زمانی که در محل مورد نظر انها با راننده درگیر شده و با سلاح وی را تهدید کردند، درگیری میان آنها باعث شد تا موضوع به پلیس گزارش شود. زمانی که مامورها در محل حاضر شدند، هردونفر با باقی گذاشتن ما از محل متواری شدند.
خانواده ات از سرنوشت تو خبردارند؟
پس از دستگیری زمانی که ماموران متوحع شدند فراری هستم، موضوع را به خانواده ام گزارش کردند، اما آنها گفتند دختر آنها پس از فرار از خانه برایشان مرده است و حاضر به قبول من نشدند.
اکنون به چه نتیجه یی رسیده یی؟
خودم هم نمی دانم. شاید والدینم حق داشته باشند که مرا نپذیرند. من باعث بی آبرویی آنها شدم. ای کاش هیچگاه از خانه فرار نمی کردم. اکنون نیز آرزوی مرگ دارم، هرچند که اعتیاد به کراک از من یک مرده متحرک ساخته است.
همدستانت دستگیر شده اند؟
خبرندارم، پرونده به پلیس آگاهی رفته و مامورها دنبال حمید و سعید هستند.
حرف آخر؟
از قول من بنویسید هیچ کجا امن تر از خانه و هیچ محبتی هماننده محبت پدر و مادر نیست. اکنون که به گذشته فکر می کنم می بینم، سقوط من به پرتگاه از زمانی شروع شد که به دوستی خیابانی دل بستم و تصور می کردم از همه بهتر فکر می کنم. غافل از اینکه فریب محبت دروغین و واژه های بی پایه و اساس را خوردم. پشیمانم و تنها آرزویم مرگ است. شاید با مرگ من خانواده ام از ننگی که من براشان رقم زدم، رهایی پیدا کنند.

گفت و گو با قاضی پرونده
دادیار بخشوده در شعبه ۵ دادیاری دادسرای جنایی پس از صدور قرار قانونی برای دختر معتاد به کراک به پرسش‌های خبرنگار ما پاسخ گفت:

پرونده تاسفباری است، نظر شما در خصوص این پرونده چیست؟
متاسفانه اظهارات و اعترفات این دختر ۱۷ ساله حاکی از سرنوشتی است که وی برای خود رقم زده. در حال حاضر اعتیاد شدید به مواد مخدر صنعتی از نوع کراک دارد. در ارتباط با موارد مندرج در این پرونده دستور تحقیقات به پلیس آگاهی صادر و موضوع از طریق یکی از پایگاه‌های پلیس آگاهی تهران بزرگ در حال بررسی و تحقیق است.
آیا همدستان متهم دستگیر شده‌اند؟‌
بله، با توجه به سوابقی که از متهمان وجود داشت، هر دو متهم دستگیر و یک قبضه سلاح کمری از آنها کشف و ضبط شده است.
متهمان به چند فقره سرقت اعتراف کرده‌اند؟
تاکنون به ۱۷ فقره سرقت با همدستی دختر ۱۷ ساله اعتراف کرده‌اند که دستور شناسایی مالباختگان صادر شده است.
آیا پرونده‌های دیگری در ارتباط با دختران معتاد به مواد مخدر صنعتی از قبیل شیشه‌ و کراک وجود دارد؟
در شعبه ۵ دادیاری چندین پرونده مطرح است که عمدتاً‌ مربوط به دختران جوانی است که پس از اعتماد به افرادی که در مسیر آنها قرار می‌گیرند قربانی مواد مخدر می‌شوند و یا اینکه پس از حضور در پارتی‌ها و مهمانی‌ها به این مواد افیونی و خطرناک اعتیاد پیدا می‌کنند‌.‌
دختر جوان عنوان می‌کرد والدینش حاضر به پذیرش وی نیستند.
متاسفانه این موضوع صحت دارد. پس از دستگیری این دختر زمانی که معلوم شد وی چند ماه پیش از منزل خود متواری شده و به تهران آمده است با وجود مقاومت این دختر که حاضر به ارایه آدرس والدین خود نبود، سرانجام او آدرس واقعی را ارایه کرد و پس از تماس، والدین او عنوان کردند حاضر به پذیرش دختر خود که به مواد مخدر اعتیاد دارد، نیستند.
پس تکلیف وی چه خواهد شد؟
به هر حال وی مرتکب جرم شده است و در صورتی که شاکی‌ها رضایت دهند مجبور هستیم وی را تحویل یکی از مراکز بهزیستی دهیم تا اقدامات درمانی درخصوص ترک اعتیاد و مسایلی که به لحاظ روانی بر او تاثیر ناخوشایندی داشته انجام شود.
توصیه شما به خانواده چیست؟
بر این عقیده‌ام که دوستی و ارتباط سالم میان والدین و جوانان و ایجاد فضای مطلوب می‌تواند هوشیاری فرزندان را به دنبال داشته باشد. فراموش نکنیم اگر خانواده‌ها به فرزندان خود محبت نکنند، ممکن است آنها با کوچکترین رفتاری که شاید تنها نمایشی از محبت باشد، خود و خانواده‌شان را دچار مشکل کنند.

تاریخ بروزرسانی : 2009-05-21 / گردآوری :
/
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
اخبار مرتبط :
logo-samandehi